درس دوم :خوب جهان را ببین ادبیات فارسی سال هشتم

ادبیات رویکرد تربیتی ( کلاس شیشه ای )

بر رهگذرت بسته ام از دیده دو صد جوی        تا بوکه تو چون سرو خرامان بدرآیی     

     درس دوم :خوب جهان را ببین ادبیات فارسی سال هشتم

 لغات و ترکیبات درس 2 ( خوب جهان را ببین)

دلایل : جمع دلیل  علت ها

بی همتا : بی مانند،یکتا

اسرار: جمع سرّ رازها

چونان : مانند

پرتو :نور وروشنی

حدقه:کاسه چشم ، مردمک چشم

تابان : درخشنده

دفع : راندن

جثه:اندام ، پیکر

عظمت : بزرگی

بنگر: نگاه کن

انباشته شده : پر شده

برافراشته: بلند کرده

خزان : پاییز

 زرّناب : طلای خالص

جلوه : ظاهر ، پیدایی

فراز : بلندی

کاکل : شبیه به تاجی از مو

نقش ونگار : شکل وشمایل

درهم آمیخته: مخلوط شده ، ترکیب یافته

نکته مهم : این درس منبع خوبی برای یادگیری آرایه تشبیه است چون تشبیهات زیادی در این درس به کار رفته که می توان پس از  یا دگیری آن ها نمونه ای شبیه به آنها نیز در نوشته خود به کار برد .

برخی تشبیهات به کار رفته در درس :

صفحه 17 : ..... این بال ها همانند لاله های گوش اند

صفحه 18 :.... برای او دو چشم و دو حدقه چونان ماه تابان آفرید .

دو پای داس مانند که اشیا را بر می دارد.

صفحه 19 : دم کشیده اش که آن را چونان چتری گشوده است که طاووس آن را بر سر خود سایبان می سازد .

گویی بادبان کشتی است که نا خدا آنرا برافراشته است .

رنگ های پر طاووس را به روییدنی های زمین تشبیه کنی ....

اگر آنرا با پارچه های پوشیدنی همانند سازی چون .........

پرهای طاووس چونان برگ خزان دیده می ریزد...

در اطراف گردنش گویا چادری سیاه افکنده ...

نکات درس دوم فارسی هشتم (صورتگر ماهر ) صفحه 17


" صورتگر ماهر " 

راستی را کس نمی­داند که در فصل بهار     /  از کجا گردد پدیدار این همه نقش و نگار؟

راستی را: به راستی         پدیدار: آشکار، پیدا، عیان               نقش و نگار: تصاویر رنگارنگ، صورت­های متنوع

به راستی هیچ کس نمی­داند که در فصل بهار، این همه نقش و نگار زیبا از کجا پیدا می­شوند؟

عقل­ها حیران شود، کز خاک تاریک نژند    /    چون برآید این­همه گل­های نغزِ کام­کار؟

حیران: متحیّر، متعجّب، سرگشته                نژند: تیره، غمگین، اندوهگین، سرد و نمناک

برآید: می­روید، رشد می­کند                  نغز: خوب، نیکو          کامکار: خوش­بخت، کامروا، دل­پسند

عقل انسان شگفت زده می­ ماند که چگونه از خاک تیره­ ی سرد و بی­ روح این همه گل­های خوب و دل­پسند می­ روید؟

چون نپرسی کاین تماثیل از کجا آمد پدید؟  /  چون نجویی کاین تصاویر از کجا شد آشکار؟

تماثیل: جمع مکسّر تمثال      تمثال: شکل و تصویر، مجسّمه    

چرا از خودت نمی ­پرسی که این­ همه شکل و تصویر از کجا پیدا و پدیدار می­شود؟

برق از شوقِ که می­ خندد بدین­سان قاه­ قاه  /  ابر از هجرِ که می­گرید بدین­سان زار زار؟

آرایه­ ی تضاد در :(شوق و هجر/ می ­خندد و می­ گرید/ قاه­ قاه و زار زار)

آرایه­ ی مراعات نظیر در:(ابر- برق / خنده – گریه)

آرایه­ ی تشخیص در: (برق قاه قاه می­خندد / ابر زاز زاز می­گرید)

برق آسمان از اشتیاق دیدار چه کسی این گونه قهقهه می­زند و ابر از غم دوری چه کسی این گونه زاز می­زند؟

کیست آن صورتگر ماهر که بی ­تقلیدِ غیر   / این همه صورت برد بر صفحه­ ی هستی به کار؟

صورتگر: نقاش            صفحه­ ی هستی: ترکیب اضافی(اضافه­ ی تشبیهی)   عالم هستی به صفحه­ ی نقاشی تشبیه شده است.                 بی ­تقلید غیر: بدون پیروی  از دیگران              ماهر: زبر دست، چیره دست

آن نقّاش ماهری که این همه تصاویر تازه و زیبا را بر صفحه­ ی هستی به کار بسته است، چه کسی است؟

قاآنی شیرازی

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان ۱۳۹۸ساعت 20:19  توسط ملاحسنی  |