انواع را
مشنو اي دوست كه غير از تو مرا ياري هست . مشنو ...غير از تو من ياري دارم .
« را » نشانه ي قيد : «شب را به بوستان با يكي از دوستان اتفاق مبيت افتاد . » ( هنگام شب )
اگر شب رسي روز را باز گرد بگويش كه تنگ اندر آمد نبرد ( هنگام روز ...)
در دستور زبان امروزی را فقط و فقط نشانه مفعول است و دو نوع دیگر در کتاب های کهن فارسی وجود دارند و در دستور تاریخی زبان فارسی بررسی می شوند.
برای درک دو نوع دوم باید جمله را به زبان معیار و امروزی برگردانیم و به قول معروف برای خود معنی کنیم: شیخ ما را پرسیدند= از شیخ ما پرسیدند/ او را نام علی است= نام او علی است.
رای بدل از حرف اضافه در حقیقت به جای یکی از حروف اضافه به کار می رود. هنگامی که را بدل از حرف اضافهء "برای" باشد, می توان آن را به صورت فک اضافه هم در نظر گرفت.
او ما را معلم بود:
1. او معلم ما بود - فک اضافه.
2. او برای ما معلم بود- بدل از حرف اضافه.
«را» حرف اضافه می تواند در چند معنی مختلف به کار رود و آن را چند معنی است .(برای ، به ، از، در، بر،...)
الف: «را» درمعنی «برای»:
حکمت محض است اگر لطف جهان آفرین خاص کند بنده ای مصلحت عام را سعدی یعنی :برای بنده ای
ب: « را» در معنی «به »:
مسعود سعد، دشمن فضل است روزگار این روزگار شیفته را فضل کم نمای مسعود سعد یعنی: به این روزگار
ج:«را» درمعنی «در»:
فردارا خدمت می رسیم. یعنی : درفردا // امروز را کار زیاد دارم
د:«را» درمعنی «بر»:
آب بریز آتش بیداد را زیر تر ازخاک نشان باد را یعنی: برآتش بیداد آب بریز
ه:« را» درمعنی« حرف تاکید» :
من نیز اگرچه ناشکیبم روزی دوبرای مصلحت را
بنشینم و صبر پیش گیرم دنباله ی کارخویش گیرم سعدی
و:« را » درمقام « قسم و استرحام» دراین صورت کلمه ی همراه آن متمم است نه مفعول
سخن درپرده گفتی با حریفان خدا را زین معما پرده بردار حافظ یعنی: به خاطرخدا
ز: «را» در مفهوم ضمیر ملکی « آنِ»:
گرمخیر بکنندم به قیامت که چه خواهی؟ دوست ما را وهمه نعمت فردوس شمارا
ح: «را» درمفهوم «تخصیص و انحصار»:
منت خدای را عزّوجلّ که طاعتش موجب قربت است. سعدی: یعنی: منت فقط برای خداست.