درس پنجم ادبیات فارسی سال هشتم راه نیک بختی
زین: مخفّفِ از این. گفته: سخن، کلام
سعادت: خوشبختی جویم: دنبال می کنم
از این سخن خوشبختی تو را میخواهم؛ پس هر چه را که میگویم، یاد بگیر.
می باش به عمر خود سحر خیز وز خواب سحرگهان بپرهیز
می باش: فعل امر(باش) بپرهیز: دوری کن، اجتناب کن
خوابِ سحرگهان: خواب اوِل صبح وَز: و از
در تمام زندگی ات سحر خیز باش و از خوابِ دمِ صبح دوری کن.(تلمیح به: سحر خیز باش تا کامروا شوی).
با مادر خویش مهربان باش آمادۀ خدمتش به جان باش
با مادرت همیشه مهربان باش و آماده باش تا از جان و دل به او مهربانی کنی.
با چشم ادب نگر پدر را از گفتۀ او مپیچ سر را
نگر: بنگر، نگاه کن، ببین سرپیچیدن: نافرمانی کردن، اطاعت نکردن
با ادب و فروتنی به پدرت نگاه کن و از سخنان او سرپیچی نکن.
چون این دو شوند از تو خرسند خرسند شود ز تو خداوند
خرسند: راضی، خشنود این دو: پدر و مادر
اگر این دو(پدر و مادر) از تو راضی و خشنود شوند؛ خداوند نیز از تو راضی میشود.
چون با ادب و تمیز باشی پیش همه کس عزیز باشی
اگر مؤدّب و پاکیزه باشی، همگان دوستدارِ تو خواهند شد.
چون : حرف ربط = با ادب و تمیز : مسند = پیش همه کس : قید = عزیز : مسند
می کوش که هر چه گوید استاد گیری همه را به چابکی یاد
چابک: سریع به چابکی: به سرعت می کوش: تلاش کن، سعی کن
تلاش کن تا هر چه را که استادت میگوید، همه را به سرعت یاد بگیری.
می کوش : گزاره است که نهاد آن حذف شده است . =استاد : نهاد جمله =هرچه : مفعول
زنهار مگو سخن به جز راست هر چند تو را در آن ضررهاست
زنهار: بدان و آگاه باش.
آگاه باش که جز به راستی سخن نگویی؛ گرچه از این جهت به تو ضرری برسد.
زنهار : شبه جمله است . =سخن : مفعول=به جزراست : قید است
بیت تلمیح دارد به سخن پیامبر ( ص ): « قُولوا الحقَّ وَلَو عَلَی اَنفُسِکُم ؛ حق را بگویید هر چند به زیانتان باشد ».
هر شب که روی به جامۀ خواب کن نیک تأمّل اندر این باب ...
جامه: لباس تأمّل: اندیشه، تفکّر، درنگ باب: مورد
هرشب : قید =روی : مضارع اخباری =جامه ی خواب : متمم =نیک : قید =اندر : حرف اضافه =این باب : متمم
این بیت با بیت بعدی وابستگی معنایی دارد. به بیان بهتر با بیت بعدی(موقوف المعانی) است.
هر شب، زمانی که به خواب می روی، در این مورد خوب اندیشه کن که ...
کان روز به علم تو چه افزود وز کردۀ خود چه بُرده ای سود؟
افزود: اضافه شد. کرده: کار، فعّالیّت
چه : نهاد =علم تو : متمم =آن روز : قید =کرده ی خود : متمم =چه سود : مفعول
که در آن روز چه چیزی به علم و آگاهی خود اضافه کردی و از فعّالیّتهای خود چه بهره ای برده ای؟
روزی که در آن نکرده ای کار آن روز ز عمر خویش مشمار
روزی : قید =آن : متمم =کار : مفعول =آن روز : نهاد =عمرخویش : متمم =
روزی را که در آن کار مفید و مؤثّری انجام ندادهای، از عمر خود به حساب نیاور.
برچسبها: درس پنجم سال هشتم راه نیک بختی