سلاح شعر

ادبیات رویکرد تربیتی ( کلاس شیشه ای )

بر رهگذرت بسته ام از دیده دو صد جوی        تا بوکه تو چون سرو خرامان بدرآیی     

سلاح شعر

می‌گویند، آغامحمدخان قاجار در دوران سلطنتش 2بار به جنگ روس‌ها و فتح گرجستان شتافت. بار اول به سال1029 قمری با 60هزار سپاهی به گرجستان عزیمت کرد و هراکلیوس والی آن‌جا را که به جانب روس ها متمایل بود، گوشمالی داده و خاک شهر را به توبره کشید.
بار دوم، زماني که خبر رسید کاترین(ملکه روسیه) سپاهی بیکران به جانب ایران گسیل داشته تا گرجستان و دربند و باکو و گنجه و طالش را در معرض تاراج قرار دهد. این‌بار آغامحمدخان جنگ با امیر بخارا را به تعویق انداخته سریعاً به سوی گرجستان حرکت کرد ولی در همان اوقات، کاترین فوت كرد و جانشین او از اعزام لشکریان منصرف شد. پس آغامحمدخان به سوی قراباغ شتافت و تصمیم به تسخیر قلعه شوشی گرفت. چه، ابراهیم خلیل خان -رییس ایل جوانشیر و حاکم قلعه شوشی_ سر مخالفت داشت و حاضر به اطاعت و تمکین نبود . آن زمان قلعه «شوشی» را قلعه «شیشه» هم می‌گفتند. سرسلسله قاجار، قلعه شوشی یا شیشه را در محاصره گرفت و برای آن‌ که از خونریزی و کشتار جلوگیری شود این شعر را برای ابراهیم خلیل‌خان حاکم قلعه فرستاد: 

زمنجنیق فلک سنگ فتنه می‌بارد
تو ابلهانه گریزی به آبگینه حصار؟ 

اما ابراهیم‌خلیل‌خان که سرتسلیم و اطاعت نداشت این شعر را که منسوب به خیرانی است، در پاسخ آغامحمدخان فرستاد: 

گرنگهدار من آن است که من می‌دانم

شیشه را در بغل سنگ نگه می‌دارد

+ نوشته شده در  جمعه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 8:16  توسط ملاحسنی  |