اول دفتر

سعدی در دیوان گلستان با نثر دلنشین و آهنگین خود این گونه به ستایش پروردگار می پردازد و بعد از ستایش پروردگار از نعمت های او این چنین سخن می گوید:
اول دفتر به نام ایزد دانا
اول دفتر به نام ایزد* دانا صانع* پروردگار حی توانا
اکبر و اعظم خدای عالم و آدم صورت خوب آفرید و سیرت زیبا
از در بخشندگی و بنده نوازی مرغ هوا را نصیب و ماهی دریا
قسمت خود میخورند منعم* و درویش روزی خود میبرند پشه و عنقا*
جانور از نطفه میکند شکر از نی برگتر از چوب خشک و چشمه ز خارا
شربت نوش آفرید از مگس نحل نخل تناور کند ز دانه خرما
از همگان بینیاز و بر همه مشفق* از همه عالم نهان و بر همه پیدا
پرتو نور سرادقات* جلالش از عظمت ماورای فکرت دانا
خود نه زبان در دهان عارف مدهوش حمد و ثنا* میکند که موی بر اعضا
هر که نداند سپاس نعمت امروز حیف خورد بر نصیب رحمت فردا
بارخدایا مهیمنی* و مدبر وز همه عیبی مقدسی و مبرا
ما نتوانیم حق حمد تو گفتن با همه کروبیان* عالم بالا
سعدی از آن جا که فهم اوست سخن گفت ور نه کمال تو وهم کی رسد آن جا
سعدی
*لغات دشوار:

ایزد: خدا، آفریدگار.
صانع : آفریننده، سازنده
منعم: توانگر، مال دار.
عنقا: سیمرغ ، نام مرغی افسانه ای که زال پدر رستم را پرورد. جایگاه این مرغ در کوه البرز است .
مشفق: مهربان، مهربانی کننده .
سرادق:سراپرده ، خیمه .
ثنا: مدح ، ستایش، سپاس ، شکر.
مهیمن: ایمن کننده ، نگهبان، از نام های خداوند.
کروبیان: فرشتگان مقرب درگاه .