ادبیات رویکرد تربیتی ( کلاس شیشه ای ) | شعر

ادبیات رویکرد تربیتی ( کلاس شیشه ای )

بر رهگذرت بسته ام از دیده دو صد جوی        تا بوکه تو چون سرو خرامان بدرآیی     

فیلم های حفظ شعر و شعرخوانی و فعالیت های کلاس ادبیات سال 1398

فیلم های دانش آموزان 

 

23- آزمون حفظ شعر آزادگی ، دانش اموزان کلاس 8/3 دبیرستان شاهد آقایان بهمن، ساکت، نوروزی، خسروی، عبدی، پارسا مبین، رشیدیان

22- فیلم دانش آموزان کلاس 8/3 دبیرستان شاهد در زنگ انشا. آقایان خانی، سواران، فدوی، بیگی، اسماعیلی

21- فیلم شعر خوانی آقای صالح عفتی کلاس 7/2 دبیرستان یاران مهدی عج شهر ری

20- دکلمه و شعر آقای اسمعیلی و اقای فدوی کلاس هشتم دبیرستان شاهد

19- شعرخوانی آقای صالح عفتی کلاس هفتم "در روح و جان من می مانی ای وطن" یاران مهدی عج 

18- فیلم حفظ شعر آزادگی آقای ابراهیمی شاهد علامه طباطبایی

17- مداحی آقای ابوالفضل بقایی در ایام فاطمیه دبیرستان یاران مهدی عج

16- فیلم شعر ای ایران ای مرز پرگهر آقای صالح عفتی کلاس هفتم دبیرستان یاران مهدی (عج)

15- فیلم حفظ شعر دانش آموزان کلاس هشتم دبیرستان یاران مهدی عج( شعر آزادگی)

14- - نوحه خوانی و عزاداری آقای خانی دبیرستان شاهد 

13- نوحه خوانی و عزاداری دانش آموزان دبیرستان شاهد علامه طباطبایی در شهادت حضرت فاطمه زهرا س 1398

12- آواز خوانی آقای صالح عفتی کلاس هفتم ( شعر فضل تو)

11- فیلم شعرخوانی آقای کتی

10- فیلم شعرخوانی شاعر نوجوان آقای ساعی

9-فیلم شعرخوانی آقای بی بلا در وصف حضرت امیرمومنان (ع) به سبک صابر خراسانی

8- فیلم شعرخوانی شاعر نوجوان آقای سینا نوروزی  

7- فیلم شعرخوانی آقای بی بلا در وصف حضرت فاطمه زهرا(س) 

6- فیلم شعرخوانی آقای خانی( خودشان این شعر زیبا را سرودند )، آقای بیگی، آقای فدوی

5- فیلم حفظ شعر ای ایران آقای طالبی

4- فیلم حفظ شعر ای ایران آقای بیگی

3- فیلم حفظ شعر پیش از این ها آقایان پارسا و کارگر

2- فیلم حفظ شعر استاد شفیعی کدکنی و سهراب سپهری کلاس 8/3 

1-فیلم حفظ شعر آقای سواران را اینجا مشاهده نمایید

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۸ساعت 17:53  توسط ملاحسنی  | 

مثنوی : 🔽🔽🔽🔽

شعري است بر يك وزن با بيت هاي مصرع ، كه هر بيت قافيه اي جداگانه دارد . و چون هر بيت داراي دو قافيه است آن را مثنوي ( مزدوج يا دوتايي) ناميده اند . شعری که در آن هر بیت قافیه هایی مستقل و جدا از ابیات دیگر داشته باشد مثنوی ،یا دوگانی نام دارد. 
مثنوی به سبب امکان نوکردن قافیه در هر بیت برای سرودن منظومه های بلند مناسب تراست. مثنوی از قدیمترین قالبهای شعر فارسی و مخصوص زبان فارسی است و در همه ادوار از آن استفاده می شده است .
موضوع مثنوی :
حماسی و تاریخی : شاهنامه فردوسی،اسکندر نامه نظامی
اخلاقی و تعلیمی: بوستان سعدی 
عاشقانه و بزمی: خسرو شیرین نظامی، ویس و رامین فخرالدین اسعد گرگانی 
عارفانه : مثنوی معنوی مولانا ، منطق الطیر ، عطار نیشابوری 

شکل گرافیکی قالب مثنوی: 

-----------------🔹         ------------------ 🔹
-----------------🔻         -------------------🔻
-----------------🔸         -------------------🔸
-----------------🔺        -------------------🔺

سرودن مثنوی از قرن سوم و چهارم هجری آغاز شده است که از بهترین مثنوی ها می توان به شاهنامه فردوسی، حدیقه سنایی، خمسه نظامی و مثنوی مولوی اشاره کرد. 

مشخصات مثنوي :
1- تعداد ابيات مثنوي حداقل دو بيت است و حداكثر براي آن وجود ندارد .
2- مثنوي مناسب ترين قالب براي بيـان داستان ها و مطالب طولاني از جمله تواريخ و قصص است .
3- موضوع و درون مايه مثنوي حماسي ، تاريخي ، اخلاقي ، تعليمي ، عاشقانه ، بزمي و عارفانه است .
مشهورترين مثنوي سرايان عبارتنداز : فردوسي ، نظامي ، اسدي توسي ، مولوي ، عطّار ، سعدي ، سنايي ، جامي ، پروين اعتصامي و شهريار .

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان ۱۳۹۸ساعت 6:8  توسط ملاحسنی  | 

غزل : 🔽🔽🔽🔽

"غزل" در لغت به معنی "حدیث عاشقی" است. در قرن ششم که قصیده در حال زوال بود "غزل" پا گرفت و در قرن هفتم رسما قصیده را عقب راند و به اوج رسید. در قصیده موضوع اصلی آن است که در آخر شعر "مدح" کسی گفته شود و در واقع منظور اصلی "ممدوح" است اما در غزل "معشوق" مهم است و در آخر شعر شاعر اسم خود را می آورد و با معشوق سخن می گوید و راز و نیاز می کند. این "معشوق" گاهی زمینی است اما پست و بازاری نیست و گاهی آسمانی است و عرفانی. 
ابیات غزل بین 5 تا 10 ییت دارد و دو مصراع اولین بیت و مصراع دوم بقیه ابیات هم قافیه اند.

شعري است بر يك وزن ويك قافيه به طوري كه مصراع اول بيت نخست ، با همه ي مصراع هاي دوم ابيات ديگر هم قافيه باشد . 
تذكر : نحوه ي تكرار قافيه در غزل همانند قصيده است .


موضوع غزل : درون مایه غزل عاشقانه، عارفانه یا آمیزه های از این دو است و یا مضمونی اجتماعی دارد. (بیان عواطف و احساسات وصف طبیعت یا گفت و گو از ایام جوانی) 
پیدایش غزل : غزل در قرن 6 هجری قمری رواج یافت بدین گونه که تغزل قصاید به صورت قالبی مستقل درآمد و غزل نام گرفت.
محتوای غزل در آغاز عاشقانه بود سپس عارفانه (قرن 7 و 8) و بدنبال آن در دوره مشروطیت جنبه اجتماعی به خود گرفت . غزل در روزگار ما نیز همواره از قالبهای درجه اول و محبوب شعر فارسی بوده است. 
تخلّص شاعری : شاعر در پایان غزل نام خود یا تخلص شاعری خویش را می آورد. 
غزل سرایان بزرگ شعر فارسی: شهریار- هراتی . رهی معیری . صائب تبریزی . حافظ . سعدی . مولوی . سنایی غزنوی

شکل گرافیکی قالب غزل :
-------------------🔹      ------------------- 🔹
-------------------         -------------------🔹

مشخصات غزل :
1- تعداد ابيات غزل حداقل پنج بيت و حداكثر دوازده بيت است . ( گاهي غزل ها بيش از پانزده بيت هم يافت مي شود . ) 
2- درون مايه و محتواي غزل بيان عواطف و احساسات ، عشق و عرفان و گاهي هم مضمون اجتماعي مي باشد .
3- بيت اوّل غزل را مطلع بيت آخر آن را مقطع گويند . ( كه هر كدام اگر به خوبي مطرح شوند حسن مطلع و حسن مقطع نام مي گيرند . )
4- در غزل تنوع مطالب ممكن است . ( يعني موضوع هر بيت مي تواند با ابيات ديگر فرق داشته باشد.)
5- غزل از قرن ششم به وجود آمده است . ( در واقع همان تغزل قصيده است ) از آغاز پيدايش ، عاشقانه و با ظهور سنايي عارفانه مي شود . ) 
6- با ظهور انقلاب مشروطه ، غزل مضمون اجتماعي نيز به خود مي گيرد . 


نكته : غزل عاشقانه را سعدي و غزل عارفانه را مولوي به اوج خود رساندند 
حافظ كه سر آمد غزل سرايان شعر فارسي است ، شيوه ي عاشقانه – عارفانه را به كمال رساند . 
مشهورترين غزل سرايان عبارتنداز : حافظ ، سعدي ، مولوي ، صائب تبريزي ، عراقي ، فرخي يزدي ، رهي معيري ، شهريار و ... 

فرق غزل و قصيده :
1- از نظر تعداد ابيات
2- درون مايه و محتواي
3- وحدت موضوع نكته : اگر شاعر بيت نخست مطلع غزل و قصيده خود را زيبا و دلپسند بياورد ، از آن به حسن مطلع تعبيـر مي شود به طوري كه شنونـده براي شنيدن باقي سخـن تشـويق گردد .
نكته : اگر شاعر بيت آخر شعرش را ( معمولاً قصيده يا غزل ) به نحوي شيوا و دلنشين بياورد كه به عنوان حسن ختام در روح شنونده و خواننده اثر نيك و خوش باقي بگذارد ، از آن به حسن مقطع تعبير مي شود.

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان ۱۳۹۸ساعت 6:3  توسط ملاحسنی  | 

روز بزرگ داشت حافظ گرامی باد


💐۲۰ مهر، روز بزرگداشت #حضرت_حافظ گرامی باد.💐

بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه‌بان دارد
بهار عارضش خطی به خون ارغوان دارد

غبار خط بپوشانید خورشید رخش یا رب
بقای جاودانش ده که حسن جاودان دارد

چو عاشق می‌شدم گفتم که بردم گوهر مقصود
ندانستم که این دریا چه موج خون‌فشان دارد

ز چشمت جان نشاید برد کز هر سو که می‌بینم
کمین از گوشه‌ای کرده‌ست و تیر اندر کمان دارد

چو دام طره افشاند ز گرد خاطر عشاق
به غماز صبا گوید که راز ما نهان دارد

بیفشان جرعه‌ای بر خاک و حال اهل دل بشنو
که از جمشید و کیخسرو فراوان داستان دارد

چو در رویت بخندد گل مشو در دامش ای بلبل
که بر گل اعتمادی نیست گر حسن جهان دارد

خدا را داد من بستان از او ای شحنه مجلس
که می با دیگری خورده‌ست و با من سر گران دارد

به فتراک ار همی‌بندی خدا را زود صیدم کن
که آفت‌هاست در تاخیر و طالب را زیان دارد

ز سرو قد دلجویت مکن محروم چشمم را
بدین سرچشمه‌اش بنشان که خوش آبی روان دارد

ز خوف هجرم ایمن کن اگر امید آن داری
که از چشم بداندیشان خدایت در امان دارد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر ۱۳۹۸ساعت 17:10  توسط ملاحسنی  | 

قافیه در شعر نو

شاعران نو پرداز برای قافیه اهمیت زیادی قائل اند ، مثلا نیما یوشیج درباره ی قافیه مینویسد که : اگر قافیه نباشدچه خواهد بود ؟ حباب تو خالی ، شعر بی قافیه مثل آدم بی استخواناست . هنر شاعریی در قافیه سازی است ... 

قافیه ی شعر نو بر خلاف شعر کلاسیک در آخر ابیات نمی آید بلکه بستگی به مطلب دارد . به علاوه هر مطلب قافیه دار نیست . به هر حال در شعر نو قافیه محدودیت های شعر کلاسیک  را ندارد وشاعر خود را اسیر قافیه نمیسازد ، بلکه معمولا در هر مطلب دو یا چند مصرع قافیه دار می آید . در ادامه به نمونه ای از یک شعر نو  می پردازیم که می توان  آزادی شاعر  را در خلق هنر قافیه سازی به وضوح دریابیم .

از تهی سرشار 

جویبار لحظه ها جاری است 

چون سبوی تشنه کاندر خواب بیند آب و اندر آب بیند سنگ 

دوستان و دشمنان را می شناسم من 

زندگی را دوست می دارم 

مرگ را دشمن 

وای  اما با که باید گفت؟ من دوستی دارم 

که به دشمن باید از او التجا بردن

جویبار لحظه ها جاری ....

                                                                                       ( م . امید )

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مهر ۱۳۹۸ساعت 6:50  توسط ملاحسنی  | 

گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود

امیدوارم نتایج نهایی امسال شما ، عالی شده باشه و تابستان باشکوهی رو آغاز کرده باشید. یادتون باشه کسب مهارت در تابستان اولویت اول هر کسی می تونه باشه. پس وقت خودتون رو هدر ندهید که در قبال اون مسئول هستیم.

این شعر زیبای قیصر امین پور هم تقدیم شما.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر ۱۳۹۸ساعت 8:30  توسط ملاحسنی  | 

۲۵ فروردین، روز بزرگداشت عطار نیشابوری

 

فریدالدین ابوحامد محمد عطار نیشابوری مشهور به شیخ عطّار نیشابوری (زادهٔ ۵۴۰ در نیشابور – درگذشتهٔ ۶۱۸ هجری قمری در شادیاخ نیشابور) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد و در ۶۱۸ هجری به هنگام حملهٔ مغول به قتل رسید.

۲۵ فروردین، روز بزرگداشت عطار نیشابوری
ای دل اگر عاشقی در پی دلدار باش
بر در دل روز و شب منتظر یار باش
دلبر تو دایما بر در دل حاضر است             
رو در دل برگشای حاضر و بیدار باش

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۶ساعت 23:8  توسط ملاحسنی  | 

حفظ شعر

دانش آموزان گرامی پایۀ هشتم و نهم :

یادتان باشد برای نوبت دوم

دو تا شعر را باید حفظ بنمایید

هر وقت حفظ بودید معطل نکنید

در خیابان هم مرا دیدید

شعرتان را بخوانید

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اسفند ۱۳۹۵ساعت 16:46  توسط ملاحسنی  | 

دانایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

        آن کس که بداند و بخواهد که بداند                                                                                                        خود  را به بلندای سعادت برساند

                     آن کس که بداند و بداند که بداند                                                                                                اسب شرف از گنبد گردون بجهاند

                آن کس که بداند و نداند که بداند              

                                                                             با کوزۀ آب است ولی تشنه بماند!

             آن کس که نداند و بداند که نداند                  

                                                                     لنگان خرک خویش به مقصد برساند!!

            آن کس که نداند و بخواهد که بداند                                                                                                                                                 جان و تن خود را ز جهالت برهاند                    

           آن کس که نداند و نداند که نداند                            

                                                                   در جهل مرکّب ، ابد الدهر بماند!

         آن کس که نداند و نخواهد که بداند                     

                                                                 حیف است چنین جانوری زنده بماند!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم دی ۱۳۹۵ساعت 16:14  توسط ملاحسنی  | 

تبریک به برگزیدگان مسابقات فرهنگی ( شعر )

امسال تعداد زیادی از دوستان خوب در کلاس های مختلف ، با ذوق و استعداد خدادادی خود شعرهای زیبایی را سرودند و در کلاس خواندند. برخی از این دوستان آثار ارزشمند خود را جمع آوری نمودند و در مسابقات شعر ناحیه 2 شهرری شرکت دادند.

امسال این مسابقات دونفر برگزیده داشت که هر دو نفر از دوستان خوب من هستند. این موفقیت ارزشمند را به این دوستان و خانواده های گرامی ایشان تبریک و شاد باش می گویم و امیدوارم قدر این نعمت و استعداد خدادادی را بدانند و در شکوفا نمودن ان در سال های آینده بکوشند که بی شک می توانند از شاعران خوش ذوق باشند و هستند.

با افتخار اعلام می دارد نفر اول مسابقات شعر شهرمان آقای :

1-آقای امیرعلی کیان عارف (دبیرستان کشاورز جود)

 

نفر دوم مسابقات شعر شهرمان :

2- آقای علیرضا غلامی از دبیرستان حکمت


برچسب‌ها: مسابقات شعر
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۵ساعت 21:30  توسط ملاحسنی  | 

                                           شعر یاد حسین(ع)

 

قالب شعر (قصیده) است                

ردیف شعر: تشنه

کلمات قافیه شعر: سخنور، یکسر، یاور، بر(خشکی)، بر(کنار، سینه)، اصغر، کوثر، محشر

حروف مشترک قافیه های شعر: (-َر)

تف:گرما، سوزش، داغ            کام: دهان           سخنور: شاعر، سخن­گو

دشت بلا: کربلا                   خسرو: پادشاه        یاور: یاری گر

کوثر: چشمه ای در بهشت                    صف محشر: صحرای قیامت

ره بردن: رسیدن       پرتَف: سوزان           آل: خاندان   

عطشان: تشنه         احمد: لقب حضرت محمد(ص)

حیدر: لقب حضرت علی(ع)               شط: رود             لب شط: ساحل رود

آرایه­ جناس تام: آوردن دو واژه که درلفظ مشترک و در معنی متفاوت باشد.

آرایه مراعات نظیر: به آوردن اعضای یک مجموعه و رعایت خویشاوندی کلمات در شعر گویند.

شعار: خلاصه و فشرده خواسته ها و آرمان های یک گروه یا یک ملت است.

   شد چنان از تَف دل کام سخنور تشنه       که ردیف سخنش آمده یک سر تشنه

معنی بیت : از شدت گرمای دل چنان دهان شاعرتشنه گشت که تمام ردیف شعرش کلمه ی تشنه شد.

 

    آه و افسوس از آن روز که در دشت بلا       بود آن خسرو بی لشکر و یاور تشنه

معنی بیت : افسوس از  آن روز که در کربلا، آن پادشاه بدون لشکر و بدون یار و یاور تشنه بود.

   با لب خشک و دل سوخته و دیده ی تر         غرقه ی بحر بلا بود در آن بر تشنه

لب ، دل ، دیده : آرایه ی مراعات نظیر              بحر و بر: آرایه ی تضاد

معنی بیت : با لبی خشکیده و دلی سوخته و چشمانی تر در آن بیابان در حالی که دچار مصیبت های زیادی شده بود لب تشنه بود.

   همچو ماهی که فتد زآب برون ، آل نبی        می تپیدی دلشان ، سوخته در بر تشنه

آرایه ی تشبیه:        رکن اوّل ( مشبّه ) = آل نبی       رکن دوم ( مشبّه به )=  ماهی    

 رکن سوم ( وجه شبه )= از شدّت تشنگی بالا و پایین پریدن     رکن چهارم ( ادات تشبیه ) = همچو

 معنی بیت : مانند ماهی که از آب بیرون می افتد اهل بیت پیامبر دلشان از شدت تشنگی در سینه می سوخت و می تپید. (دل اهل بیت پیامبر از شدت تشنگی مانند ماهی كه از آب بیرون بیفتد در سینه می سوخت و می تپید.)

    آل احمد همه عطشان ز بزرگ وکوچک        نسل حیدر همه از اکبر و اصغر تشنه

آرایه ی تضاد: ( بزرگ و کوچک )    ( اکبر و اصغر )

 معنی بیت : خاندان حضرت محمد(ص)  و فرزندان حضرت علی(ع) از بزرگ تا کوچک همگی تشنه لب بودند.

  تشنه لب کشته شود در لب شط از چه گناه ؟      آن که سیراب کند در لب کوثر تشنه؟

معنی بیت : آن کسی که بر ساحل چشمه کوثر همه ی  تشنگان را سیراب می کند به کدامین گناه باید در کنار آب فرات در حالی که تشنه است ،کشته شود؟

 برد عباس جوان ، ره چو سوی آب فرات    ماند بر یاد حسین (ع) تا صف محشر تشنه

معنی بیت : وقتی که عباس جوان به آب فرات رسید به یاد تشنگی امام حسین (ع)تا قیامت تشنه ماند.

 کاش می گشت « فدایی » به فدایش آن روز    تا نگشتی به صف پر تف محشر تشنه

معنی بیت : ای کاش شاعر(فدایی مازندرانی) در روز عاشورا فدای حسین می شد تا در صف سوزان صحرای قیامت تشنه نمی ماند.

 

                                                                                                     ( فدایی مازندرانی )

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۵ساعت 20:6  توسط ملاحسنی  | 

غزل حافظ ( یکشنبه 94/11/25)

دوستان عزیز به نکات زیر توجه فرمایید:

این هفته جلسه آخر حفظ شعر می باشد

1- نوشتن فعالیت های درس جدید

2- پاسخ به برگه فعل ها و زمان ها( کسانی که تحویل نداده اند یا نمره کامل نگرفته اند)

3- آزمون این هفته از گروه فعلی خواهد بود

4- انشای طنز با موضوع آزاد( شروع با روش... )

 

فایل صوتی غزل


برچسب‌ها: غزل حافظ
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۴ساعت 12:45  توسط ملاحسنی  | 

شعر حافظ 94/11/18

دوستان عزیز به نکات زیر توجه فرمایید:

1- نوشتن فعالیت های درس جدید

2- پاسخ به برگه فعل ها و زمان ها

3- آزمون این هفته از گروه فعلی خواهد بود

4- انشای طنز با موضوع آزاد( شروع با روش... )

 

فایل صوتی غزل

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم بهمن ۱۳۹۴ساعت 13:32  توسط ملاحسنی  | 

غزل حافظ ( یکشنبه 94/11/11 )

آزمون این هفته گروه فعلی و انواع فعل می باشد ( متناسب با برگه طلایی )

فایل صوتی غزل

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم بهمن ۱۳۹۴ساعت 12:50  توسط ملاحسنی  | 

درس هشتم سال نهم

+ نوشته شده در  شنبه سوم بهمن ۱۳۹۴ساعت 18:15  توسط ملاحسنی  | 

درس پنجم ادبیات فارسی سال هشتم  راه نیک بختی

توضیحات در ادامه  ....

 


برچسب‌ها: درس پنجم سال هشتم راه نیک بختی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوم بهمن ۱۳۹۴ساعت 14:39  توسط ملاحسنی  | 

پرتو امید

یکی از زیباترین درس های کتاب فارسی سال نهم درس پرتو امید است . این درس به معرفی حافظ و یکی از زیباترین غزل های این شاعر بزرگ قرن هشتم می پردازد ( شعر پرتو امید )

حافظ : خواجه شمس‌الدین محمد، حافظ شیرازی معروف به لسان‌الغیب، از بزرگ‌ترین شاعران غزل سرای ایران و جهان است که در قرن هشتم می‌زیست. گفته‌اند چون قرآن را از بر داشت، «حافظ» تخلّص گرفت. آن چه از محتوای شعر حافظ به دست می‌آید. تسلّط وی به زبان عربی و تبّحر او در علوم مختلف است. دیوان او سرشار از آموزه های عرفانی حکمت الهی است. آرامگاه او در باغ زیبایی در شمال شهر شیراز واقع شده که به «حافظیّه» معروف است.

 

تمام نکات زبانی - ادبی - لغوی شعر در ادامه آمده است ...

 


برچسب‌ها: درس پرتو امید, پایه نهم
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوم بهمن ۱۳۹۴ساعت 9:4  توسط ملاحسنی  | 

ذهن قافیه ساز

       یکی از اهداف درس فارسی ، پرورش ذوق هنری و قوۀ تخیل دانش آموزان است . شعر گفتن می تواند یکی از اهداف نهایی برای درس فارسی باشد. در بین شما دانش آموزان عزیز ، دوستان زیادی علاقه و تمایل به شعر گفتن دارند و هر از گاهی در کلاس درس فارسی با شعرهای زیبایی از سوی شما ، مواجه می شویم. چقدر خوب است که در پرورش ذهن ادبی مان همت کنیم و در کنار وقایع زندگی و اتفاقاتی که در اطرافمون رخ می دهد و حسّ و حالی پیدا می کنیم ؛ آن را بکار گیریم و احوالات خودمان را در قالب کلمات و عبارات آهنگین و وزین بیان داریم. همین کار ساده زمینه تقویت ، ذوق هنری در ما خواهد بود.

     امروز قصد دارم یکی از دانش آموزانی که در این زمینه فعال است و در دو سال گذشته تک بیت ها و چند بیتی های زیبایی را سروده است خدمت شما معرفی کنم . جناب کیان عارف از آن گروه دانش آموزانی است که سعی می کند هر جلسه با دست پر به کلاس بیاید و با بیان احساسات خود در قالب عبارات آهنگ دار ، همۀ ما را در اندیشه های خود شریک کند . این شاعر آینده دار در صورت تداوم این راه می تواند از شعرای خوب ما در آینده باشد. یکی از آخرین نوشته های ایشان را باهم مرور می کنیم :

چه بد شد که رفت از میان ما آقای قوام         چه حیف شد که نیاورد در این دنیا دوام

بود معلم سال هفتم ما در درس قرآن               حالا نشسته است در زیباترین مکان

آرزویش بود رفتن به عرفات                         حالا که رفته اجماعاً صلوات

درود بر شما جناب کیان عارف و احساسات پاک و ذوق ادبی شما.

 


برچسب‌ها: دانش آموزان برگزیده هفته
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم دی ۱۳۹۴ساعت 9:21  توسط ملاحسنی  | 

جوانه و سنگ ( ادبیات فارسی سال هشتم )




نویسنده : سرور   کتبی
ویراستار : ولی‌زاده - علی
تاریخ نشر : ۱۳۸۱/۱۲/۰۵
تعداد صفحه : ۲۰

این داستان کوتاه تخیلی درباره خشکسالی برای کودکان و نوجوانان, تالیف شده است .داستان از این قرار است که جوانه‌ای در زمینی خشک, در کنار یک سنگ, سر از خاک در می‌آورد .جوانه بسیار تشنه است, از همین رو, سنگ می‌کوشد تا مقداری آب پیدا کند به همین خاطر از یک سنجاقک رهگذر می‌خواهد تا از مرداب نزدیک آنجا مقداری آب بیاورد .اما مرداب, تن به این کار نمی‌دهد .سرانجام در آستانه مرگ جوانه, سنگ می‌شکافد و از درون آن, قدری آب زلال جاری می‌شود و به جوانه جانی دوباره می‌بخشد . بدین ترتیب, سنگ خود را نابود می‌سازد تا جوانه زنده بماند .
 
تکالیف دانش آموزان سال هشتم :
1- شخصیت های اصلی داستان را معرفی کنید
2- پنج مورد از پیام های این درس را پیدا کنید و در دفتر فعالیت نوشتاری خود بنویسید :
3- پنج ضرب المثل بنویسید که کلمه سنگ در آنها باشد
4- درس را با مادر خود در خانواده بخوانید
 
 
همکار خوبمان ، معلم گرامی آقای محمد قلی پور از شهر بردسکن  هم این داستان را به شعر در آورده اند :
 

برچسب‌ها: روان خوانی, هشتم
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۴ساعت 16:39  توسط ملاحسنی  | 

شعر هفته آینده ( شنیده ام سخنی خوش که پیر مغان گفت : )

دوستان دقت کنید همین غزل را یاد بگیرید

 

فایل صوتی غزل

 


برچسب‌ها: غزل حافظ
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۴ساعت 18:27  توسط ملاحسنی  | 

مثل آیینه ( درس سوم ) ادبیات فارسی سال نهم

لحن تعلیمی : هدف آموزش و اندرز است/ از این رو خواننده باید آهنگ و لحن متناسب با فضای تعلیمی را رعایت کند/ در لحن تعلیمی، خواننده با حفظ روحیۀ نیک اندیشی و خیرخواهی، نرمی و ملایمت در گفتار را به کار می گیرد/ حفظ آرامش و نرم گفتاری، بر تأثیر کلام اندرزی می افزاید، البته گاهی اندرز و تعلیم با زنهار و پرهیز ، همراه است و نباید با لحن دستوری و فرمان ، یکی دانست.( درس مثل آیینه)

پیدا کردن ترکیب ها + گروه های اسمی + آشنایی با نظامی گنجه ای اهمیت دارد.

لغات مشکل متن :

پر تب و تاب: پر اُفت و خیز

می­ نمایانند: نشان می ­دهند

بی­ هیاهو: بی­ سر و صدا

اصلاح: نیکو ساختن، بهبودی

افزون بر: اضافه بر، بعلاوه

نقد: برشمردن ضعف و قوّت کسی یا چیزی.

 آینه ، چون نقش تو بنمود راست /خود شکن ، آیینه شکستن خطاست  (نظامی گنجه ای

معنی :

اگر آینه ، عیب های تو را به درستی نشان داد ، نباید آینه را بشکنی ، بلکه درست آن است که خودت را اصلاح کنی.

آرایه :

راست و خطا : تضاد / بیت ضرب المثل ( امثال و حکم ) است./خود شکستن : کنایه از اصلاح کردن خود/

« شکن » و « شکستن » هم خانواده است.

 توجه :        « آیینه » و « آینه » ، جناس نیستند چون که تفاوت معنایی به وجود نمی آورند.

 تاریخ ادبیات :

نظامی گنجه ای : شاعر قرن ششم که علاوه بر دیوان شعر ، پنج مثنوی دارد که به پنج گنج یا خمسه نظامی معروف اند و می تواند آن ها را به اختصار در کلمه ی « ملخ ها » معرّفی کرد.

1- مخزن الاسرار 2- لیلی و مجنون 3- خسرو شیرین 4- هفت پیکر  5- اسکندر نامه

 ویژگی های مشترک آیینه و دوست = المومن مراة المومن   سوال امتحانی است.... 10 مورد
 در ادامه...
 

برچسب‌ها: درس مثل آیینه, کتاب نهم
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آبان ۱۳۹۴ساعت 11:57  توسط ملاحسنی  | 

شعر پرواز فارسی نهم ص 22

این شعر حفظ شود

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آبان ۱۳۹۴ساعت 11:38  توسط ملاحسنی  | 

شعر هفته آینده

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان ۱۳۹۴ساعت 19:0  توسط ملاحسنی  | 

یکم اردیبهشت سال روز درگذشت سهراب + فایل صوتی حجم سبز با صدای شکیبایی


اول اردیبهشت سالروز درگذشت سهراب سپهری شاعر معاصر کاشانی است که به این بهانه به سراغ سرورایت از این شاعر و نقاش رفته‌ایم که راویان‌شان همشهری های او هستند.

      سهراب سپهری اگر بود، پانزدهم مهر امسال شمع‌های 85 سالگی‌اش را فوت می‌کرد. ولی اول اردیبهشت 33 سال پیش از این دیار سفر کرد و ما را با شعرها و نقاشی‌هاش تنها گذاشت. این شاعر نو‌پرداز معاصر کاشانی از نظر اهمیت و محبوبیت دوره‌های مختلفی را طی کرده و موافقان و مخالفان خودش را داشته. ولی قطعاً اهمیت و تاثیرش بر شعر نو معاصر قابل چشم پوشی نیست.
یکی از مهم‌ترین دلایل محبوبیت سهراب برای علاقه مندانش، مثل هر شاعر و هنرمند دیگری هم خوانی آثارش با شخصیت او است. اما طبق معمول افراط و تفریط باعث شده اینجا هم تصویری تخت و تک بعدی از او در مخاطبان آثارش شکل بگیرد.
این چند خاطره، روایت مستقیم یا غیرمستقیم چند تا از شاعران کاشانی و همشهری او است از برخورد خود یا اطرافیانشان با سهراب. خواندن آن‌ها هاله تقدس را کنار می‌زند، به تصویر او بُعد می‌دهد و پازل شخصیتش را تکمیل می‌کند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 17:39  توسط ملاحسنی  | 

بهار جان ها

با اومدن بهار، طبیعت بی‏جان و افسرده جان تازه می گیره و  لباس زندگی  می پوشه وانسان  هم همین

وضعیت رو داره. پیامبر اکرم صلی ‏الله  می‏فرماید: «اِذا رَأَیتُم الرَّبیعَ فَأَکْثِروا ذِکرَ النُّشورِ؛

هر وقت بهار را

دیدید، بسیار از قیامت یاد کنید».


                                   


مولوی نیز در این‏باره  میگه:  

         این بهار نو ز بعد برگ‏ریز             

      هست برهان بر وجود رستخیز                                                  

   در بهاران رازها پیدا شود          

  هر چه خورده است این زمین رسوا شود                                         

رازها را می‏کند حق آشکار        

چون بخواهد رُست، تخم بد مکار

 

بهار که میاد، طبیعت لباس سبز شو می پوشه. چکاوک‏ها و قمریان، سرودهای فرح‏بخش و تازه

سر می دن و آدمارو به دوست داشتن یکدیگه، فرا می‏خونن. بهار، پیام‏آور عشق و رویشه ،فصل رویش و

آشتیه ، به همین خاطره  که دوست داشتنیه و با اومدنش همه دلها پر از عشق وسرور ومستی ومعرفت

میشه.

بهار، رحمت و محبت خدارو یادمون میاره. خداوند با دگرگونی فصل‏ها هم قدرت نا تمامش رو به ما نشون می ده.

هم جمال وجلوه زیباشو به انسان نشون می ده وهمینطور به انسان نشون می ده که فراموشش نکرده.:

بامدادی که تفاوت نکند لیل و نهار  

خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار

بلبلان وقت گل آمد که بنالند از شوق  

نه کم از بلبل مستی تو بنال ای هشیار

آفرینش همه تنبیه خداوند دل است  

دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار

خبرت هست که مرغان سحر می‏گویند  

آخر ای خفته! سر از خواب جهالت بردار


اگر طبیعت شکوفا و زیبا می‏شه، ما هم می تونیم......

از بهار عقب نمونیم و درس  تغییر در رفتار  ،بهتر شدن و شکوفایی و طراوت بیاموزیم


سعدی درباره بهار میگه:
چون است حال بُستان ای باد نوبهاری  
کز بلبلان برآمد فریاد بی‏قراری
ای گنج نوش‏دارو، بر خستگان نگه کن  
مرهم به دست و ما را مجروح می‏گذاری؟
هر ساعت از لطافت، رویت عرق برآرد  
چون بر شکوفه و گل، باران نوبهاری

آغوش می گشایم
بهار من بیا

عیدتان مبارک

+ نوشته شده در  جمعه دوم فروردین ۱۳۹۲ساعت 7:30  توسط ملاحسنی  | 

مساحت رنج

مساحت رنج

شعاع درد مرا ضرب در عذاب کنید
مگر مساحت رنج مرا حساب کنید

محیط تنگ دلم را شکسته رسم کنید
... خطوط منحنی خنده را خراب کنید

طنین نام مرا موریانه خواهد خورد
مرا به نام دگر غیر از این خطاب کنید

دگر به منطق منسوخ مرگ می خندم
مگر به شیوه ی دیگر مرا مجاب کنید

در انجماد سکون ، پیش از آنکه سنگ شوم
مرا به هرم نفسهای عشق آب کنید

مگر سماجت پولادی سکوت مرا
درون کوره ی فریاد خود مذاب کنید

بلاغت غم من انتشار خواهد یافت
اگر که متن سکوت مرا کتاب کنید

شاعر : قیصر امین پور 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۱ساعت 23:26  توسط ملاحسنی  | 

خانه تکانی دل


http://samiram.persiangig.com/Farnaz/31132bbc-6726-4900-800e-85a72ab79537.jpg

بیائید در این روزهای آخر سال، به دنبال خانه تکانی هایی که انجام دادیم سری هم به خانه ی دلمان بزنیم و تا می توانیم گرد و غبارش را بزدائیم.

بیائید تمام تلخی ها و پریشانی های جا مانده در آن را به باد فراموشی سپاریم و از اعماق قلبمان بی تاب شنیدن صدای پای بهار گردیم. بهاری که بخشی از خوش بینی تاریخی ماست. بهاری که به لحاظ طراوت و پاکی طبیعت به اندیشه ی ما نیز صفا می بخشد و با متحول کردن هستی، درون ما را نیز منقلب می کند و سردی خمودی زمستان را از جانمان می زداید. چه نیکوست به عمق فلسفه ی این پدیده بزرگ راه یابیم و تدبیر این مدبر هستی آفرین را درک کنیم که کمال هرگز توقف گاهی ندارد و تا جان در بدن باقیست باید آن را کامل ساخت.

پس ای مهربان بیا با گوش دلت بشنو ترنم دلنشین بهار را و با چشم دلت ببین زیبائی های برخاسته از این ترانه ی بهشتی.

گوارایت باد نسیم فرح بخش نوروزی آنگاه که آرام می وزد و روحت را با نوازشی دلنواز به عالم معنوی می رساند.

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۱ساعت 23:25  توسط ملاحسنی  | 

هنوز به دیدار خدا می روند ...

عابد و ابلیس

در میان بنی اسرائیل عابدی بود. وی را گفتند : فلان جا درختی است و قومی آن را می پرستند !!!
عابد خشمگین شد، برخاست و تبر بر دوش نهاد تا آن درخت را برکند...
ابلیس به صورت پیری ظاهر الصلاح، بر مسیر او مجسم شد، و گفت : ای عابد، برگرد و به عبادت خود مشغول باش!
عابد گفت : نه، بریدن درخت اولویت دارد...
مشاجره بالا گرفت و درگیر شدند، عابد بر ابلیس غالب آمد و وی را بر زمین کوفت و بر سینه اش نشست.
ابلیس در این میان گفت : دست بدار تا سخنی بگویم، تو که پیامبر نیستی و خدا بر این کار تو را مامور ننموده است، به خانه برگرد، تا هر روز دو دینار زیر بالش تو نهم؛ با یکی معاش کن و دیگری را انفاق نما و این بهتر و صوابتر از کندن آن درخت است ...
عابد با خود گفت : راست می گوید، یکی از آن به صدقه دهم و آن دیگر هم به معاش صرف کنم ، و برگشت...

بامداد دیگر روز، دو دینار دید و بر گرفت ، روز دوم دو دینار دید و برگرفت ، روز سوم هیچ پولی نبود!
خشمگین شد و تبر برگرفت و به سوی درخت شتافت ...
باز در همان نقطه ، ابلیس پیش آمد و گفت: کجا؟!
عابد گفت: می روم تا آن درخت را برکنم !

ابلیس گفت : زهی خیال باطل ، به خدا هرگز نتوانی کند !!!
باز ابلیس و عابد درگیر شدند و این بار ابلیس عابد را بیفکند چون گنجشکی در دست!
عابد گفت : دست بدار تا برگردم ! اما بگو چرا بار اول بر تو پیروز آمدم و اینک، در چنگ تو حقیر شدم؟!!

ابلیس گفت : آن وقت تو برای خدا خشمگین بودی و خدا مرا مسخر تو کرد، که هرکس کار برای خدا کند، مرا بر او غلبه نباشد؛ ولی این بار برای دنیا و دینار خشمگین شدی، پس مغلوب من گشتی ...




هنوز به دیدار خدا می روند ...

خدایی که در یک مکعب سنگی خود را حبس کرده !!
خدا همین جاست ، نیازی به سفر نیست !
خدا همان گنجشکی است که صبح برای تو می خواند ،
خدا در دستان مردی است که نابینایی را از خیابان رد می کند،
خدا در اتومبیل پسری است که مادر پیرش را
هر هفته برای درمان به بیمارستان می برد ،
خدا در جمله ی " عجب شانسی آوردم"است !!
خدا خیلی وقت است که اسباب کشی کرده و آمده نزدیک من و تو!!
خدا کنار کودکی است که می خواهد از فروشگاه شکلات بدزد !!
خدا کنارساعت کوک شده توست، که می گذارد 5 دقیقه بیشتر بخوابی!!
از انسانهای این دنیا فقط خاطراتشان باقی می ماند
و یک عکس با روبان مشکی،
از تولدت تا آن روبان مشکی ، چقدر خدا را دیدی ؟!
خدا را 7 بار دور زدی یا زیر باران کنارش قدم زدی؟
خدا همین جاست، نه فقط در عربستان!
خدا زبان مادری تو را می فهمد، نه فقط عربی را !
خــــدایـــــا دوسـتـــت دارم..


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۱ساعت 16:45  توسط ملاحسنی  | 

اول دفتر


سعدی

سعدی در دیوان گلستان با نثر دلنشین و آهنگین خود این گونه به ستایش پروردگار می پردازد و بعد از ستایش پروردگار از نعمت های او این چنین سخن می گوید:

اول دفتر به نام ایزد دانا

اول دفتر به نام ایزد* دانا                          صانع* پروردگار حی توانا

اکبر و اعظم خدای عالم و آدم                   صورت خوب آفرید و سیرت زیبا

از در بخشندگی و بنده نوازی                    مرغ هوا را نصیب و ماهی دریا

قسمت خود میخورند منعم* و درویش            روزی خود میبرند پشه و عنقا*

جانور از نطفه میکند شکر از نی                برگتر از چوب خشک و چشمه ز خارا

شربت نوش آفرید از مگس نحل                   نخل تناور کند ز دانه خرما

از همگان بینیاز و بر همه مشفق*                 از همه عالم نهان و بر همه پیدا

پرتو نور سرادقات* جلالش                         از عظمت ماورای فکرت دانا

خود نه زبان در دهان عارف مدهوش            حمد و ثنا* میکند که موی بر اعضا

هر که نداند سپاس نعمت امروز                  حیف خورد بر نصیب رحمت فردا

بارخدایا مهیمنی* و مدبر                           وز همه عیبی مقدسی و مبرا

ما نتوانیم حق حمد تو گفتن                        با همه کروبیان* عالم بالا

سعدی از آن جا که فهم اوست سخن گفت            ور نه کمال تو وهم کی رسد آن جا

سعدی

*لغات دشوار:

سعدی

ایزد: خدا، آفریدگار.

صانع : آفریننده، سازنده

منعم: توانگر، مال دار.

عنقا: سیمرغ ، نام مرغی افسانه ای که زال پدر رستم را پرورد. جایگاه این مرغ در کوه البرز است .

مشفق: مهربان، مهربانی کننده .

سرادق:سراپرده ، خیمه .

ثنا: مدح ، ستایش، سپاس ، شکر.

مهیمن:  ایمن کننده ، نگهبان، از نام های خداوند.

کروبیان: فرشتگان مقرب درگاه .

+ نوشته شده در  جمعه بیستم بهمن ۱۳۹۱ساعت 21:54  توسط ملاحسنی  | 

کاش می شد حرفی از "کاش می شد" هم نبود،



در حضور خارها هم می شود یک یاس بود،

در هیاهوی مترسکها پر از احساس بود


می شود حتی برای دیدن پروانه ها،

                       شیشه های مات یک متروکه را الماس بود

  
        

دست در دست پرنده، بال در بال، نسیم

...ساقه های هرز در این بیشه ها را داس بود


کاش می شد حرفی از "کاش می شد" هم نبود، 

هر چه بود احساس بود و عشق بود و یاس بود



+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۱ساعت 18:40  توسط ملاحسنی  | 

مطالب قدیمی‌تر