ادبیات رویکرد تربیتی ( کلاس شیشه ای ) | ادبیات فارسی کلاس نهم

ادبیات رویکرد تربیتی ( کلاس شیشه ای )

بر رهگذرت بسته ام از دیده دو صد جوی        تا بوکه تو چون سرو خرامان بدرآیی     

درسنامه تمام درس های ادبیات فارسی سال نهم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۹ساعت 19:19  توسط ملاحسنی  | 

فیلم های تدریس معلم در ایام تعطیلی های ناخواسته

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۸ساعت 0:23  توسط ملاحسنی  | 

درس هشتم کتاب فارسی پایه نهم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۸ساعت 15:15  توسط ملاحسنی  | 

#فعل_اسنادی_و_مسند

✅✅✅✅ هر گاه فعل جمله ما یکی از فعل های اسنادی باشد ( یعنی : است – بود – شد – گشت و گردید ) آن گاه گزاره علاوه بر نهاد یک جزء اصلی دیگر نیز دارد ( یعنی فعل گذرا است )  و آن مسند است. 

🛑🛑هوا دلپذیر شد. ( هوا: نهاد – دلپذیر : مسند – شد : فعل )
خرد چشمِ جان است اگر بنگری ( خرد : نهاد – چشمِ جان : مسند – است : فعل اسنادی )

✔️✅✅  برای پیدا کردن مسند در جمله نهاد را به همراه چگونه ؟ چطور؟ یا چه جور؟ به صورت جمله ای پرسشی از فعل می پرسیم و به جواب می رسیم. 

هنر خوار شد جادُوی ارجمند ( هنر چگونه شد؟ خوار: مسند )
تا سیه روی شود هرکه در او غشّ باشد ( چطور شود؟ سیه روی : مسند )

 

🛑🛑نکات : 

✅✅1. فعل های گشتن و گردیدن اگر به معنای گشت و گذار یا چرخیدن  باشند اسنادی نیستند. 
این دو فعل باید هم معنی «شد» باشند. 

🛑🛑همی بر شد آتش فرود آمد آب / همی گشت گرد زمین آفتاب ( چرخید – پس اسنادی نیست )
نهان گشت آیین فرزنگان ( گشت یعنی شد. )

  ✅✅۲- است و بود اگر به معنی وجود داشتن باشند اسنادی نیستند. 

✅✅ 3. فعل شد اگر به معنای رفت باشد اسنادی نیست. 
خرامان بشد سوی آب روان ( بشُد : برفت )

اما در این مثال «شد» اسنادی است. 
ساقی گل و سبزه بس طربناک شده است / دریاب که هفته دگر خاک شده است 

✅✅4. است ، بود ، شد تنها وتنها اگر خودشان به عنوان فعل به کار رفته باشند می توانند اسنادی باشند. 
✅✅راه تشخیص:

اگر کلمه قبل از است ، بود ، شد ریشه فعلی داشت آن دو با هم فعل هستند. ( دیده بودم – گفته شد – خورده است )
اما اگر کلمه قبل اینها ریشه فعلی نداشته باشد خودشان فعل اسنادی هستند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۸ساعت 10:16  توسط ملاحسنی  | 

ساختمان اسم ( ساده / غیرساده )

 در پاسخ به آقای ابراهیمی عزیز کلاس هشتم

موضوع اسم رو شما در پایۀ نهم می خوانید . اما توضیحاتی دربارۀ این موضوع :

موضوع ساختمان اسم

❇️ درباره ساختمان اسم:  اسم یکی از انواع کلمات است که نقشی مهم در زبان به عهده دارد. ساختمان اسم از این جهت مورد بررسی قرار می گیرد که آیا از یک جزء تشکیل شده ( مثل کلمه سفید ) و یا قابل تجزیه به جزء های کوچکتر است. ( مثل واژه گلخانه).


ساختمان واژه دو شکل کلی دارد؛ 
⭕️ 1. واژه ساده
اسم های ساده ، آن دسته از اسم ها هستند که قابل تجزیه به بخشهای کوچکتر نباشند و فقط از یک جزء تشکیل شده باشند. مثلا: کتاب – خدا – دین – درس- معلم 

باید ببینیم که آیا می توان این کلمات را به دو یا چند جزء تقسیم کرد؟ اگر نشد آن کلمه ساده است. 

⭕️  2. واژه غیر ساده 
واژه غیر ساده آن است که فقط از یک جزء تشکیل نشده باشد. مثلا از قرار گرفتن دو جزء معنا دار در کنار هم شکل بگیرد. مثلا: راهنما ( راه + نما ) ، حسابدار ( حساب + دار ) ، کمربند (کمر + بند ) 
و یا یک کلمه می تواند از کنار هم قرار گرفتن یک جزء معنادار و یک جزء بی معنا ( وند ، پیشوند ، پسوند ) ساخته شده باشد. مثلا: پردازش ( پرداز + ــِ ش ) ، دسته ( دست + ه)

واژه های غیر ساده انواعی دارند که در اصل در پایه هفتم با آنها آشنا می شوید اما به دلیل اهمیت موضوع در آزمونهای نمونه و تیزهوشان مختصری به انواع واژه غیر ساده اشاره می کنیم. 

 

#انواع_واژه_های_غیر_ساده :

اسم غیر ساده نیز به سه نوع تقسم می شود :

1-اسم مشتق(وندی)
2- اسم مرکّب 
3- 👇اسم مشتق–مرکّب(وندی-مرکّب)

اسم # وندی- مرکب : دو قسمت معنادار + وند

دانش آموز-  کیلومتری - غلغله زن -  بی سروپا- بی دست و پا - بی چشم و رو
 

اسم #مرکب : اسمی که از کنار هم قرار گرفتن دو جزء معنادار ساخته شود. این جزء ها خود می توانند اسم ، صفت ، ضمیر و یا بن فعل باشند. 
مثالها : جانباز – پایدار – گلخانه 

اسم #مشتق ( وندی ): اسمی که از ترکیب یک جزء معنادار و یک یا چند وند ( پیشوند و پسوند ) به وجود آمده باشد.  به عبارت دیگر اسمی که درساختمان آن یک جزءمعنادار ویک جزء معناساز(معنی را عوض کند)وجودداشته باشد.
👈در کلمات مشتق اگر جزء بی معنی قبل از جزء معنی دار باشد ، پیشوند و اگر بعد از آن باشد پسوند نامیده می شود 
مثالها: 
خندان ( خند + ان ) – صبحانه ( صبح + انه ) – هنرمند (هنر + مند)

برای آنکه بهتر اسمهای مشتق ( وندی ) را بشناسیم لازم است که ابتدا با انواع وند ها ( اجزای بی معنا) آشنا شویم. 

#مهمترین_وند_ها
پر کاربرد ترین پیشوند ها: 
با ( با هنر ) – بی ( بی عقل ) – باز ( بازپرس ) – هم ( همراه ) – بر ( بر گشت ) – نا ( نا سپاس ) – نَ (نَسوز ) 

پر کاربردترین پسوند ها: 
بان ( دروازه  بان) – دان ( قلم دان) – ستان ( بیمارستان ) – سار ( چشمه سار ) – زار ( لاله زار ) – گر ( کوزه گر) – گری ( یاغی گری) – گاه ( آزمایش گاه) - ــِـ ش ( دانش ) – وار ( امیدوار، دیوانه وار) – چه ( کتابچه) – گین ( اندوهگین) – ناک ( سوزناک) – مند ( اندیش مند) – گار ( آموزگار) - ــَــنده ( دونده) – ان (به غیر از نشانه جمع مثلا گریان، کوهان) – انه ( روزانه) – ار ( دیدار) –   ا ( بینا و شنوا) -  ه ( نوشته ، هفته ) – ی ( به غیر از ی نکره ، مثلا آهنی ) – ور ( هنرور) -  ــــَک ( عروسک)

* در نگارش جدید کتب درسی واژه " مشتق" را " وندی" و واژه ی" مشتق مرکب " را " وندی مرکب " می گویند.
 

+ نوشته شده در  شنبه نهم آذر ۱۳۹۸ساعت 10:57  توسط ملاحسنی  | 

.دوبيتي 🔽🔽🔽🔽

 

قالب شعری است که از دو بیت با قافیه هایی در مصراعهای اول ،دوم و چهارم درست شده است. 
- وزن دوبیتی: وزن دوبیتی معمولاً مفاعیلن ،مفاعیلن، مفاعیل است و با رباعی فرق دارد. 
- روش تشخیص رباعی از دو بیتی : 1- وزن 2- موضوع 
- دوبیتی را در فارسی ((ترانه)) هم می گویند.
- موضوع دوبیتی : موضوع دوبیتی عارفانه و عاشقانه است.
- دوبیتی را بهترین قالب شعری در نزد روستاییان خوش ذوق و خوش لهجه است.
- معروفترین شاعران دوبیتی گو: بابا طاهر عریان و فایز دشتستانی
- شکل گرافیکی قالب دوبیتی :  دو بيت هم وزن است كه از نظر شكل قافيه همانند رباعي است . 
نمودار دوبيتي :
..................🔸      ....................🔸
..................         ....................🔸

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان ۱۳۹۸ساعت 6:33  توسط ملاحسنی  | 

مثنوی : 🔽🔽🔽🔽

شعري است بر يك وزن با بيت هاي مصرع ، كه هر بيت قافيه اي جداگانه دارد . و چون هر بيت داراي دو قافيه است آن را مثنوي ( مزدوج يا دوتايي) ناميده اند . شعری که در آن هر بیت قافیه هایی مستقل و جدا از ابیات دیگر داشته باشد مثنوی ،یا دوگانی نام دارد. 
مثنوی به سبب امکان نوکردن قافیه در هر بیت برای سرودن منظومه های بلند مناسب تراست. مثنوی از قدیمترین قالبهای شعر فارسی و مخصوص زبان فارسی است و در همه ادوار از آن استفاده می شده است .
موضوع مثنوی :
حماسی و تاریخی : شاهنامه فردوسی،اسکندر نامه نظامی
اخلاقی و تعلیمی: بوستان سعدی 
عاشقانه و بزمی: خسرو شیرین نظامی، ویس و رامین فخرالدین اسعد گرگانی 
عارفانه : مثنوی معنوی مولانا ، منطق الطیر ، عطار نیشابوری 

شکل گرافیکی قالب مثنوی: 

-----------------🔹         ------------------ 🔹
-----------------🔻         -------------------🔻
-----------------🔸         -------------------🔸
-----------------🔺        -------------------🔺

سرودن مثنوی از قرن سوم و چهارم هجری آغاز شده است که از بهترین مثنوی ها می توان به شاهنامه فردوسی، حدیقه سنایی، خمسه نظامی و مثنوی مولوی اشاره کرد. 

مشخصات مثنوي :
1- تعداد ابيات مثنوي حداقل دو بيت است و حداكثر براي آن وجود ندارد .
2- مثنوي مناسب ترين قالب براي بيـان داستان ها و مطالب طولاني از جمله تواريخ و قصص است .
3- موضوع و درون مايه مثنوي حماسي ، تاريخي ، اخلاقي ، تعليمي ، عاشقانه ، بزمي و عارفانه است .
مشهورترين مثنوي سرايان عبارتنداز : فردوسي ، نظامي ، اسدي توسي ، مولوي ، عطّار ، سعدي ، سنايي ، جامي ، پروين اعتصامي و شهريار .

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان ۱۳۹۸ساعت 6:8  توسط ملاحسنی  | 

اسم ساده / اسم غیرساده

درباره ساختمان اسم:  اسم یکی از انواع کلمات است که نقشی مهم در زبان به عهده دارد. ساختمان اسم از این جهت مورد بررسی قرار میگیرد که آیا از یک جزء تشکیل شده ( مثل کلمه سفید ) و یا قابل تجزیه به جزء های کوچکتر است. ( مثل واژه گلخانه)
ساختمان واژه دو شکل کلی دارد؛ 
⭕️ 1. واژه ساده
اسم های ساده ، آن دسته از اسم ها هستند که قابل تجزیه به بخشهای کوچکتر نباشند و فقط از یک جزء تشکیل شده باشند. مثلا: کتاب – خدا – دین – درس- معلم 

باید ببینیم که آیا می توان این کلمات را به دو یا چند جزء تقسیم کرد؟ اگر نشد آن کلمه ساده است. 

⭕️  2. واژه غیر ساده 
واژه غیر ساده آن است که فقط از یک جزء تشکیل نشده باشد. مثلا از قرار گرفتن دو جزء معنا دار در کنار هم شکل بگیرد. مثلا: راهنما ( راه + نما ) ، حسابدار ( حساب + دار ) ، کمربند (کمر + بند ) 
و یا یک کلمه می تواند از کنار هم قرار گرفتن یک جزء معنادار و یک جزء بی معنا ( وند ، پیشوند ، پسوند ) ساخته شده باشد. مثلا: پردازش ( پرداز + ــِ ش ) ، دسته ( دست + ه)

واژه های غیر ساده انواعی دارند که در اصل در پایه هفتم با آنها آشنا می شوید اما به دلیل اهمیت موضوع در آزمونهای نمونه و تیزهوشان مختصری به انواع واژه غیر ساده اشاره می کنیم. 

#انواع_واژه_های_غیر_ساده 

اسم #مرکب : اسمی که از کنار هم قرار گرفتن دو جزء معنادار ساخته شود. این جزء ها خود می توانند اسم ، صفت ، ضمیر و یا بن فعل باشند. 
مثالها : جانباز – پایدار – گلخانه 

اسم #مشتق: اسمی که از ترکیب یک جزء معنادار و یک یا چند وند ( پیشوند و پسوند ) به وجود آمده باشد. 
مثالها: 
خندان ( خند + ان ) – صبحانه ( صبح + انه ) – هنرمند (هنر + مند)

برای آنکه بهتر اسمهای مشتق را بشناسیم لازم است که ابتدا با انواع وند ها ( اجزای بی معنا) آشنا شویم. 

#مهمترین_وند_ها
پر کاربرد ترین پیشوند ها: 
با ( با هنر ) – بی ( بی عقل ) – باز ( بازپرس ) – هم ( همراه ) – بر ( بر گشت ) – نا ( نا سپاس ) – نَ (نَسوز ) 

پر کاربردترین پسوند ها: 
بان ( دروازه  بان) – دان ( قلم دان) – ستان ( بیمارستان ) – سار ( چشمه سار ) – زار ( لاله زار ) – گر ( کوزه گر) – گری ( یاغی گری) – گاه ( آزمایش گاه) - ــِـ ش ( دانش ) – وار ( امیدوار، دیوانه وار) – چه ( کتابچه) – گین ( اندوهگین) – ناک ( سوزناک) – مند ( اندیش مند) – گار ( آموزگار) - ــَــنده ( دونده) – ان (به غیر از نشانه جمع مثلا گریان، کوهان) – انه ( روزانه) – ار ( دیدار) –   ا ( بینا و شنوا) -  ه ( نوشته ، هفته ) – ی ( به غیر از ی نکره ، مثلا آهنی ) – ور ( هنرور) -  ــــَک ( عروسک)

* در نگارش جدید کتب درسی واژه " مشتق" را " وندی" و واژه ی" مشتق مرکب " را " وندی مرکب " می گویند

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان ۱۳۹۸ساعت 23:11  توسط ملاحسنی  | 

گزار / گذار

چرا گاهی در تشخیص این دو فعل از یکدیگر و نوشتن آن‌ها دچار اشتباه می‌شویم؟

ابوالحسن نجفی در کتاب «غلط ننویسیم» (فرهنگ دشواری‌های زبان فارسی) درباره تفاوت «گذاشتن / گزاردن» می‌نویسد:

«عده‌ای گمان می‌کنند که اگر گذاشتن دلالت بر عملی عینی و ملموس نکند یا، به بیان دیگر، اگر مفعول آن جسم نباشد، باید با حرف «ز» نوشته شود. مثلا قانون یا بدعت یا بنیان چون جسم عینی و ملموسی نیست در ترکیب با این فعل لابد می‌شود قانون‌گزار یا بدعت‌گزار یا بنیان‌گزار. این تصور نادرست در وهله نخست ناشی از خلطِ معنای حقیقی و معنای مجازی گذاشتن و در وهله بعد ناشی از خلط معنای این فعل با معنای فعل گزاردن است.»

گذاشتن،

در معنای حقیقی کلمه، «قرار دادن به طور عینی و مشهود» است، مثلا: «لیوان را روی میز می‌گذارم» یا «کتاب را در قفسه گذاشت». اما گذاشتن مجازا به معنای «قرارداد کردن، وضع کردن، تأسیس کردن» است و چون مقصود از قانون‌گذار کسی است که قانون را وضع و بنا می‌کند (و نه فرضا کسی که قانون را اجرا می‌کند» باید به همین صورت، یعنی با حرف «ذ» نوشته شود.

همچنین است قانون‌گذاری به معنای «وضع قوانین»، چنان‌که می‌گویند: «مجلس قانون‌گذاری». بنابراین نوشتن این دو کلمه به صورت قانون‌گزار و قانون‌گزاری غلط است. و نیز بدعت‌گذار کسی است که بدعت را وضع و تأسیس می‌کند (و نه کسی که بدعت را اجرا می‌کند) و بنابراین با حرف «ذ» نوشته می‌شود. نیز بنیان‌گذار، به معنای «موسس» کسی است که بنای کاری یا موسسه‌ای را می‌گذارد و نوشتن آن با «ز» غلط است.

اما گزاردن
 نخست باید دانست که گزاشتن با «ز» و گذاردن با «ذ» غلط است و صحیح گذاشتن و گزاردن است. آمیختن این دو فعلِ از آن‌جا ناشی شده است که صیغه امری هر دو از لحاظ آوایی یکسان است،‌ یعنی امرِ گذاشتن می‌شود «گُذار» و امرِ گزاردن می‌شود «گُزار». ولی معنای آن‌ها البته یکسان نیست. «گزاردن« معانی متعدد دارد که همه آن‌ها را می‌توان در دو معنی به شرح زیر خلاصه کرد:

1) یکی به معنای «به جا آوردن» یا «ادا کردن» یا بر طبق کاربست معاصران، «اجرا کردن» و «انجام دادن». مثلا نماز گزاردن یعنی «ادا کردن نماز». بنابراین باید نوشت: نمازگزار و نه نمازگذار؛ یا وام گزاردن یعنی «ادا کردن وام». بنابراین وام‌گزار صحیح است و نه وام‌گذار و نیز حج‌گزار صحیح است؛ یعنی «انجام‌دهنده مناسک حج» و نه حج‌گذار. همچنین باید نوشت: خراج‌گزار، سپاس‌گزار، خدمت‌گزار، حق‌گزار، پاسخ‌گزار، مدح‌گزار، سنت‌گزار (به معنای «به جای‌آورنده سنت» و مقصود از آن «به‌جا آورنده نماز نافله» است) و جز این‌ها. از همین معنی است که ترکیب کارگزار، یعنی «انجام‌دهنده و اجراکننده کار» ساخته شده است. ترکیب پیغام‌گزار را می‌توان دو گونه تفسیر کرد: «کسی که پیغام را ادا می‌کند» یا «کسی که پیغام را بازگو می‌کند» (در صورت اخیر، معنای دوم گزاردن منظور است)

2) معنای دوم گزاردن «برگرداندن از زبانی به زبان دیگر یا از بیانی به بیان دیگر یا، به تعبیر این زمان، از نظامی (سیستمی) به نظام دیگر» است. بنابراین مرادف است با «ترجمه کردن» (گزارنده و گزارش به معنای «مترجم» و «ترجمه» بوده است) یا «تعبیر کردن» و «شرح دادن» (خواب‌گزاری یعنی «تعبیر خواب» و خواب‌گزار یعنی «معبّر»). اصطلاحات گزارش‌گر و خبرگزار و خبرگزاری که امروزه در معنای خاصی به کار می‌روند یا از همین معنای اخیر گرفته شده‌اند یا مانند پیغام‌گزار از معنای اول گزاردن.
 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آبان ۱۳۹۸ساعت 9:27  توسط ملاحسنی  | 

معرفی یک پژوهش درباره لحن خواندن کتاب فارسی هشتم

بررسی و شناخت انواع لحن و پیوند آن با مهارت‌های خوانداری در کتاب فارسی هشتم (دوره اول متوسطه)محمد امامی

 

چکیده

لحن در ادبیات، عبارت از نگرش و احساس گوینده یا نویسنده نسبت به محتوای پیام ادبی است که با تکیه بر دیگر عناصر شعر از قبیل قالب شعر، معنی اصلی و ضمنی واژه‌ها، عبارت‌های برجسته، ساختمان جمله‌ها، وزن، هجاهای شعر، تصاویر توصیفی و صور خیال شکل می‌گیرد. در هر اثر ادبی یک یا ترکیبی از چند لحن اصلی و تعدادی لحن جزئی یا موضعی وجود دارد که از جهت ایجاد ارتباط بین شاعر و خواننده و نقش زیباشناختی که در اثر دارد از اهمیت والایی برخوردار است، به گونه‌ای که می‌توان گفت: عدم درک صحیح لحن یک شعر یا نثر ممکن است خواننده را در درک ساختار متن و برقرار کردن رابطه بین اجزای متن یا اثر گمراه کند و از دریافت مفهوم و مضمون اثر بازدارد. در این مقاله ضمن بیان اهمیت عنصر لحن در فهم و تفسیر  فارسی هشتم، به کاربرد انواع لحن نیز پرداخته شده است. بررسی درسهای فارسی هشتم در دو محور عمودی و افقی بر اساس روش توصیفی- تحلیلی نشان می‌دهد که مؤلفان محترم این کتاب، برای پرورش مهارت خوانداری متن های مناسبی را گزینش کرده‌اند.

کلید واژگان : مهارت خوانداری، لحن، شعر، متن، فارسی.

....

در ادامه

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۸ساعت 22:53  توسط ملاحسنی  | 

هسته و نوع وابسته را پیدا کنید

 

زیر نور گرم خورشید 

 

 

 

جواب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر ۱۳۹۷ساعت 15:57  توسط ملاحسنی  | 

پرتو امید ( ادبیات فارسی نهم )

قالب شعر : غزل
🔻ردیف: غم مخور
🔻کلمات قافیه: کنعان – گلستان – سامان – خوش­خوان و ...

🔻یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مَخور/ کلبه ی احزان شود روزی گلستان غم مخور

🔹معنی بیت : نگران نباش ، زیرا یوسفِ گم شده دوباره به سرزمین و وطن خود برمی گردد و خانه ی غم و اندوه ، روزی به شادی تبدیل می شود.

🔹آرایه ادبی : تلمیح به داستان حضرت یوسف (ع)
مراعات النظیر در واژه های (یوسف و کنعان)
اضافه ی تشبیهی ( کلبه ی احزان )
تضاد در واژه های ( احزان و گلستان )
کنعان : نام شهری در فلسطین قدیم که وطن یعقوب،پدر یوسف،بود.

احزان : ج حزن ، اندوه ـ ناراحتی
احزان : جمع مکسّر

🔻ای دل غم­دیده حالت به شود دل بد مکن /وین سر شوریده بازآید به سامان غم مخور

🔹معنی بیت :ای دل درد کشیده­ی من، مأیوس مباش که حالت بهتر خواهد شد و آشفتگی­های فکری تو آرام و قرار خواهند یافت.

دل غم­دیده: دلِ خود حافظ است که دچار غم و محنت فراوانی است.
دل بد کردن: بد دل شدن، نا امید شدن.
دل بد مکن: بد دل و ناامید مباش.(کنایه)

شوریده: 1. آشفته . 2. عاشق . 3. دیوانه

سامان: در این جا(آرام ، قرار، آراستگی، نظم، رواج و رونق).

نکته املایی : وین = مخفّف : و این

تضاد در «شوریده و سامان».

🔻دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت / دایماً یک­سان نباشد حال دوران غم مخور

🔹معنی: اگر چرخش روزگار حتی دو روز مطابق آرزوی ما نبود؛گذرِ زمان همیشهبر یک حالت باقی نخواهد ماند.

دور گردون: گردش روزگار، دور فلک

مراد: میل، آرزو، خواست

آرایه ادبی :واج آرایی حرف «د» و «ر» ـ
جناس اختلافی در حرف اول : گر و بر ـ
جناس افزایشی در حرف آخر : دور و دوران

🔻هان،مشو نومید چون واقف نه‌ای از سرّ غیب /باشد اندر پرده بازی‌های پنهان غم مخور

🔹معنی بیت : هان ای دل، نا امید مباش و غم مخور، زیرا از رموز و اسرارِ عالمِ نهان،آگاه نیستی؛ بازی­های پنهان زیادی در پشت پرده انجام می­شود.

هان: بدان و آگاه باش (از اصوات و شبه جمله است).

واقف: بی­خبر، بی­ اطلاع

نه­ ای: نیستی

سر: رمز، راز.

غیب: عالم ملکوت، عالم بالا.

اندر: حرف اضافه(در).

اندر پرده: پشت پرده.

نکته املایی : نومید مخفّف واژه ی نا امید

واژه های غیب و پنهان با هم مترادف اند.

🔻ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی برکند/چون تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور

🔹معنی بیت : ای دل من، اگر سیل نابودی پایه­های وجود را با خود ببرد؛تا زمانی که نوح کشتیبان توست، غم به خود راه نده.

فنا: نابودی، نیستی.
بنیاد: اساس، پایه.
هستی: وجود، زندگی

آرایه ادبی : تشخیص ای دل (چون دل مورد خطاب قرار گرفته)

سیل فنا: اضافه­ی تشبیهی.(نیستی و نابودی به سیلی که هست و نیست را باخود می برد،تشبیه شده است.)

نوح و کشتی و طوفان و سیل : مراعات نظیر می­سازند.

تلمیح به داستان حضرت نوح نیز دارد.

واج آرایی : حرف ت و ن

نکته املایی : ار مخفّف اگر
ز : مخفّف از

🔻در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم /سرزنش‌ها گر کند خار مغیلان غم مخور

🔹معنی بیت : اگر به اشتیاق طواف خانه­ی خدا در بیابان قدم خواهی زد، از طعنه و ملامت (سرزنش)درخچه­ی خاردار بیابان، اندوهگین مباش.

(اگر ما نیز در زندگی بر اساس علایق خود قدم در مسیری گذاشتیم؛ نباید از سختی­ها و درشتی­های راه، ناراحت و اندوهگین یا نومید شویم)

کعبه: خانه­ی خدا در مکّه.
خواهی زد قدم: قدم خواهی زد.
سرزش: ملامت، طعنه.
مغیلان: درختچة خاردار که در بیابان­ها می­روید.

آرایه ادبی : کعبه و بیابان و خار مغیلان: مراعات نظیر دارند.

تشخیص : سرزنش کردن خارِ مغیلان ـ

جناس اختلافی در حرف اول : در و گر ـ

🔻گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید /هیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم مخور

🔹معنی بیت : اگرچه استراحتگاه­های بین راه بسیار خطرناک هستند و مقصد نیزبسیار دور است؛ لیکن همه­ی راه­ها و جاده­ها سرانجام به انتها و مقصد می­رسند.

بس: بسیار، خیلی زیاد
منزل: محلّ اتراق کاروان، جای فرود آمدن
بعید: دور

نکته املایی : کان: مخفّ،«که آن»

آرایه ادبی : مراعات النظیر ( راه ـ بعید ـ پایان )

واج آرایی حرف ی و ن ـ

تکرار : واژه ی (نیست )

🔻حافظا در کنج فقر و خلوت شب‌های تار /تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور

🔹معنی بیت : ای حافظ، در تنهایی شب­های تاریک و گوشه­ی تهیدستی،تا زمانی که زمزمه ­ی تو دعا و قرآن باشد، غمی نداشته باش.

( حافظا) همانگونه که می دانیم
شبه جمله و منادا محسوب می شود.
تار: تاریک
فقر: تنگ­دستی، تهیدستی
حافظ: تخلّص خواجه شمس الّدین محمّد شیرازی است.
تخلّص: خلاص، شدن، رهایی.
تخلّص: نام ویژه­ ای است که شاعران با آوردن آن در انتهای شعر خود از تنگنای شعر
رهایی می­یابد.

آرایه ادبی : خلوت ، ورد ، دعا و و قرآن: مراعات نظیر
جناس افزایشی : در و درس
جناس افزایشی : تا و تار

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر ۱۳۹۷ساعت 23:38  توسط ملاحسنی  | 

نقش نمادین حیوانات در ادبیات فارسی

در ادبیات فارسی _ از دیرباز تا کنون _ شاعران و ناثرانی بوده‌اند و هستند که کلام‌ خود را به زیور خیال آراسته‌اند.‌ یکی‌از زیورآلات زیبای خیال، صنعت «نماد» است؛ قبل‌ها _ حتیٰ الآن، ولی بسیار کم _ از این رو که اُدَبا در تنگنای سیاسی_حکومتی به‌سر می‌بردند، برای جلوگیری از آسیب‌های احتمالی (جسمی و معنوی)، نوشته‌های خود را نمادین می‌نگاشتند تا در هر شرایطی راهی برای انکار و گریز داشته باشند. نمونهٔ بارز این گفته، اثر «کلیله و دمنه» با دُزِ ملیح سیاسی‌ست. در ادامهٔ متن حدود پنجاه‌تا از حیوانات را با نقش‌های ایفایی‌شان آورده‌ام:

۱_ آهو: نماد آزادگی و بی‌گناهی؛
۲_ اسب: نماد نجابت و هوشیاری؛
۳_ پلنگ: نماد تکبر و بلندپروازی؛
۴_ پشه: نماد ضعف و ناتوانی؛
۵_ جغد: نماد شومی و نحسی؛
۶_ باز: نماد نیک فالی؛

 

در ادامه ...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان ۱۳۹۷ساعت 18:14  توسط ملاحسنی  | 

اسم مفرد/جمع

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان ۱۳۹۷ساعت 18:9  توسط ملاحسنی  | 

روش پیدا کردن مسند

به اول فعل های اسنادی، کلمه های «چگونه؟» یا «چی؟» اضافه می کنیم و مسند را به دست می آوریم؛

مانند:
دانش آموزان از کار خود راضی شدند. ← چگونه شدند؟ راضی ← مسند.
پیش گویی آنها، درست بود. ← چی بود؟ ← درست ← مسند.


فعل اسنادی (ربطی)
به فعل هایی که مسند می پذیرند فعل اسنادی (ربطی) می گویند.


مسند:

صفت یا حالتی است که به وسیله ی فعل اسنادی به نهاد نسبت داده می شود؛

مثلاً:

حسین، فروتن است. ← فروتن «مسند» ، است «فعل اسنادی».
فروتن صفتی است که ما به وسیله فعل اسنادی به نهاد نسبت می دهیم.

 


فعل های اسنادی عبارتند از: «است ، بود ، شد ، گشت ، گردید ، شود ، باشد ، باد ، هست ، نیست».


نکته: گشت و گردید باید به معنای «شد» باشد، تا فعل اسنادی محسوب شود؛

مثال:
«هوا سرد گشت.» ← «گشت» فعل اسنادی است و به معنی «شد».

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آبان ۱۳۹۷ساعت 23:51  توسط ملاحسنی  | 

درس دوم : عجایب صنع حق تعالی

درس دوم :

ادبیات فارسی سال نهم :

عجایب صنع حق تعالی

 

معنی

معنی لغت ها

آرایه ها

نکات دستوری

 

در ادامه مطلب ...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهارم آبان ۱۳۹۷ساعت 23:41  توسط ملاحسنی  | 

اضافۀ تشبیهی چیست ؟

در درس اول ادبیات فارسی سال نهم با اضافه تشبیهی روبرو شدیم : 

گوی سعادت / خواب جهالت 

برای کمک به فهم اضافه تشبیهی باید گفت که :

هرگاه دو اسم (مضاف و مضاف الیه ) در کنار هم بیایند و بین آن ها (کسر یا ی) قرار بگیرد و یکی از دو اسم به دیگری شبیه شده باشد به آن ترکیب، اضافۀ تشبیهی می‌گویند.

مثال: چراغ دانش

هر دو کلمه اسم می باشد و کلمه دانش به چراغی شبیه شده است.

 روش پیدا کردن اضافۀ تشبیهی:

کافی است که بین دو اسم، کلمه (مثل) را قرار دهیم که اگر معنی بدهد اضافۀ تشبیهی است. چراغ مثل دانش است. و مثال های دیگر: خواب جهالت. گوی سعادت. قلک ذهن و...

حالا به ترکیب زیر توجه کنید که اضافۀ تشبیهی نیست. کتاب علی. زیرا هیچ کدام به دیگری تشبیه نشده است. مثل لامپ اتاق. کاخ پادشاه. مدرسه من و...

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آبان ۱۳۹۷ساعت 23:26  توسط ملاحسنی  | 

در زندگي مطالعه دل غنيمت است

در زندگي مطالعه دل غنيمت است
خواهي بخوان و خواه نخوان ما نوشته ايم

دانش های ادبی:

مطالعه ی دل : کنایه از اهل دل بودن،عاشق بودن

آرایه ی تضاد: بخوان ، نخوان

آرایه ی مراعات نظیر:مطالعه،بخوان،نوشته ایم

آرایه ی جناس: (خواهی ، خواه)( در ، دل) (بخوان، نخوان)

مفهوم شعر:

در زندگی شناخت احساساتِ درون و پرداختن به خود بسیار ارزشمند است و ما این سخن را گفتیم و حال خود دانی که به آن عمل کنی یا نه

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آبان ۱۳۹۷ساعت 23:21  توسط ملاحسنی  | 

کتاب ادبیات فارسی گویا ( فایل شنیداری کتاب های فارسی )

فایل صوتی کتاب ادبیات فارسی

کتاب ادبیات فارسی سال هفتم 

کتاب ادبیات فارسی سال هشتم

 

 

نام درس

حجم فایل دانلود

فصل اول: زیبای آفرینش

مقدمه
2.61 MB
ستایش: ياد تو 
2.40 MB
درس 1: زنگ آفرینش
3.66 MB
 
 زنگ آفرینش (نمايش)
8.13 MB
 اندرز پدر
1.45 MB
 درس2: چشمه معرفت
4.57 MB
فصل دوم: شکفتن
 درس 3 نسل آينده ساز
6.36 MB
راز شكوفايي
1.05 MB
يا بهاري كه مي رسد از راه
1.68 MB
 زيبايي شكفتن
3.29 MB
كژال 11.5 MB
كژال (نمايش) 13.6 MB
فصل سوم: سبکِ زندگی
 درس 5 :قلب کوچکم را به چه کسی بدهم؟
10.0 MB
 درس 6 : علم زندگانی
3.48 MB
دعاي مادر 2.09 MB
درس7 : زندگي همين لحظه هاست
5.32 MB
روان خوانی:سفرنامهٔ اصفهان
18.4 MB
سفرنامهٔ اصفهان (نمايش) 15.4 MB
فصل چهارم: نام ها و یادها
درس 8 : نصیحت امام
3.03 MB
شوق خواندن
4.37 MB
 درس 9 :كلاس ادبيات
4.23 MB
مرواريدي در صدف
3.63 MB
مرواريدي در صدف (نمايش)
5.11 MB
زندگي حسابي
2.60 MB
زندگي حسابي (نمايش)
4.12 MB
فرزند انقلاب
3.45 MB
فرزند انقلاب (نمايش)
9.86 MB
گِل و گلُ
1.98 MB
درس 10 : عهد و پيمان 2.16 MB
عشق به مردم 1.25 MB
رفتار بهشتي 1.05 MB
رفتار بهشتي  (نمايش) 11.5 MB
گرماي محبت 5.38 MB
 گرماي محبت  (نمايش) 4.39 MB
ستارگان 6.34 MB

فصل پنجم: اسلام و انقلاب اسلامی

درس 11 : خدماتِ متقابل اسلام و ایران
5.91 MB
رستگاري
1.50 MB
درس 12 : اسوه نيكو 4.62 MB
چشمه زاينده
1.50 MB
درس 13 : امام خميني  8.83 MB
مرخصي
13.1 MB
مرخصي (نمايش) 11.3 MB

فصل ششم : ادبيات بومي

چرا زبان فارسي را دوست دارم 4.81 MB
فصل هفتم: ادبیات جهان
درس 16 :آدم آهنی و شاپرک
18.0 MB
درس 16 : ما مي توانيم
6.73 MB
ما مي توانيم (نمايش)
7.53 MB
پير دانا
12.0 MB
نيايش
1.61 MB
تیتراژ
 
 
 
1.25 MB

 

 

نام درس

حجم فایل زمان دانلود

فصل اول: زیبای آفرینش

مقدمه
2.43 MB 40":2'
ستایش: به نام خدایی که جان آفرید
2.19 MB 24":2'
فصل اوّل: زیبایی آفرینش
4.09 MB 28":4'
 درس 1 پیش از این ها
1.20 MB 19":1'
 حکایت: به خدا چه بگویم؟
6.55 MB 39":7'
 درس 2 خوب جهان را ببین! صورتگر ماهر
1.51 MB 39":1'
 روان خوانی: جوانه و سنگ
16.4 MB 00":18'
فصل دوم: شکفتن
 درس 3 ارمغانِ ایران
7.14 MB 48":7'
حکایت: همدلی و اتّحاد
1.42 MB 33":1'
درس 4 سَفَر شکفتن
5.48 MB 59":5'
 شعرخوانی: شرحِ انتظار
1.38 MB 30":1'
فصل سوم: سبکِ زندگی
 درس 5 راهِ نیک بختی
1.97 MB 09":2'
 درس 6 آداب نیکان1
4.68 MB 07":5'
درس 6 آداب نیکان2 5.54 MB 03":6'
حکایت: خودشناسی
1.94 MB 07":2'
درس 7 آزادگی
1.53 MB 41":1'
روان خوانی: آقا مهدی
8.38 MB 10":9'
فصل چهارم: نام ها و یادها
درس 8 نوجوان باهوش
3.46 MB 47":3'
 آشپززادۀ وزیر
5.52 MB 02":6'
 آشپززادۀ وزیر نمایش
8.46 MB 15":9'
گریۀ امیر
3.35 MB 40":3'
فلم سحر آمیز
2.90 MB 10":3'
دو نامه
2.28 MB 29":2'
نام خوشبو
1.27 MB 24":1'
پرچم داران
3.78 MB 08":4'
ای وطن ای دل
1.51 MB 39":1'
ای وطن من
3.11 MB 24":3'

فصل پنجم: اسلام و انقلاب اسلامی

درس 11 شیرِ حق
2.03 MB 13":2'
حکایت: ان شاء الله
1.99 MB 11":2'
ان شاء الله- نمایش 6.01 MB 34":6'
درس 12 ادبیات انقلاب
3.05 MB 20":3'
ادبیات انقلاب- انقلاب ادبیات 4.50 MB 55":4'
درس 13 یاد حسین
2.90 MB 10":3'
روان خوانی: شوق آموختن 12.8 MB 05":14'
فصل هفتم: ادبیات جهان
درس 16 پرندۀ آزادی
2.56 MB 48":2'
پرندۀ آزادی 2
2.36 MB 35":2'
کودکان سنگ
1.80 MB 80":1'
درس 17 راه خوشبختی
6.37 MB 37":6'
آن سوی پنجره
4.48 MB 54":4'
آن سوی پنجره- نمایش
7.76 MB 29":8'
نیایش
1.18 MB 17":1'
تیتراژ کلاس هشتم
1.25 MB 22":1'

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آبان ۱۳۹۷ساعت 21:47  توسط ملاحسنی  | 

آفرینش همه تنبیه خداوند دل است

لغات

معنی بیت 

آرایه ها

نکات دستوری

آفرینش همه تنبیه خداوند دل است

ادبیات فارسی سال نهم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان ۱۳۹۷ساعت 21:50  توسط ملاحسنی  | 

نمونه سوال ادبیات فارسی سال نهم

دوستان عزیز 

در دو هفته اخیر چند صفحه اول کتاب فارسی را با هم کار نمودیم . امروز یک آزمون کتاب باز open book برگزار می کنیم. این سوالات را ذخیره نمایید. در منزل پاسخ دهید و به جلسه بعد تحویل دهید.

ملکا ذکر تو گویم

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۷ساعت 16:54  توسط ملاحسنی  | 

حذف فعل

✅ الف)حذف به قرینه لفظی :

آن است كه به موجب وجود فعل در جمله قبل یا بعد فعل را نیاورند.
منت خدای را عزو وجل كه طاعتش موجب قربت است و به شكر اندرش مزید نعمت.
عبارت 3جمله دارد یك فعل بعد از خدای را [است] و در آخر عبارت مزید نعمت [است] حذف شده است.

✅ ب)حذف به قرینه معنوی :
آن است كه از راه معنی پی به فعل ببریم و نمونه فعل وجود نداشته باشد.
اول دفتر به نام ایزد دانا
صانع و پروردگار حی توانا
یعنی اول دفتر را به نام خدا آغاز می كنم.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مهر ۱۳۹۷ساعت 16:20  توسط ملاحسنی  | 

یک سوال

لطفاً به سوال زیر با ذکر دلیل پاسخ دهید.

در کدام گزینه صفت عالی " وابسته پیشین " محسوب نمی شود؟

الف) گرامی ترین شما، نزد خدا پرهیزگار ترین شماست.
ب) بهترین کتاب هدایت بشر، قرآن است.
ج) دوست خوب، بهترین نعمت است.
د) نثر گلستان سعدی، زیباترین نثر ادب فارسی می باشد.

جواب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر ۱۳۹۷ساعت 10:26  توسط ملاحسنی  | 

گروه اسمی + نقش ها

گروه اسمی می تواند نهاد، مفعول، متمم، مسند باشد
هسته همون اسم
در جمله هر گروه اسمی میتونه تنها بیاد

میتونه با وابسته پیشین ( مثل صفت اشاره ، صفت شمارشی ،.....) بیاد

میتونه با وابسته پسین( صفت ، مضاف الیه، ی نکره،....) یا با هر دو وابسته

مثال : 


من کتاب خواندم
من : نهاد / گروه اسمی/ هسته / اما وابسته نداره
کتاب/ هسته/ گروه اسمی مفعول اما وابسته پیشین و پسین نداره
خواندم گروه فعلی

 

من این دو کتاب جالب را خواندم
کتاب : هسته اما با وابسته اومده
این صفت اشاره/ وابسته پیشین
دو صفت شمارشی ترتیبی/ وابسته پیشین
کتاب اسم و هسته
جالب صفت / وابسته پسین

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر ۱۳۹۷ساعت 10:20  توسط ملاحسنی  | 

آیات حق،تعالی

آیات = هسته
حق = مضاف الیه
تعالی = یک شبه جمله است و یک جمله.
یعنی ایات خدا که بلند مرتبه است.


در بسیاری از ترجمه ها این شبه جمله ها را به صورت صفت معنی می کنند که در دستور درست نیست یعنی معنی می کنند :
ایات خدای بلند مرتبه.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر ۱۳۹۷ساعت 10:14  توسط ملاحسنی  | 

گردان سپهر

ترکیب وصفی مقلوب " گردان سپهر"

خداوند سپهر   ترکیب اضافی 

نکته : می توان کل ترکیب "گردان سپهر" را یک واژه مرکب دانست

 

ترکیب وصفی مقلوب :

وقتی جای اسم و صفت عوض شود و کسره از بین برود و کلمه اول صفت باشد

بزرگ مرد = مردِ بزرگ  

پیر مرد = مردِ پیر

شکسته دل = دلِ شکسته

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر ۱۳۹۷ساعت 10:8  توسط ملاحسنی  | 

ردیف چیست؟ قافیه چیست؟

🔻از ظلمت خود رهایی ام ده / با نور خود آشنایی ام ده

🔹کلمه یا کلمه هایی که بعد از قافیه عینا تکرار می شوند و از نظر املایی و معنا کاملا یکسان هستند.

در بیت بالا " ام ده" و "ام ده" که در پایان مصراعها تکرار شده اند، ردیف هستند.

🔻یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور
کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور

در این بیت کلمات "کنعان" و "گلستان" قافیه و "غم مخور" و "غم مخور" ردیف هستند.

 

چند نکته:🔻🔻🔻🔻

🔹قافیه معمولا یک کلمه است ولی ردیف می تواند یک یا چند کلمه باشد.

🔹آوردن قافیه در شعرهای سنتی اجباری است اما آوردن ردیف اختیاری است.

🔹قافیه و ردیف در شعر نو اختیاری است.

 

🔹ردیف همیشه بعد از قافیه می آید و بین آنها فاصله ای نیست.

🔹اگر قبل از قافیه کلمات یکسانی به کار رود ردیف محسوب نمی شود.

مانند:
هرچند رسد هر نفس از یار غمی / باید نشود رنجه دل از یار دمی
آتش عشق است کاندر نی فتاد  / جوشش عشق است کاندر می فتاد

به این کلمات در اصطلاح ادبی "حاجب" می گویند

+ نوشته شده در  جمعه ششم مهر ۱۳۹۷ساعت 18:59  توسط ملاحسنی  | 

آرشی دیگر

درس آرشی دیگر  « آرش به معنای درخشنده از پهلوانان تاریخ کهن ایران و از سپاه منوچهر پیشدادی »
قالب شعر : نیمایی
از : محمد گودرزی دهریزی
* جنگ، جنگی نابرابر بود / جنگ، جنگی فوق باور بود / کیسه های خالی و خونی / خطّ مرزی را جدا می‌کرد / دشمن بد عهد بی انصاف / با هجوم بی امان خود / مرزها را جابجا می‌کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۶ساعت 6:58  توسط ملاحسنی  | 

حکایت : راه نیکبختی

تاریخ ادبیات :

نظامی عروضی : نویسنده و شاعر قرن ششم هجری است . در اواخر قرن پنجم در سمرقند ، ولادت یافت . اثر مشهور او کتاب « مجمع النوادر» یا «چهار مقاله » است که درباره ی : دبیری ، شاعری ، نجوم و طبابت ، نوشته است.

🔹امیر خراسان را پرسیدند که تو فردی فقیر و بی چیز بودی و شغلی پست داشتی ، به امیری خراسان چون افتادی ؟

معنی :
از امیر خراسان پرسیدند که تو شخص تهیدست بودی و کاری بی ارزش داشتی ، چگونه به امیری خراسان رسیدی ؟ ( چگونه امیری خراسان را شروع کرد ؟)

لغت :
امیر خراسان : احمد بن عبدالله خجستانی / چون : چگونه / افتادی : ( در این جا به معنی شروع کردی و مشغول شدن . به نقل از فرهنگ سخن دکتر حسن انوری)

🔹گفت : روزی دیوان « حنظله ی باد غیسی » همی خواندم ، بدین دو بیت رسیدم :

معنی :
گفت : روزی ، دیوان اشعار حنظله با غیسی را می خواندم ، به این دو بیت رسیدم :

نکته ی دستوری :
روزی : قید زمان / همی خواندم : ماضی استمراری

🔻بیت 1 :
مهتری گر به کام شیر در ، است / شو خطر کن زکام شیر ، بجوی

معنی :
اگر بزرگی و سروری ، در دهان شیر باشد برو و اقدام به کاری خطرناک کن و آن را از دهان شیر بگیر

لغت :
مهتری : بزرگی ، سروری / کام : دهان / شو : برو / خطر کن : اقدام به کارهای خطرناک کردن (ریسک کردن)

نکته دستوری :
مهتری : مشتق «ی» : مصدری است : مهتر بودن / کام ر مصراع اول : متمّم است که دارای دو حرف اضافه ی « به » و « در » است . این شیوه مربوط به سبک قدیم است. / وش : فعل امری / خطر کن و بجوی : فعل امری

🔻بیت 2 :
یا بزرگی وعزب ونعمت جاه / یا چو مردانت ، مرگ رویاروی

معنی :
یا باید بزرگی و ارجمندی و ثروت و مقام ، بیابی یا یان که مثل مردان بزرگ با مرگ ، روبرو شوی.

لغت :
عزّ : ارجمندی / جاه : مقام ، شکوه

نکته دستوری :
بزرگی : مشتق / رویاروی : مشتق ، مرکّب ( روی + ا : میانوند + روی )

🔻داعیه ای در باطن من پدید آمد که به هیچ وجه در آن حالت که اندر بودم ف راضی نتوانستم بود دارایی ام بفروختم و اسب خریدم و از وطن خویش ، رحلت کردم.

معنی :
انگیزه ای در دلم پیدا شد که اصلاً نتوانستم به وضعیتی که داشتم ، راضی باشم . تمام مال و ثروتم را فروختم و اسبی خریدم و از سرزمین خود ، سفر کردم

لغت : داعیه : انگیزه ، علت / باطن : درون ، دل / به هیچ وجه : اصلا ، هرگز / دارایی : ثروت و مال / رحلت : سفر کردن ، کوچ کردن

🔻به دولت صفاریان پیوستم . هر روز بر شکوه و شوکت و لشکر من افزوده می گشت و اندک اندک ، کار من بالا گرفت و ترقّی کردم تا جمله خراسان را به فرمان خویش در آوردم . اصل و سبب ، این دو بیت بود.

معنی :
به حکومت صفاریان پیوستم . هر روز عظمت و مقام و لشکر من بیشتر می شد و کم کم در کارهایم پیشرفت و ترقی کردم تا همه ی خراسان را تحت فرمان خود ، در آورم. علّت این کار ، تأثیر این دو بیت در من بود.

لغت :
شوکت : عظمت ، بزرگی / بالا گرفتن : رشد کرد ، پیشرفت کردن / جمله : همه ، همگی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۶ساعت 22:40  توسط ملاحسنی  | 

الفبای پارسی

الفبای ایرانی بر عكس تصور همگان كه می پندارند 32 حرف است، 24 حرف دارد که عبا رت است از:

ا - ب - پ - ت - ج - چ - خ - د - ذ - ر- ز- ژ- س - ش - غ - ف - ك - گ - ل - م - ن - و- ه - ی

به واسطه استعمال كلمات عربی، هشت حرف دیگر هم به الفبای پارسی افزوده شده است كه عبارتند از:
" ث - ح - ص - ض - ط - ظ - ع - ق "

این هشت حرف در زبان ایرانی وجود ندارد و هر كلمه ای كه از این حروف در آن باشد، پارسی نیست.

همچنین چهار حرف
پ - چ - ژ- گ
هم در عربی وجود ندارد و هر كلمه ای كه این4 حرف را دارا باشد عربی نیست.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۶ساعت 22:25  توسط ملاحسنی  | 

مطالب قدیمی‌تر