کلمات هم آوا - هم نویسه - تشابه - چند معنایی

ادبیات رویکرد تربیتی ( کلاس شیشه ای )

بر رهگذرت بسته ام از دیده دو صد جوی        تا بوکه تو چون سرو خرامان بدرآیی     

کلمات هم آوا - هم نویسه - تشابه - چند معنایی

تشابه

واژه هايی كه در صورت، يعنی از نظر تلفظ یا از نظر املا، يكسان هستند ، اما معانی متفاوتی دارند واژه های متشابه ناميده می شوند و رابطهء آنها تشابه خوانده می شود. واژه های متشابه بر دو نوعند:

واژه های هَماوا (homophone) دو یا چند واژه ای است كه از نظر تلفظ يكسان است اما املای متفاوت و معنی متفاوت دارند مانند غَذا، قَضا، غَزا-------؛ خوار، خار-----------؛اَرز، عَرض ---- ؛ صواب، ثواب-------بحر، بهر--------- تعويض،تعويذ------- حيات ، حياط----- عاجل، آجل-----  متبوع، مطبوع------  هليم، حليم؛

واژه هاي همنويسه(homograph ): دو یا چند واژه زمانی همنويسه ناميده می شوند كه در صورت نوشتاری همشكل باشند يعنی املای يكسان داشته باشند، اما معانی و تلفظ آنها متفاوت باشد مانند كرم/karam/،/korom/ ،/kerem/ و /kerm/ ؛گرد/gord/ ،/gerd/ ؛ عقاب/oqāb/، /eqāb/ ؛ جور/jur/ ،/ jowr/ ؛ ملك/molk/ ، /malak/ ، /malek/

ارتباط بين اين مفاهيم پيچيده است و به همين دليل اشاره كرديم كه  در برقراری تمايز بين آنها بايد دقت كرد. واژهء گل/gol/ خود به تنهايی چند معناست، اما اگر آن را با /gel/ مقايسه كنيم ، رابطهء موجود ميان آنها همنويسگی خواهدبود . مهر/mehr/ يعني(1)محبّت و دوستي و (2) هفتمين ماه سال شمسی ./mehr/ ،/mohr/ و/mahr/ (= مهريه) كه املا يكسانی دارند همنويسه اند، گر چه امروزه بسياری از مردم اين آخری را با كسره تلفظ می كنند.

تشديد يعني دو صامت يكسان در واژه. در خط فارسی معمولاً نشانهء تشديد كمتر در خط نشان داده می شود. بنابراين می توان واژه هايی مانند /kare/ و/korre/ را كه به شكل كره نوشته می شود همنويسه دانست .

اولی :/avalli/ ،/owlā/

جو: /javv/ ، /jow/ ، /ju/

ديار: /dayyār/ ، /diyār/

سر: /serr/ ،/sar/ ،/sor/ ،/ser/

 

چند معنایی چیست؟

املا و تلفظ واژگان موجب پديد آمدن رابطه های معنايی گوناگونی بين واژه ها می شود. گاهی مجموعه ای از معانی زير صورت زبانی ای با املا و تلفظ يكسان قرار می گيرند و گاهی امکان دارد صورت زبانی ، يعنی تلفظ و -یا املا ، يكی باشد ، امّا معانی گوناگونی برساند. گاهی برقراری تمايز بين اين مفاهيم و مصداقهای آن سخت می شود و بنابراين ،نيازمند دقت و توجّه بيشتری است .چند معنایی در واژه یا عبارت، زمانی اتفاق می افتد که یک واژه دو یا چند معنی دارد که حداقل به طور مبهم به یکدیگر مربوطند.

در زبان فارسی، واژه های بسیاری وجود دارند که بیش از یک معنی دارند، مثلا « انگیختن » به معانی « تحریک کردن، جنباندن، بلند کردن، وادار کردن، جهاندن یا شوراندن » به کار می رود.

چند معنایی هم می تواند در حوزه ی جمله مطرح شود و هم در حوزه ی واژگان.

در حوزه ی واژگان، به واژه هایی برمی خوریم که به خودی خود دارای چند معنا هستند. در ضمن از کاربرد مجازی و کاربرد استعاری واژه ها نباید غافل بود.

 

چند معنایی در واژه

به طور کلی چند معنایی واژه را می توان در دو دسته تقسیم بندی کرد:

الف) چند معنایی حقیقی:

اگر معانی مختلف یک واژه همگی قراردادی یا حقیقی باشند آن را چند معنایی حقیقی می توان خواند؛ مانند: انگیختن.

ب) چند معنایی آمیخته:

زمانی که یک واژه دارای دو گونه معنی حقیقی و مجازی باشد، می توان آن را آمیخته به حساب آورد. مثلا واژه ی « شیر » دارای دو گونه معنی است، یکی معنای قراردادی یا حقیقی چند معنایی مایع خوراکی، ابزار قطع و وصل کردن آب، حیوان درنده.

و دیگری معنای مجازی چند معنایی اگر واژه ی « شیر » را در معنی « پهلوان شجاع » به کار ببریم، معنی مجازی آن را مورد نظر قرار داده ایم. در واژه های « ماه » و « گل » نیز به این امر بر می خوریم.

در بسیاری از موارد، این دو نوع کاربرد باعث می شود که معنای یک واژه به واژه ی دیگری منتقل شود و آن را دارای چند معنا کند؛ مثلا واژه ی « ترک » که نام شاخه ای از نژاد زردپوست آسیای مرکزی است، در اثر کثرت کاربرد مجازی در معنای « زیبارو » نیز آمده است.

بنابراین چندمعنایی بیشتر معلول کاربرد واژه به معانی جنبی و مجازی آن است. واژه در اثر کاربرد مجازی اندک اندک از مفهوم اصلی خود فاصله می گیرد. گاه این فاصله به اندازه ای بین معنی اصلی و معنی جدید آن پررنگ است که تصور وجود رابطه بین آن دو عنصر ناممکن می گردد.

در این وضعیت است که می توان گفت بین مفهوم های مختلف واژه رابطه ی همنامی برقرار است.

بنابراین چند معنایی در طول تاریخ تحول زبان ممکن است منجر به پیدایش همنامی شود.

لازم به ذکر است که چند معنایی به همنامی کامل بسیار نزدیک است به گونه ای که گاه تشخیص این دو از یکدیگر دشوار می گردد.

 

برای مشخص کردن این دو از یکدیگر ملاک هایی پیشنهاد شده است که از جمله می توان « وجود یا عدم وجود رابطه ی بین معانی مختلف واژه » را ذکر کرد.

هرگاه بین معانی مختلف یک واژه رابطه ای برقرار باشد، در آن صورت آن را چند معنا می نامند.

چنان چه بین معانی مختلف یک واژه رابطه ای برقرار نباشد، آن واژه را همنام می نامند.

مثلا واژه ی « شیر » همنام است، زیرا بین سه معنای متفاوت آن – لبن، حیوان و شیر آب- رابطه ای را نمی توان تصور کرد.

چند معنایی یک واژه از راه های گوناگون می تواند پدید آید. کاربردهای مجازی، استعاری، تغییرات تاریخی و کاربردهای اجتماعی و ادبی و علمی نقش موثری در چند معنایی واژه ها داشته اند.

 

چند معنایی در گروه و جمله :

چند معنایی در جملات می تواند بر مبنای علت آن به چند دسته تقسیم گردد:

الف) چند معنایی واژگانی:

آن است که واژه ای چند معنایی در بافت جمله بیاید و چند معنا برای جمله بسازد؛ مانند: « آن یکی شیر است اندر بادیه » که « بادیه » به دو معنای « صحرا » و « کاسه » است.

بنابراین می تواند معنای « شیر » را نیز بگرداند و جمله را دارای دو معنا کند؛ مانند:

شیر چند معنایی مایع نوشیدنی سفید در کاسه.

شیر  چند معناییحیوان درنده ی گوشتخوار در صحرا

مساله ی ابهام در شعر و سخن نیز از همین جا و به وسیله ی کاربرد واژه های چند معنایی پدید می آید.

ب) چند معنایی گروهی:

با آن که هریک از واژه ها معنی روشنی دارند، اما در ترکیب یک گروه یا بخشی از ترکیبات و سازه ها در جمله، دارای ابهام می شوند. بنابراین جمله را از چند معنا برخوردار می کنند؛ مانند:

زن آموزگار را دیدم. این جمله دارای دو معنای ممکن است:

1)  زنی را که شغلش آموزگاری بود دیدم.

2) زنی را که همسر یک مرد آموزگار بود دیدم.

 

ابهام و چند معنایی این جمله به سبب گروه اسمی « زن آموزگار » ایجاد شده است.

ج) چند معنایی نحوی:

نوعی چند معنایی جمله است که در آن واژه ها به تنهایی معنی روشن دارند اما همنشینی واژه ها روی محور زنجیری سبب چند معنایی جمله شده است؛ مانند:

     من تو را بیشتر از او دوست دارم.

در این جمله همنشینی واژه ها از دیدگاه نحوی دو امکان معنایی را به وجود آورده است:

1)  من تو را بیشتر از مقداری که او تو را دوست دارد، دوست دارم.

2)  من بیشتر از این که او را دوست داشته باشم، تو را دوست دارم.

 

چند معنایی کنایی:

با آن که برخی از جمله ها معنای معین و روشنی دارند، اما شنونده به صورت قراردادی معنای دیگری از آن دریافت می کند که در بافت آن وجود ندارد. در واقع نوعی تشابه و رابطه ی بسیار دور بین آن جمله و معنای دریافتی موجود است؛ مانند:

    شتر با بارش اینجا گم می شود.

    دود از کنده بلند می شود.

چند معنایی در امثال این جمله ها ناشی از قرارداد ضمنی و ذهنی اهل زبان است وگرنه معنای ثانوی این جمله در بافت ظاهری آن وجود ندارد.

 

تست:

کدام گزینه نادرست است؟

الف) چند معنایی کنایی یک چند معنایی در واژه است.

ب) چند معنایی در طول تاریخ تحول زبان ممکن است منجر به پیدایش همنامی شود.

ج) واژه ی « شیر » در زمره ی چندمعنایی واژگانی قرار دارد.

د) چندمعنایی بیشتر معلول کاربرد واژه به معانی جنبی و مجازی آن است.

 

 

 

کلمات ( هم آوا )    و  ( هم نویسه )  در بحث آرایه های ادبی ،  جناس ناقص نامیده می شوند

کلمات  ( هم آوا _ هم نویسه )در بحث آرایه های ادبی ، جناس تام نامیده می شوند

 

 

 

به نمونه هایی از چندمعنایی در زبان فارسی اشاره می شود:

باز 

پرنده

گشاده ، متضادِ «بسته»

        جدا   

روشن، صفت رنگ : آبی باز

        پيشوند فعلی= دوباره، از سر نو، باز آمدن ، بازگشايی

وند واره: بند باز، آب باز ، بورس باز

 

مثالهاي ديگر : شانه، دار، شور، زنگ ، داد، جنبه ، پروانه

 

    شیر

    شیر (مایعی خوراکی است که توسط غدد پستانی پستانداران تولید می‌شود)

    شیر (نام یکی از صورت‌های فلکی است)

    شیر (جانوری نیرومند با سری بزرگ، پاهای بزرگ و قوی و دمی بلند از جنس پلنگ‌شکلان)

    شیر (وسیله‌ای معمولاً فلزی است که برای بازوبست، تنظیم و کنترل جریان مایعات یا گازها در لوله‌کشی به کار می‌رود)

    شیر (وسیله‌ای است که برای قطع و وصل جریان سیال‌ها)       

 شجاع

        متضاد «خط» در شير خط انداختن

        موفق و پيروز (شيری یا روباه)

 

    آل

    آل (به معنی خاندان و دودمان)

    آل (موجودی خیالی است در باور عوام)

    آل (به معنی سرخ‌رنگ است)

 

    دلتا

    دلتا (سومین حرف از حروف الفبای یونانی)

    دلتا (در دانش جغرافیا زمینی است مثلثی شکل که از آبرفت رودخانه پدید آمده باشد)

    دلتا (یکی از آلوتروپ‌های آهن است که در نقطهٔ ذوب آهن پایدار است)

 

    روان

    روح

    جاری

 

واژه هایی که هم نوشتن آن ها به یک شکل و هم تلفظشان یکسان است لیکن در معنا متفاوت اند, هم آوا , هم نویسه نام دارند.

 مثال:

 شیر:حیوان جنگل / شیر:شیر خوراکی

 - بادیه: بیابان / بادیه: ظرف

آن یکی شیر است اندر بادیه کادم می خورد          وان یکی شیر است اندر بادیه کادم می خورد

 

 خویش:خود / خویش: فامیل

 برادر که در بند خویش است نه برادر نه خویش است.                    گلستان سعدی

 

 ریش: محاسن - ریش : زخم

 ریش را تا ناف آوردن زهد نیست   زهد آن باشد که بر ریش کسان مرهم نهی       سلطانی

 

 چین: کشور چین / چین : شکن

 گر ز چین آشوب برخیزد عجب نبود که باز          بــــــــر سر زلف افتادست چین تازه ای          فروغی بسطامی

 

 فرق: تفاوت / فرق: سر

 ندانم از سر و پایت کدام خوب تر است         چه جای فرق که زیبا ز فرق تا قدمی     سعدی

 

 گور: قبر / گور: گورخر

 نبشته است بر گور بهرام گور          که دست کرم به ز بازوی زور        سعدی

 

  شانه:وسیله ی مرتب کردن مو / شانه : کتف

  نبینی آن که چو زلف تو را به شانه زنی       سر دو زلف تو با شانه می درآویزد        طبری

 

 چنگ:پنجه / چنگ : آلت موسیقی

 برخیز و بیا که چنگ در چنگ زنیم             می نوش کنیم و نام بر ننگ زنیم              خیام

 

 کوفته:نوعی غذا / کوفته: پریشان و مضطرب،ناتوان(خسته)

  کوفته در سفره ی ما گو مباش            کوفته را نان تهی کوفته است               سعدی

 

 صفا:پاکی / صفا: نام مکانی است

 چون سری بر آستانش ز سر صفا نهادی   به صفا و مروه ای دل دگرت چه کار باشد      کمال خجندی

 

 دوش:دیشب / دوش: کتف

 ز کوی میکده دوشش به دوش می بردند     امام شهر که سجّاده می کشد بر دوش        حافظ

 

 بار:دفعه / بار:پشتواره / بار:اجازه

 بارها بار به دربار تو دارند رقیبان     من که بارت کشم ای یار چرا بار ندارم             جامی

 

 داد:دادخواهی / داد:از مصدر دادن

 آن که گیسوی ترا رسم تطاول آموخت        هم تواند کرمش داد من مسکین داد   سعدی

 

 زاد:توشه / زاد:از مصدر زادن

 بیا و برگ سفر ساز و زاد ره برگیر           که عاقبت برود هر که او ز مادر زاد         خواجوی کرمانی

 

 


برچسب‌ها: کلمات هم آوا
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان ۱۳۹۴ساعت 17:37  توسط ملاحسنی  |