ادبیات رویکرد تربیتی ( کلاس شیشه ای ) | دستور

ادبیات رویکرد تربیتی ( کلاس شیشه ای )

بر رهگذرت بسته ام از دیده دو صد جوی        تا بوکه تو چون سرو خرامان بدرآیی     

انواع جمله و راه های تشخیص تعداد جمله های یک عبارت

 انواع جمله:

1⃣جمله ی خبری:
در این جمله از وقوع کاری یا پذیرفتن حالتی خبر می دهیم .
در پایان جمله خبری باید نقطه (.) بگذاریم.

➖مانند :
امید بیمار است.

2⃣جمله ی امری :
جمله ای که در آن انجام دادن یا ندادن  کاری و پذیرفتن یا عدم پذیرفتن حالتی را طلب می کند.
در پایان جمله امری باید نقطه (.) بگذاریم .

➖مانند :
به دنبال خواهرت برو.

👈نکته:
اگر در جمله ای دستور به عدم انجام کاری باشد (فعل نهی) باز هم آن جمله را باید جمله امری به حساب آورد.

➖مانند :
این گل را نچین.  (امری منفی)

3⃣جمله ی عاطفی :
در این جمله ها یکی ازعواطف انسانی خود را از قبیل ، تعجب ، خشنودی ، تاسف ، آرزو ، خشم، دعا و ..... ) را بیان می کند.
در پایان جمله عاطفی علامت (!) میگذاریم.

➖مثال :
به به  چه هوای خوبی!

4⃣جمله ی پرسشی:
در این نوع جمله ها ، در باره ی کاری یا موضوعی  پرسشی به عمل می آید. 
در پایان جمله ی پرسشی علامت (؟) می گذاریم .

➖مانند :
آیا کتاب را خواندی؟

 

✅شبه جمله چیست؟
کلمه یا عبارتی که شبیه به جمله بوده و در شمارش تعداد جمله یک جمله به حساب می آید.
شبه جمله ممکن است بدون فعل و یا فعل درآن مخفی باشد.

👈شبه جمله به دو قسمت تقسیم می شود که عبارتند از:

1⃣اصوات:
به کلمه هایی می گویند که برای بیان یکی ازعواطف انسانی به کار می رود.
مثلا وقتی بیمار می گوید "آه" با همین یک کلمه همه ی درد خود را بیان می کند.

👈نکته:
مهم ترین اصوات عبارتند از :
" به به ، آه ، آفرین، دریغا، خوشا، افسوس، آخ، وای ، مرحبا”

2⃣منادا:
اسمی که مورد خطاب قرار بگیرد وغالبا بعد از نشانه ها و حروفی مانند : "ای ،یا ،آی " بیاید منادا نامیده می شود و می توان آن را یک جمله به حساب آورد .

➖مثال:
👈ای یاران بیایید تا با هم برویم .
👈ای خدا !خودت کمکم کن .
👈خدایا !متشکرم

 

✅روش تشخیص تعداد جمله ها :
تعداد جمله از فرمول زیر به دست می آید .

تعداد فعل های ذکر شده +تعداد فعل های حذف شده + شبه جمله

➖مثال :
👈ای مردم ! بدانید ملتی که تلاش کند و پشتکار داشته باشد هم به برخورداری می رسد و هم به موفقیت .

ای مردم (شبه جمله)  + بدانید (فعل) + تلاش کند (فعل) + داشته باشد (فعل) + می رسد (فعل) +می رسد ( فعل که حذف شده )

👈نکته:
گاهی در جمله عبارتی شبیه به فعل می آید که هرگز فعل نیست .
مانند مصدر ها ، بنابراین این گروه هرگز در شمارش، جمله محسوب نمی شوند.

👈مثال :
هنگام رفت وآمد از خیابان احتیاط کن . ( یک جمله )

کار کردن وتلاش کردن رمز موفقیت است . ( یک جمله )

👈نکته :
گاهی فعل ها به صورت مخفف می آیند. در شمارش جمله ها محسوب می شوند .

👈مثال :
من آن نی ام که تو را رها نکنم .
(من آن کسی نیستم که تو را رها نکنم )

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۸ساعت 16:46  توسط ملاحسنی  | 

#فعل_اسنادی_و_مسند

✅✅✅✅ هر گاه فعل جمله ما یکی از فعل های اسنادی باشد ( یعنی : است – بود – شد – گشت و گردید ) آن گاه گزاره علاوه بر نهاد یک جزء اصلی دیگر نیز دارد ( یعنی فعل گذرا است )  و آن مسند است. 

🛑🛑هوا دلپذیر شد. ( هوا: نهاد – دلپذیر : مسند – شد : فعل )
خرد چشمِ جان است اگر بنگری ( خرد : نهاد – چشمِ جان : مسند – است : فعل اسنادی )

✔️✅✅  برای پیدا کردن مسند در جمله نهاد را به همراه چگونه ؟ چطور؟ یا چه جور؟ به صورت جمله ای پرسشی از فعل می پرسیم و به جواب می رسیم. 

هنر خوار شد جادُوی ارجمند ( هنر چگونه شد؟ خوار: مسند )
تا سیه روی شود هرکه در او غشّ باشد ( چطور شود؟ سیه روی : مسند )

 

🛑🛑نکات : 

✅✅1. فعل های گشتن و گردیدن اگر به معنای گشت و گذار یا چرخیدن  باشند اسنادی نیستند. 
این دو فعل باید هم معنی «شد» باشند. 

🛑🛑همی بر شد آتش فرود آمد آب / همی گشت گرد زمین آفتاب ( چرخید – پس اسنادی نیست )
نهان گشت آیین فرزنگان ( گشت یعنی شد. )

  ✅✅۲- است و بود اگر به معنی وجود داشتن باشند اسنادی نیستند. 

✅✅ 3. فعل شد اگر به معنای رفت باشد اسنادی نیست. 
خرامان بشد سوی آب روان ( بشُد : برفت )

اما در این مثال «شد» اسنادی است. 
ساقی گل و سبزه بس طربناک شده است / دریاب که هفته دگر خاک شده است 

✅✅4. است ، بود ، شد تنها وتنها اگر خودشان به عنوان فعل به کار رفته باشند می توانند اسنادی باشند. 
✅✅راه تشخیص:

اگر کلمه قبل از است ، بود ، شد ریشه فعلی داشت آن دو با هم فعل هستند. ( دیده بودم – گفته شد – خورده است )
اما اگر کلمه قبل اینها ریشه فعلی نداشته باشد خودشان فعل اسنادی هستند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۸ساعت 10:16  توسط ملاحسنی  | 

معيار هاي تشخيص كلمات غير ساده 

1- گسترش ناپذيري :

اجزاي كلمات غير ساده قابل گسترش نيستند ؛يعني ، نمي توان بين تكواژهاي آن ، نشانه هاي جمع ، تر و ترين ، ي نكره ، صفت يا مضاف اليه آورد . 
مثال : « تخم ِمرغ » يك كلمه ي غير ساده ( مشتق ـمركب ) است زيرا مثلاً امروزه نمي گوييم : « تخم هاي مرغ » را شكستم بلكه مي گوييم : « تخمِ مرغ ها » را شكستم ، ولي « تخم ِ كبوتر » يك تركيب اضافي است ؛ زيرا مي گوييم « تخم هاي كبوتر » را شكستم اگر بگوييم « تخمِ كبوترها » را شكستم؛ يعني ، تخم چند كبوتر را شكستم . 


2- در كلمات غير ساده تنها يك تكيه(stress) وجود دارد . 
  همان طور كه مي دانيم در زبان فارسي ، هر كلمه تنها يك تكيه دارد ؛ يعني يك هجاي آن با شدّت و فشار بيشتر ادا مي گردد و آن را نشان دار مي سازد،در زبان فارسي تكيه نقش «مرز نمايي» (demarcative)دارد ، همين معيار در تشخيص كلمات غير ساده مي تواند به ما كمك كند . به عنوان مثال در واژهي « تخم ِ مرغ » تنها هجاي آخر يعني « مرغ » تكيه دارد ولي در تركيب اضافي « تخم ِ كبوتر » هجاهاي دوم ( مِ ) و چهارم (تَر) تكيه دارند .
  يا واژه ي « رفت و آمد » در عبارت « علي به خانه ي ما رفت و آمد داشت » يك واژه ي مشتق ـ مركب است زيرا تنها هجاي « مَد» تكيه دارد ولي در عبارت « علي به خانه ي ما رفت و آمد . » ديگر يك واژه ي غير ساده نيست ؛ زيرا هريك از فعل هاي « رفت » و « آمد » هر كدام داراي يك تكيه هستند . 


3- در تشخيص ساختمان كلمات وضعيّت امروز آن ها را درنظر مي گيريم و با گذشته ي آن ها كار نداريم ؛يعني ، بعضي از كلمات غير ساده هستند كه امروزه آن ها را ساده تلقّي مي كنيم .   در ساختار اين كلمات يكي از سه حالت زيرپديدآمده است :
الف ) در ساختمان آن ها فرايند واجي كاهش رخ داده است ؛ يعني ، يك واج آن ها كم شده است . مثال : 
 « دشوار » كه در اصل « دش (ضد) +خوار(آسان) » بوده است . مثال هاي ديگر :
 « خلبان » = خله (پاروي قايقراني) + بان « كوچه » = كوي(خيابان) + چه « مژه » = موي + ژه « سياوش» = سياه + وخش (اسب ) = دارنده ي اسب سياه « غنچه » = غنج (جمع شده ) + چه
 « ديوار » = ديو + وار « نا خدا » = ناو + خدا (صاحب )

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۸ساعت 19:46  توسط ملاحسنی  | 

اسم ساده / اسم غیرساده

درباره ساختمان اسم:  اسم یکی از انواع کلمات است که نقشی مهم در زبان به عهده دارد. ساختمان اسم از این جهت مورد بررسی قرار میگیرد که آیا از یک جزء تشکیل شده ( مثل کلمه سفید ) و یا قابل تجزیه به جزء های کوچکتر است. ( مثل واژه گلخانه)
ساختمان واژه دو شکل کلی دارد؛ 
⭕️ 1. واژه ساده
اسم های ساده ، آن دسته از اسم ها هستند که قابل تجزیه به بخشهای کوچکتر نباشند و فقط از یک جزء تشکیل شده باشند. مثلا: کتاب – خدا – دین – درس- معلم 

باید ببینیم که آیا می توان این کلمات را به دو یا چند جزء تقسیم کرد؟ اگر نشد آن کلمه ساده است. 

⭕️  2. واژه غیر ساده 
واژه غیر ساده آن است که فقط از یک جزء تشکیل نشده باشد. مثلا از قرار گرفتن دو جزء معنا دار در کنار هم شکل بگیرد. مثلا: راهنما ( راه + نما ) ، حسابدار ( حساب + دار ) ، کمربند (کمر + بند ) 
و یا یک کلمه می تواند از کنار هم قرار گرفتن یک جزء معنادار و یک جزء بی معنا ( وند ، پیشوند ، پسوند ) ساخته شده باشد. مثلا: پردازش ( پرداز + ــِ ش ) ، دسته ( دست + ه)

واژه های غیر ساده انواعی دارند که در اصل در پایه هفتم با آنها آشنا می شوید اما به دلیل اهمیت موضوع در آزمونهای نمونه و تیزهوشان مختصری به انواع واژه غیر ساده اشاره می کنیم. 

#انواع_واژه_های_غیر_ساده 

اسم #مرکب : اسمی که از کنار هم قرار گرفتن دو جزء معنادار ساخته شود. این جزء ها خود می توانند اسم ، صفت ، ضمیر و یا بن فعل باشند. 
مثالها : جانباز – پایدار – گلخانه 

اسم #مشتق: اسمی که از ترکیب یک جزء معنادار و یک یا چند وند ( پیشوند و پسوند ) به وجود آمده باشد. 
مثالها: 
خندان ( خند + ان ) – صبحانه ( صبح + انه ) – هنرمند (هنر + مند)

برای آنکه بهتر اسمهای مشتق را بشناسیم لازم است که ابتدا با انواع وند ها ( اجزای بی معنا) آشنا شویم. 

#مهمترین_وند_ها
پر کاربرد ترین پیشوند ها: 
با ( با هنر ) – بی ( بی عقل ) – باز ( بازپرس ) – هم ( همراه ) – بر ( بر گشت ) – نا ( نا سپاس ) – نَ (نَسوز ) 

پر کاربردترین پسوند ها: 
بان ( دروازه  بان) – دان ( قلم دان) – ستان ( بیمارستان ) – سار ( چشمه سار ) – زار ( لاله زار ) – گر ( کوزه گر) – گری ( یاغی گری) – گاه ( آزمایش گاه) - ــِـ ش ( دانش ) – وار ( امیدوار، دیوانه وار) – چه ( کتابچه) – گین ( اندوهگین) – ناک ( سوزناک) – مند ( اندیش مند) – گار ( آموزگار) - ــَــنده ( دونده) – ان (به غیر از نشانه جمع مثلا گریان، کوهان) – انه ( روزانه) – ار ( دیدار) –   ا ( بینا و شنوا) -  ه ( نوشته ، هفته ) – ی ( به غیر از ی نکره ، مثلا آهنی ) – ور ( هنرور) -  ــــَک ( عروسک)

* در نگارش جدید کتب درسی واژه " مشتق" را " وندی" و واژه ی" مشتق مرکب " را " وندی مرکب " می گویند

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان ۱۳۹۸ساعت 23:11  توسط ملاحسنی  | 

فعل ناگذر / فعل گذرا

یکی از نکات دستوری که لازم است در تفهیم آن توجه کافی شود  طریقه تشخیص فعل های ناگذر از فعل های گذرا می باشد . اگر ما بتوانیم ساده ترین راه را در این مورد بیابیم  در تفهیم و تشخیص اجزای جمله و همچنین شناخت جملات دو، سه و یا چهار جزئی  می توانیم بهتر عمل کنیم  این کار زمانی میسر می شود  که ما نوع فعل را در  جمله بشناسیم .

همانگونه که می دانید فعل از لحاظ اینکه برای کامل شدن معنی خود به چه اجزایی نیاز دارد به دو گروه تقسیم می شود :

1-فعل ناگذر: فعل ناگذر فعلی است که برای کامل شدن معنی خود فقط نیاز به نهاد دارد مثلاَ : گل رویید. گل (نهاد) و رویید(فعل) جمله است و معنی آن با نهاد کامل است .

2- فعل گذرا : فعلی است که علاوه بر نهاد نیاز به جزء یا اجزای دیگری همچون ( مفعول ، مسند ، متمم ) دارد . فعل های گذرا  از لحاظ تعداد اجزای آن به دو دسته تقسیم می شوند که عبارتند از :

ا- فعل های گذرای( سه جزئی): اینگونه افعال گذرا علاوه بر نهاد نیاز به یک جزء دیگر دارند این جزء خواه مفعول یا مسند یا متمم باشد. که به ترتیب به آنها افعال گذرا به مفعول ، گذرا به مسند و گذرا به متمم گفته می شود برای مثال فعل های شنید ، خورد ، دید و...جزء دسته ی اول و فعل های است ، بود و... جزء دسته ی دوم و فعل های ترسید ، رهید ، نالید و ... جزء دسته ی سوم قرار می گیرند .       

2- فعل های گذرا ( چهار جزئی) : اینگونه افعال علاوه بر نهاد نیاز به دو جزء از اجزای ذکر شده در بالا را دارند. و به چند دسته  تقسیم می شوند که عبارتند از :

الف : فعل گذرا به مفعول و متمم مثل ( بخشید– رهاند – خرید – و...) او مالش را به نیازمندان بخشید .

ب:  فعل گذرا به مفعول و مسند مثل( نمود – به شمار آوردن –  و... ) نور لامپ همه جا را روشن نمود .

 ج : فعل گذرا به متمم و مسند مثل ( نامیدن - به شمار آوردن و ...)   مردم به او دانشمند می گفتند .

د: فعل گذرا به مفعول و مفعول مثل ( پوشاند – زد و ... ) او دیوار را رنگ زد .


اما مسئله  اصلی همانا تشخیص افعال ناگذر از گذرا می باشد که باید در شناسایی آن نهایت دقت را به عمل آوریم . همانگونه که قبلاَ اشاره کردیم فعل ناگذر فقط به نهاد نیاز دارد . برای تشخیص این افعال ، آنها رابا سه قاعده ی کلی  می سنجیم اگر هیچ کدام از این قاعده ها درموردآن صادق نبود بدون شک فعل ناگذر محسوب می گردد . اما اگر یکی و یا دو روش از این روش های ذکر شده در پایین در مورد آن صدق کند فعل ما گذرا محسوب می شود . این روشها عبارتند از:   

  1  -  فعل مورد نظر را با چه چیزی را ؟ و چه کسی را؟ سؤالی می کنیم اگر سؤال ما مطابق با اصول زبان فارسی باشد و معنی داشته باشد و جواب هم داشته باشد  فعل ما  نیاز به مفعول دارد واگر هم سؤال ما و  هم جواب بی معنی باشد یعنی نیاز به مفعول ندارد در نتیجه فعل ما ناگذرا است مثلاَ :          آب جوشید . در این جمله درست نیست بگوییم چه چیزی را جوشید؟ و یا چه کسی را جوشید؟ همچنین جوابی که به سؤال داده می شود مطابق دستور زبان فارسی نیست و بی معنی می نماید (  آب را جوشید. )

2- راه دوم این است که آیا بدانیم این فعل مورد نظر جزء فعل های ربطی ( است ، بود ، شد، گشت ) و مشتقات آن می باشد .

اگر جزء آنها باشد فعل ما علاوه بر نهاد نیاز به مسند دارد و فعل گذرا است و اگر فعل مورد نظر جزء آنها نباشد فعل جمله فعلاَ جزء فعل های ناگذر محسوب می شود

 مثلاَ فعل جوشید در جمله ی آب جوشید جز فعل های ربطی ذکر شده در بالا نمی باشدپس نتیجه می گیریم که جوشیدنیاز به مسند ندارد  .

3- در روش سوم باید بدانیم آیا فعل مورد نظر در جمله همیشه با یک حرف اضافه ی مخصوص می آید ویا در جمله متممی که بعد از این حرف اضافه آمده است می توانیم آن را در جمله حذف کنیم ؟ چون اگر متمم را حذف کردیم معنی جمله ناقص شد این بدان معنا است که فعل به متمم نیاز دارد و فعل گذرا می باشد اما اگر متمم را حذف کردیم جمله ناقص نشد یعنی این فعل به متمم نیاز ندارد . مثلاَ( آب در کتری جوشید) واژه ی کتری را که  متمم قیدی است در جمله حذف کنیم ، لطمه ای به معنای جمله وارد نمی شود .  

با سه روش بالا می توان به راحتی فعل ناگذر از گذرا را تشخیص دارد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۸ساعت 17:59  توسط ملاحسنی  | 

هسته

هسته ی گروه ها را چگونه تشخیص بدهیم؟

 

1- اگر یک گروه فقط از یک واژه تشکیل شده باشد همان یک واژه هسته است.
نمونه: طاها آمد: هسته ی گروه نهادی طاهاست.

2-اگر بین کلمات گروه کسره نباشد، آخرین واژه هسته است.
نمونه: آن هردو ورزشکار: ورزشکار هسته است.

3-اگر بین کلمات گروه کسره باشد اولین کلمه ای که کسره گرفته است ، هسته است.
نمونه: آن هر دو دختر درسخوان: دختر هسته است.

نکته: کسره پس از واژه ی(( همه)) و کسره پس از تعدادی از حرف اضافه ها مثل روی ، توی ، مانند ، مثل و ...را نباید درنظر بگیریم.


سرانجام باید بگویم :یافتن هسته ی گروه فعلی و برخی از گروه های قیدی متفاوت است.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر ۱۳۹۷ساعت 20:5  توسط ملاحسنی  | 

انواع ( ان ) :

انواع ( ان ) :

۱- برای خود واژه است و جدا نمی شود:  خیابان، بیابان.کاروان

۲- نشانه جمع است: دوستان.درختان

۳- نشانه قید است : شادان

۴- نشانه زمان است : سحرگاهان پاییزان. بامدادان . شبان

۵- نشانه مکان است: سپاهان گیلان، زنجان

۶- نشانه صفت فاعلی است : ( بن مضارع+ان) : دوان خندان گریان

۷- نشانه شباهت است: کوهان

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۷ساعت 9:33  توسط ملاحسنی  | 

«انواع حروف در زبان فارسی»

حروف خودشان معنای مستقلی ندارند بلکه وظیفۀ آنها نشان دادن اجزای دیگر است وکار آنها پیوستن جمله ها و کلمه ها به یکدیگر

1 ـ حرف اضافه:
مانند: از ـ به ـ با ـ بر ـ در ـ برای ـ از برای ـ بهر ـ از بهرِ ـ بدون ِ- اندر ـ جز ـ مگر ـ مثل ـ بی ـ سویِ ـ ـ به منظورِ ـ از پیِ ـ به وسیله یِ ـ به سانِ ـ ـ مانندِ ـ همانندِ ـ همچو ـ همچون و ...
به واژۂ بعد از حرف اضافه «متمّم» می‌گویند.

2 ـ حرف نشانه:
حرف های نشانه سه دسته اند:
نشانه ندا: خدایا، پروردگارا، دلا – ای خدا، ای برادر، ای آقا
یا رب، یا علی، یا حسین
نشانه مفعولی: کتاب را برداشتم، قلم شما را آوردم.

3 ـ حرف ربط (پیوند):

مانند: و ـ که ـ تا ـ ولی ـ چون ـ امّا ـ نیز ـ اگر ـ اگرچه ـ بلکه ـ پس و ...


انواع واو: 1- حرف ربط 2- حرف عطف

وقتی که (واو) بین دو یا چند جمله می‏ آید و بین آن‏ ها ارتباط برقرار می‏ کند به آن حرف ربط همپایگی می‏ گویند.

مانند: می‏ گویند قدر وقت را بدانید [و] دقایق گران‏بها را بیهوده از دست مدهید.

 

امّا گاهی (واو) بین دو یا چند کلمه که دارای یک نقش هستند قرار می‏ گیرد. در این صورت به آن واو عطف می‏ گویند.

مانند: بهار فصل جوانی [و] شادابی است. ایمان [و] پاکدامنی‏ تان را حفظ کنید. من [و] دوستانم در مراسم جشن «نمی ‏توانم» شرکت کردیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۷ساعت 17:36  توسط ملاحسنی  | 

اسم مفرد/جمع

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان ۱۳۹۷ساعت 18:9  توسط ملاحسنی  | 

روش پیدا کردن مسند

به اول فعل های اسنادی، کلمه های «چگونه؟» یا «چی؟» اضافه می کنیم و مسند را به دست می آوریم؛

مانند:
دانش آموزان از کار خود راضی شدند. ← چگونه شدند؟ راضی ← مسند.
پیش گویی آنها، درست بود. ← چی بود؟ ← درست ← مسند.


فعل اسنادی (ربطی)
به فعل هایی که مسند می پذیرند فعل اسنادی (ربطی) می گویند.


مسند:

صفت یا حالتی است که به وسیله ی فعل اسنادی به نهاد نسبت داده می شود؛

مثلاً:

حسین، فروتن است. ← فروتن «مسند» ، است «فعل اسنادی».
فروتن صفتی است که ما به وسیله فعل اسنادی به نهاد نسبت می دهیم.

 


فعل های اسنادی عبارتند از: «است ، بود ، شد ، گشت ، گردید ، شود ، باشد ، باد ، هست ، نیست».


نکته: گشت و گردید باید به معنای «شد» باشد، تا فعل اسنادی محسوب شود؛

مثال:
«هوا سرد گشت.» ← «گشت» فعل اسنادی است و به معنی «شد».

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آبان ۱۳۹۷ساعت 23:51  توسط ملاحسنی  | 

#شمارش_تعداد_جملات

🌺بحث شمارش تعداد جملات در نظم و نثر یکی ازسوالاتی است که قطعا در آزمون ها می آید.

✅نکته ی اول برای این کار یک بار جمله ها را بخوانیم با دقت...حالا دراین مثال :
دست در دامن مولا زد ،در / که علی بگذرو ازما مگذر
درنگاه اول افعالی را که در این بیت هستند معلوم می کنیم.
اینجا ، زد ،بگذر،مگذر
سه فعل داریم پس قطعا فعلا سه جمله هم داریم.

✅به اندازه ی تعداد افعال موجود جمله هست.
اما این پایان کار نیست.چون باید ببینیم در جمله افعال محذوف یا شبه جمله و منادا هم هست.این بیت را اگر خوب بخوانیم هیچ فعلی حذف نشده است پس افعال محذوف نداریم.

اما بحث منادا وشبه جمله✅

در مصراع دوم این بیت علی منادا می باشد گرچه نشانه ی ندا ندارد.
در بعضی اوقات منادا بدون نشانه ی ندا می اید و با اهنگ خواندن یا ازطریق معنی کردن جمله متوجه می شویم که منادا هست.
پس علی هم چون منادا هست یک جمله به حساب می اید
در اول عرض کردم سه فعل درجمله موجود بودو منادا هم داریم
پس شمارش تعداد جملات دراین بیت میشه چهار جمله.

✅خلاف راه صواب است و نقص رای اولو الاباب که ذوالفقار علی درنیام وزبان سعدی در کام .
دراینجا اگربه ظاهر جمله نگاه کنیم فقط فعل ربطی است هست.

پس یک فعل داریم،اما دقت کنید باید دنبال منادا و افعال محذوف هم باشیم.
این جمله را چندبار هم اگر بخوانیم منادا و شبه جمله ندارد.
پس سراغ افعال محذوف می رویم.
جمله ی اول خلاف راه صواب است
و نقض رای اولوالاباب (است )

✅اینجا فعل است حذف شده واین نوع حذف را حذف به قرینه ی لفظی می گویند یعنی فعل ازلفظ فعل قبل از خودش می باشد
فعل قبلش است بود واینجا هم است حذف شده است.
✅تا اینجا دوجمله پیدا کردیم،
که ذوالفقار علی در نیام (باشد )
این هم جمله بعدی اینجا باشد حذف شده است ولی حذف به قرینه ی معنوی
چون قبل از آن فعلی از لفظ باشد نیست.
✅تا اینجا سه جمله داريم.

و زبان سعدی در کام (باشد )
اینجا هم باشد حذف شده بازهم به قرینه ی معنوی است.

✅پس در اینجا چهار جمله داریم
گرچه در اول ظاهر جمله فقط یک فعل ربطی داشت.

 

#نکته_ای_در_بحث_شمارش_تعداد_جملات

✴️برخی از افعال به صورت کوتاه شده یا مخفف می آیند که درشمارش جملات باید به این نکته دقت کرد
مثال:
⏹علم،چندان که بیشتر خوانی
⏹چون عمل درتونیست،نادانی

❇️مصراع اول (خوانی )فعل می باشد درمصراع دوم (نیست )فعل هست اما باید دقت کنیم در نادانی (ی)به معنی (هستی )می باشد وفعل است که بیشتر درمعنی ومفهوم جمله متوجه می شویم پس کل بیت می شود سه جمله

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مهر ۱۳۹۷ساعت 16:25  توسط ملاحسنی  | 

حذف فعل

✅ الف)حذف به قرینه لفظی :

آن است كه به موجب وجود فعل در جمله قبل یا بعد فعل را نیاورند.
منت خدای را عزو وجل كه طاعتش موجب قربت است و به شكر اندرش مزید نعمت.
عبارت 3جمله دارد یك فعل بعد از خدای را [است] و در آخر عبارت مزید نعمت [است] حذف شده است.

✅ ب)حذف به قرینه معنوی :
آن است كه از راه معنی پی به فعل ببریم و نمونه فعل وجود نداشته باشد.
اول دفتر به نام ایزد دانا
صانع و پروردگار حی توانا
یعنی اول دفتر را به نام خدا آغاز می كنم.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مهر ۱۳۹۷ساعت 16:20  توسط ملاحسنی  | 

یک سوال

لطفاً به سوال زیر با ذکر دلیل پاسخ دهید.

در کدام گزینه صفت عالی " وابسته پیشین " محسوب نمی شود؟

الف) گرامی ترین شما، نزد خدا پرهیزگار ترین شماست.
ب) بهترین کتاب هدایت بشر، قرآن است.
ج) دوست خوب، بهترین نعمت است.
د) نثر گلستان سعدی، زیباترین نثر ادب فارسی می باشد.

جواب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر ۱۳۹۷ساعت 10:26  توسط ملاحسنی  | 

گروه اسمی + نقش ها

گروه اسمی می تواند نهاد، مفعول، متمم، مسند باشد
هسته همون اسم
در جمله هر گروه اسمی میتونه تنها بیاد

میتونه با وابسته پیشین ( مثل صفت اشاره ، صفت شمارشی ،.....) بیاد

میتونه با وابسته پسین( صفت ، مضاف الیه، ی نکره،....) یا با هر دو وابسته

مثال : 


من کتاب خواندم
من : نهاد / گروه اسمی/ هسته / اما وابسته نداره
کتاب/ هسته/ گروه اسمی مفعول اما وابسته پیشین و پسین نداره
خواندم گروه فعلی

 

من این دو کتاب جالب را خواندم
کتاب : هسته اما با وابسته اومده
این صفت اشاره/ وابسته پیشین
دو صفت شمارشی ترتیبی/ وابسته پیشین
کتاب اسم و هسته
جالب صفت / وابسته پسین

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر ۱۳۹۷ساعت 10:20  توسط ملاحسنی  | 

هم خانواده کلمات عربی

به کلمه هایی می گویند که از یک ریشه گرفته شده باشند و حروف اصلی آن کلمه در کلمه های هم خانواده اش به ترتیب پشت سر هم بیاید. هم چنین کلمه های هم خانواده از نظر معنی نیز به هم نزدیک هستند.و اغلب بر وزن فاعل ، مفعول، فعل، افعال ، فعیل ، تفعیل، مفاعله و ... هستند.

 


برچسب‌ها: هم خانواده
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۶ساعت 22:29  توسط ملاحسنی  | 

فعل های ناگذرا و گذرا

یکی از نکات دستوری که لازم است در تفهیم آن توجه کافی شود  طریقه ی تشخیص فعل های ناگذر از فعل های گذرا میباشد . اگر ما بتوانیم ساده ترین راه را در این مورد بیابیم  هم کار خود را درتدریس راحت کرده ایم وهم در تفهیم و تشخیص اجزای جمله و همچنین شناخت جملات دو، سه و یا چهار جزئی  می توانیم بهتر عمل کنیم  این کار زمانی میسر می شود  که ما نوع فعل را در  جمله بشناسیم . همانگونه که می دانید فعل از لحاظ اینکه برای کامل شدن معنی خود به چه اجزایی نیاز دارد به دو گروه تقسیم میشود :

🔴۱ -فعل ناگذر: فعل ناگذر فعلی است که برای کامل شدن معنی خود فقط نیاز به نهاد دارد مثلاَ :

گل رویید . گل ( نهاد) و رویید( فعل) جمله است و معنی آن با نهاد کامل است .

 🔴۲ - فعل گذرا : فعلی است که علاوه بر نهاد نیاز به جزء یا اجزای دیگری همچون ( مفعول ، مسند ، متمم ) دارد . فعل های گذرا  از لحاظ تعداد اجزای آن به دو دسته تقسیم می شوند که عبارتند از :


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آذر ۱۳۹۶ساعت 22:43  توسط ملاحسنی  | 

گروه اسمی

چگونه هسته ی گروه اسمی را تشخیص دهیم ؟


در ابتدا باید شکل های مختلف گروه های اسمی را بشناسیم وبدانیم کهگروه های اسمی به شکلهای زیرمی آیند:

1-گروه اسمی یک کلمه ای (در چنین حالتی مشکلی نیست همان کلمه هسته است)

2-گروه اسمی ای که فقط وابسته پیشین دارد (در این حالت، کلمه ی آخر گروه را هسته بگیرید.)
نمونه :
این گل
آن دو کبوتر
هر چهار دانش آموز
بهترین معلم

3-گروه اسمی، فقط وابسته ی پسین داشته باشد. (در این حالت، اولین کلمه ی گروه اسمی که کسره یا نقش نما دارد را هسته بگیرید)

4-گروه اسمی هم وابسته ی پیشین دارد هم وابسته ی پسین. (در این حالت، اولین کلمه ای که (کسره یا ی) دارد را هسته بگیرید.

نمونه :
هر پنج خیابان شهر ما

خیابان :هسته است
هر : وابسته پیشین و صفت مبهم
پنج : وابسته ی پیشین و صفت شمارشی
شهر : وابسته ی پسین و مضاف الیه
ما :وابسته ی پسین و مضاف الیه دوم


دانش آموزان عزیز در این حالت، یادتان باشد که اولین واژه ی کسره دار هسته است واژه های کسره دار دوم، سوم وچهارم همه را وابسته ی پسین بگیرید.

🌹نکته :
همیشه هسته ی گروه اسمی یک اسم نیست بعضی مواقع، هسته ی گروه اسمی از نظر نوع کلمه، صفت است که جای یک اسم نشسته است.
نمونه :
هر پنج نویسنده ی نامی کشور
نویسنده (صفت است) هسته ی گروه اسمی.

🌹دانش آموزان عزیز
اغلب مواقع، گروه اسمی یک هسته دارد اما استثنا هم وجود دارد. بعضی موقع یک گروه اسمی، چند هسته دارد.
نمونه :
پدر، مادر مهربان من

پدر:هسته
مادر: هسته

نمونه:
زنان، دختران ، پسران دلیر ایران

زن و دختر وپسر :هسته

ان و دلیر وایران( وابسته پسین)

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آذر ۱۳۹۶ساعت 22:37  توسط ملاحسنی  | 

نحوه ی تشخیص اجزای جمله در زبان فارسی : ( نهاد / مسند / متمم / مفعول )

Image result for ‫اجزای جمله‬‎

 

برای تعیین اجزای اصلی جمله ابتدا باید به فعل و نوع گذرا و ناگذر بودنش توجه کنیم و ضمناً به نوع ساختمان فعل هم باید دقّت کنیم که ساده یا مرکب بودنش در ساخت اجزای جمله تأثیر دارد ؛

پس اولین کار این است که ببینیم فعل جمله گذراست یا نه .


برچسب‌ها: اجزای جمله
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آذر ۱۳۹۵ساعت 19:51  توسط ملاحسنی  | 

روابط واژگانی

  هر زمان با واژه جدیدی روبرو شدیم برای یادگیری بهتر و فهم بیشتر مطلب ؛ بهتر است روابط واژگانی پیرامون ان کلمه مورد کنکاش قرار دهیم . یعنی مترادف/ متضاد/ هم خانواده / کلمه های مشابه آن را بیشتر بشناسیم. با این کار دایره واژگان ما افزایش می یابد و در درس ادبیات فارسی بسیار پیشرفت می کنیم.

اما این روابط واژگانی کدامند:

مترادف ( واژه نامه)
به کلمه هایی گفته می شود که معنی و مفهوم یکسانی دارند ومی توان به جای یکدیگر از هم استفاده کرد.
مانند : پیمودن :رفتن          افسوس :حسرت          بوم :جغد
 
متضاد ( تضاد )
به کلمه هایی گفته می شود که از نظر معنی ومفهوم مخالف هم هستند .
مثال : سهل #دشوار            تاریک # روشن               خواب # بیدار
نکته :با اضافه کردن (با ،بی) می توان کلمه های متضاد ساخت .
مانند :با ادب --------- ادب --------- بی ادب
 
متشابه،هم وا
به کلمه هایی می گویند که ازنظر تلفظ یکسان هستند اما ازنظرمعنی وشکل املایی با هم فرق دارند.
خوار = کم ارزش                                     خار = تیغ گل یا خاشاک
سد = دیواری برای جمع کردن آب                   صد = عددی در ریاضی
ثواب = پاداش                                          صواب = درست
 
هم خانواده
به کلمه هایی می گویند که ازیک ریشه گرفته شده باشند وحرف های اصلی آن کلمه درکلمه های هم خانواده اش پشت سرهم بیاید .
مانند : رابطه – مربوط – ارتباط                          عجله – عجول – تعجیل
نکته : کلمه های هم خانواده ازنظرمعنا به هم نزدیک هستند ودربیشترمواقع حداقل سه حرف مشترک دارند .
نکته :  در فارسی کلمه هایی که از یک ریشه فعل گرفته شده باشند نیز با هم ،هم خانواده اند .
مانند : دانش ،دانا ،دانشمند ،نکته دان ،دانش آموز.
 


برچسب‌ها: روابط واژگانی
+ نوشته شده در  شنبه ششم آذر ۱۳۹۵ساعت 22:7  توسط ملاحسنی  | 

حذف فعل از جمله

اگر با جمله ای روبرو شدید که فعل نداشت یکی از دلیل زیر را جستجو کنید:

حذف ارکان یا اجزاى جمله حذف باید به یکى از سه قرینه زیر صورت پذیرد:

1. قرینه ساختارى (= عرف زبانى): «به چپ، چپ!»، «برپا!».

2. قرینه لفظى: «یک طرفم دریاست و طرف دیگرم، دشت بى انتها (است).»

3. قرینه معنوى: « ـ چه کسى در بستر پیامبر به استقبال خطر رفت؟ ـ على (رفت)!»


برچسب‌ها: حذف فعل
+ نوشته شده در  شنبه ششم آذر ۱۳۹۵ساعت 21:16  توسط ملاحسنی  | 

اقسام جمله از لحاظ ارکان

این که جمله دارای چه اجزایی باشد ، به نوع فعل بستگی دارد.

فعل ها در زبان فارسی به دو دسته گذرا و ناگذر تقسیم می شوند. اما انواع جمله از این نظر :

1. نهاد(مسندالیه یا فاعل) + فعل خاص: محمد آمد.

2. نهاد+ مفعول + فعل خاص :محمد کتاب را آورد.

3. نهاد + مسند + فعل ربطی: محمد با هوش است.

هر یک از این سه هسته، معمولا اجزایى مى پذیرند از قبیل متمم، قید، بدل، و مضاف الیه.


برچسب‌ها: جمله
+ نوشته شده در  شنبه ششم آذر ۱۳۹۵ساعت 21:14  توسط ملاحسنی  | 

آشنایی با روابط واژگانی ( مترادف / متضاد / کلمه های هم خانواده / کلمه ها متشابه )

کلمات مترادف(هم معنی):

به کلمه هایی گفته میشود که معنی و مفهوم یکسانی دارندومیتوانند به جای یکدیگر از هم استفاده کرد.مانند:

(پیمودن =رفتن )     (افسوس =حسرت)و...

 کلمات متضاد(مخالف):

به کلماتی گفته می شود که از نظر معنی ومفهوم مخالف هم هستند.مانند:(تاریک و روشن  )  که مخالف همدیگرند.

 کلمات متشابه:

به کلماتی می گویند که از نظر تلفٌظ یکسان هستند اما از نظر معنی وشکل املایی باهم فرق دارند. مانند:

خار=تیغ گل یا خاشاک    

خوار:کم ارزش کوچک                                                       

کلمات هم خانواده: 

به کلماتی می گویند که از یک ریشه گرفته شده باشند و حرف های اصلی آن کلمه در کلمه های هم خانواده اش پشت سر هم بیاید.

مانند:(تحمٌل ـ حمل ـ حامل )     یا  (عجله ـ عجول ـ تعجیل)و...

نکته:کلمات هم خانواده از نظر معنا به هم نزدیک و در بیشتر مواقع حدٌاقل ۳حرف مشترک دارند.


برچسب‌ها: روابط واژگان
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم آذر ۱۳۹۵ساعت 0:16  توسط ملاحسنی  | 

قید و اقسام قید از جهت معنی

قید کلمه ای است که چگونگی انجام یافتن فعل یا مفهوم صفتی یا معنی کلمه دیگری را به چیزی از قبیل زمان ، مکان ، حالت  و... مقیّد می سازد .

وقتی می گوییم ، « شهاب سخنرانی کرد .» شنونده می پرسد ؛ چگونه سخنرانی کرد ؟ درجواب می گوییم : شهاب خوب سخنرانی کرد . پس کلمه ی خوب چگونگی انجام یافتن فعل را نشان می دهد . باز شنونده می پرسد : کِی وکجا سخنرانی کرد؟ جواب می دهیم : شهاب امروز  اینجا  خوب سخنرانی کرد . کلمه ی ( بسیار) خوب را که قید است مقیّد ساخته است این گونه قید ها را قید مقیّد نامند .

شهاب کتاب زیبایی دارد .

شهاب کتاب بسیار زیبایی دارد . کلمه ی "بسیار" قید است ، صفت زیبایی را مقیّد ساخته است .

خوشبختانه آگاهی مردم کردستان بیشتر شده است . در اینجا کلمه ی "خوشبختانه" تمام جمله را مقیّد کرده است پس نتیجه می گیریم که : وظیفه ی اصلی قید مقیّد ساختن فعل است ولی می تواند صفت وقید دیگر وتمام جمله را مقیّد سازد .

قید زمان: پیوسته ، همیشه ، گاه ، گاهی ، ناگاه ، ناگهان ، همواره ، دیر ، زود ، بامداد ، دوش ، شب ، روز و ...  شب باران آمد  -  بعضی وقت ها باران می بارد.

قید مکان: آنهایی هستند که محل و جای انجام شدن فعل را بیان می کنند. مانند: چپ- راست- پیش- نزد- نزدیک- اندرون- بیرون- دور- ایدر- اینجا- پیرامون- و...  حسین اینجا نشسته بود و احمد آنجا.

قید کیفیت: خوب، بد، زشت، زیبا، چگونه، آهسته ... احمد خوب کار می کند.  -  احمد به آرامی کار می کند.

قید حالت:  حالت فاعل یا مفعول را بیان می کنند،به عبارتی کیفیت و حالت انجام فعل را بوسیله فاعل بیان می کند مانند: آهسته- آسان- دشوار- دشخوار- آشکار- پنهان- گران- ارزان- خندان- گریان- سواره- پیاده- ایستاده- نشسته:

    مرد مجروح افتان و خیزان خود را به پشت درخت رسانید.

قید تاسف: متاسفانه، افسوس، وای، دریغ، دریغا و... افسوس که دوستان خیلی زود رفتند - متاسفانه نتوانستم شما را ببینم.

قید تعجب:عجب، شگفتا، وه ، به به و... عجبا! عمر آدمی چه زود به پایان می رسد.

قید تصدیق و تاکید: بلی، حتماً، قطعاً و...حتماً به دیدار شما خواهم آمد.

قید پرسش: تاچند- چرا- کی- تاکی- برای چه- آیا- کدام- چطور.. چگونه این کار را انجام خواهید داد؟

قید شک و تردید: شاید فردا به کتابخانه بروم.

قید مقدار: مانند: چند- چندان- بسا- بسی- بیش- بیشتر- کم- کمتر- ذره ذره- قطره قطره- فراوان- بسیار- زیاد و....


برچسب‌ها: قید
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام آبان ۱۳۹۵ساعت 23:45  توسط ملاحسنی  | 

قید

در این قسمت لازم دیدم که قید ها را توضیح داده و انواع آن ها را برای یادگیری بهتر عزیزان بیان کنم ، امید است که رضایت شما را جلب نماید .
قید چیست ؟
 هر کلمه ای که کلاً جمله یا فعل یا هر واژه ی دیگر ی را مقید و محدود نماید قید است و ساده ترین را ه شناخت قید از غیر آن حذف از جمله است که اگر با حذف کلمه ای معنی جمله ناقص نشود ، همان کلمه قید است .

انواع قید که در کتاب درسی آمده عبارتند از قید های نشانه دار و بی نشانه


برچسب‌ها: قید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام آبان ۱۳۹۵ساعت 23:17  توسط ملاحسنی  | 

کلمه های هم خانواده

کلمه های هم خانواده در عربی: به کلمه هایی می گویند که از یک ریشه گرفته باشند و حرف های اصلی آن کلمه در کلمه های هم خانواده اش پشت سر هم بیاید.

نکته : کلمه های هم خانواده در عربی از نطر معنی به هم نزدیک هستند و ریشه مشترک دارند. مانند:


برچسب‌ها: هم خانواده
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام آبان ۱۳۹۵ساعت 23:0  توسط ملاحسنی  | 

متمم چیست؟

اسم یا گروه اسمی که بعد از حرف اضافه بیاید متمم نام دارد. متمم یعنی تمام کننده ی معنای فعل.

بعضی از حروف اضافه از این قرار است:از.به.با.برای.در.مثل.به جز .به غیر از.بی.بر.بدون...

مثال:

1- زندگی بدون  تلاش ،مرگ زودهنگام است. بدون:حرف اضافه   تلاش:متمم

  2-اطمینان به کسی پیش از آزمایش  از نشانه های کم خردی است.

به:حرف اضافه    کسی :متمم  /  از:حرف اضافه      آزمایش:متمم

از:حرف اضافه       نشانه های کم خردی: گروه متممی

 

نکته 1:

در جمله ی شماره ی 2  (نشانه ها )را می توان متمم گرفت ولی اگر با وابسته هایش درنظر بگیریم گروه متممی است.

 

نکته 2:

دقت کنید که حروف دیگری هم وجود دارد که ارتباط دهنده ی بین واژه ها و یا جملات و عباراتند که به آن حروف ربطی می گویند.حروف ربطی را به خاطر بسپارید و با حروف اضافه اشتباه نکنید. بعضی از حروف ربط عبارتند از:

 اگر.که تا .زیرا.و.یا.ولی.اما...

 مثال:

1- فرق دزد و مالدار آن است که دزد مال اغنیا را می دزدد و مالدار  از آن فقرا را.

 و.که.و.  حروف ربط و پیوند است و متمم نمی سازد. دراین جمله : آن فقرا :گروه متممی است ؛از:حرف اضافه

 2- در دنیا لذتی که با مطالعه  برابری کند وجود ندارد.

 در:حرف اضافه  .دنیا .       با :حرف اضافه.مطالعه :متمم.          (که) حرف ربط است نه اضافه.

 

 نکته 3

حرف (چون) درصورتی که معنای :(مثل و مانند) بدهد، حرف اضافه و کلمه ی بعد از آن متمم است ودر صورتی که معنای (زیرا .وقتی که)داشته باشد حرف ربط است.

مثال1    (چون  درمعنای :مثل و مانند)

1- زندگی بدون عشق،چون زیستن در تاریکی است.

 مثال 2   (چون درمعنای : زیرا )

 2-عاشق خدا باش چون زندگی بدون عشق معنا ندارد.

 

تا هم می تواند حرف اضافه باشد و هم حرف ربط : 

(تا ) درجایی که حرف اضافه است:
این چشمه بهتر است (تا )آن چشمه. /  یعنی: این چشمه بهتر (از )ان چشمه.

برای حرف ربط:  بکوش تا موفق شوی

  تمرین:

متمم ها در عبارت زیر کدام است؟

 اگر انسان خود را از آنچه هست نتواند به مقامی بالاتر برساند موجودی ضعیف و ناچیز است.

 

 پاسخ:   در ادامه...


برچسب‌ها: متمم
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام آبان ۱۳۹۵ساعت 22:51  توسط ملاحسنی  | 

انواع را

 

را انواعی دارد:

1. نشانه مفعول: این را پس از مفعول می آید: کودک اسباب بازی را گم کرد.

مفعول گروه اسمی  است که بعد از آن «پس واژه ی  را» می آید یا می توان آورد. در این موارد حرف را نشانه ی مفعولی است.

زچشم خویشتن آموختم رسم رفاقت را         که هر عضوی به درد آید به جایش دیده می گرید   

2.بدل از حرف اضافه: این را پس از متمم می آید: شیخ ما را پرسیدند.

3. فک اضافه: بين مضاف و مضاف اليه مي آمده است و آن دو را از يك ديگر جدا مي كرده است مضاف بعد از « را » قرار مي گرفته است و مضاف اليه قبل از « را » . چون مضاف و مضاف اليه را از همديگر جدا مي نموده است به آن  « فك اضافه » مي گويند. پس این را بین مضاف و مضاف الیه آمده و ساختار ترکیب اضافی را جا به جا می کند: او را نام علی است.

ملک را دل به هم برآمد.      یعنی : دلِ ملک    سعدی

زنیرو بود مرد را راستی        یعنی :  راستی ِ مرد

 آن موش را زبرا نام بود               نام آن موش

  او را دلارام نام است                نام او دلارام است

پادشاهي او راست زيبنده             زيبنده او است .

4- « را » نشان مالكيت : همواره با فعل « بود » ، « است » و مشتقات آن مي ايد و معناي اين افعال را تبديل     مي كند به شكلي از مصدر « داشتن » .

كافري را غلامي صاحب گوهر بود                       كافري غلامي صاحب گوهر داشت.

در دستور زبان امروزی را فقط و فقط نشانه مفعول است و دو نوع دیگر در کتاب های کهن فارسی وجود دارند و در دستور تاریخی زبان فارسی بررسی می شوند.

برای درک دو نوع دوم باید جمله را به زبان معیار و امروزی برگردانیم و به قول معروف برای خود معنی کنیم: شیخ ما را پرسیدند= از شیخ ما پرسیدند/ او را نام علی است= نام او علی است.

رای بدل از حرف اضافه در حقیقت به جای یکی از حروف اضافه به کار می رود. هنگامی که را بدل از حرف اضافهء  "برای" باشد, می توان آن را به صورت فک اضافه هم در نظر گرفت.

در ادامه ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آبان ۱۳۹۵ساعت 19:40  توسط ملاحسنی  | 

ناگفته های دستوری

انواع الف

انواع ی

انواع ک

در زبان فارسی را در ادامه ببینید و بخوانید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هشتم آبان ۱۳۹۵ساعت 23:9  توسط ملاحسنی  | 

معطوف‌کردن ترکیب‌های اضافی


در زبان محاوره، گاه پاره‌ای ترکیب‌های اضافی و وصفی به‌صورت معطوف تلفظ می‌شوند و این غلط فاحش گاه وارد زبان مکتوب نیز شده است و باید از آن پرهیز کرد:

ترکیب غلط معطوف: باقیات‌وصالحات
ترکیب اضافی صحیح: باقیات صالحات

غلط: خواروبار
صحیح: خواربار

غلط: قوس‌وقُزَح
صحیح: قوس قزح

غلط: سهل‌وممتنع
صحیح: سهل ممتنع

غلط: جرّوبحث
صحیح: جرّبحث

غلط: حیص‌وبیص
صحیح: حیصِ‌بیص (گیرودار)

غلط: زادوبوم
صحیح: زادبوم

غلط: سازوکار
صحیح: سازکار (سامان‌دادن به‌کار)

غلط: یدوبیضا
صحیح: ید بیضا

غلط: اضغاث‌واحلام
صحیح: اضغاث احلام (خواب‌های آشفته)

غلط: غیروذلک
صحیح: غیر ذلک (غیر آن)

غلط: دوروزمانه
صحیح: دور زمانه (گردش روزگار)

غلط: دردودل
صحیح: درد دل

به‌علاوه، در فارسی امروز پاره‌ای از افعال معطوف را بدون واو عطف تلفظ می‌کنند که به زبان معیار شفاهی نزدیک‌تر است:

ترکیب غلط معطوف: خواه‌وناخواه
ترکیب صحیح معطوف: خواه‌ناخواه

غلط: بده‌وبستان
صحیح: بده‌بستان

غلط: بزن‌وبکوب
صحیح: بزن‌بکوب

غلط: بگیروببند
صحیح: بگیرببند

                   ناصر نیکوبخت، مبانی درست‌نویسی زبان معیار، چ۴، تهران: چشمه، ۱۳۹۳، ص۶۳

+ نوشته شده در  شنبه هشتم آبان ۱۳۹۵ساعت 23:3  توسط ملاحسنی  | 

آموزش انواع « را »

پیرامون سوال 9 از برگه  40 تست

1) نشانه ی مفعول : این «را» پس از مفعول می آید:مثال : کودک اسباب بازی را گم کرد.

2) بدل از حرف اضافه: این« را» پس از متمم می آید : مثال: شیخ ما را پرسیدند.

3)فک اضافه: این« را» بین مضاف ومضاف الیه آمده وساختار ترکیب اضافی را جابه جا می کند:

مثال: او را نام علی است .

نکته : در دستور زبان امروزی« را» فقط و فقط نشانه ی مفعول است دو نوع دیگر در کتاب های کهن فارسی وجود دارند و در دستور تاریخی زبان فارسی بررسی می شوند .برای درک دو نوع دوم باید جمله را به زبان معیار و امروزی برگردانیم و به قول معروف برای خود معنی کنیم:

مثال: شیخ ما را پرسیدند = از شیخ ما پرسیدند -  او را نام علی است = نام او علی است .

«رای» بدل از حرف اضافه در حقیقت به جای یکی از حروف اضافه به کار می رود .

نکته : هنگامی که «را» بدل از حرف اضافه ی« برای» باشد می توان آن را به صورت فک اضافه هم در نظر گرفت. 

مانند : او ما را معلم بود .

1-او معلم ما بود  - فک اضافه

2-او برای ما معلم بود . بدل از حرف اضافه


برچسب‌ها: انواع را
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۴ساعت 10:18  توسط ملاحسنی  |