ادبیات رویکرد تربیتی ( کلاس شیشه ای ) | قید

ادبیات رویکرد تربیتی ( کلاس شیشه ای )

بر رهگذرت بسته ام از دیده دو صد جوی        تا بوکه تو چون سرو خرامان بدرآیی     

قید

در این قسمت لازم دیدم که قید ها را توضیح داده و انواع آن ها را برای یادگیری بهتر عزیزان بیان کنم ، امید است که رضایت شما را جلب نماید .
قید چیست ؟
 هر کلمه ای که کلاً جمله یا فعل یا هر واژه ی دیگر ی را مقید و محدود نماید قید است و ساده ترین را ه شناخت قید از غیر آن حذف از جمله است که اگر با حذف کلمه ای معنی جمله ناقص نشود ، همان کلمه قید است .

انواع قید که در کتاب درسی آمده عبارتند از قید های نشانه دار و بی نشانه
قید های نشانه دار :

1-  تنوین دار مثل :احیاناً، اتفاقاً ، احتمالاً  اساساً و ...وهر کلمه ی تنوین دار البته تنوین نصب .
   و چون این قید ها همیشه قید اند می توان به نوعی قید مختص هم نامید که بعداً توضیح خواهیم داد .

2- حرف اضافه + اسم ( متمم قیدی ) هر اسمی که همراه با حرف اضافه بیاید و حذف ان خللی در معنی جمله وارد نکند قید است و برای تشخیص آن باید حروف اضافه را یاد گرفت .
حروف اضافه : از ، با ، در ، برای ، بر ، به ، بی ، بهر ِ ، چون ، تا ، مثل ، و....

مثال :
- جملگی ملائک را در آن حالت ، انگشت تعجب در دندان تحیّر بماند .

-یار بی پرده  از در و دیوار    در تجلی است یا اولی الابصار 

- در ماه رمضان شب ها پی در پی در آن جا می ماند .

- این نوع آب خوردن برای آدم تشنه از نظر بهداشت درست نبود .

- خود در دنیای خیال با آنان در بازی شرکت می نمود .

- [ بر ]روی قالیچه[در] جلوی آسیاب نشسته بود .

- در خیابان اصلی پاسبان ها به طور پراکنده ایستاده بودند .

- ما با کنجکاوی از پشت پنجره به بچه ها  می نگریستیم .

- این نوع حماسه از زمان های دور  به صورت شفاهی در بین ملت ها وجود داشته است .

- نفر بعدی ناجوانمردانه با دست از پشت سر علی را به زمین می اندازد .

- زهرا در کنار شیر حوض در حال شستن شیشه ی شیر نوزاد است .

- کودک در کنار آنان می نشست .

- پدر بزرگ هر سال تمام زمستان را در خانه می گذراند .

- خلاصه تا هنگامی که بزرگ شد و توانست بدون کمک دیگران به خویشتن بپردازد .

- به اندازه ی اشتها از غذای موجود می خورد .

- از آن لحظه ، حرکاتش با اندکی احتیاط و دلهره و شرم توأم شد .

- خود می دانست که با قاشق نمی تواند درست و تمیز غذا بخورد .

3- پیشوند + اسم ( واژه ی مشتق ) :
واژه هایی که با یک پیشوند و اسم تشکیل شده باشند که در این پیشوند ها فقط پیشوند « به » و « با » با حروف اضافه ها مشترک اند و باعث اشتباه می شوند و راه تشخیص آن ها هم این است که اگر واژه ای با این وند ها باشد می توان معادل ش یک واژه ی ساده و یا تنوین دار گذاشت مثلاً « به ندرت » در جمله ی « او به ندرت به ما سر می زند » می توان به جای آن واژه واژه ی « ندرتاً » یا « کم » گذاشتکه می بینیم این واژه درست برابر « به ندرت » نشسته است و ما هیچ وقت کلمه ی « ندرت » را تنها و به صورت قیدبه کار نمی بریم ولی اگر حرف اضافه و اسم باشد مثل:  « او به بازار رفت . »اگر به جای « بازار » کلمه دیگری بگذاریم مثل « خانه » این واژه یه جای « بازار » نشسته است و  به حر ف اضافه است و ما آن را مشتق حساب نمی کنیم .

- او به جد ( جداً )  می گفت : ...

- علی به سرعت  ( سریعاً ) پیراهن خود را در می آورد .

- علی به سختی ( سخت ) خود را به گروه سه نفری می رساند .

- او با اخلاص ( خالصانه )  نماز می خواند .

- من با عجله( عجولانه )همه جای  شهررا گشتم .

- به راحتی( راحت )  می توان نامی برای آن گذاشت .

- به ظاهر ( ظاهراً )  آدم خوبی است .

- من با اطمینان ( مطمئن ) گفتم : باشه انجام می دهم .

- ماشنی ها به کندی ( کند ) حرکت می کردند .

- مردم به تدریج ( تدریجاً ) در محل جمع شدند .

- به حق ( حقاً )باید گفت : او مردانه مبارزه کرد .

- علی به آرامی ( آرام ) جوراب هایش را در می آورد .

- عزرائیل به قهر  ( قهراً )یک مشت خاک از همه ی روی زمین برداشت .

- او با مزه ( خوب ) حرف می زند .

- او همیشه به جا ( درست ) حرف می زند .

-کار داشت به دلخواه ( به خوبی / خوب) انجام می یافت که ناگهان از دهنم در رفت که ...

        - قید های بی نشان
 قید های بی نشان هم به سه دسته تقسیم می شوند که عبارتند از :  -قید های مختص

 - قید های مشترک با اسم - قید های مشترک با صفت


 4- قید های مختص : قید های مختص آن گروه قید هایی هستند که همیشه به صورت قید می آیند و در جمله غیر از نقش قیدی هیچ نقش دیگر ی نمی توانند داشته باشند .

 مثال : ناگهان ، هنوز ، سپس ، هرگز ، البته ، خیلی ، چرا ، بلی ، خیر ، آری ، بالاخره ، اکنون ،
متأسفانه ، بدبختانه ، لنگ لنگان ، احیاناً ، همواره ، حتی المقدور ، بلا شک ، بلاخص ،

 - او ناگهان به وسط  پرید .  


  - او همیشه لباس های تمیز می پوشد .

- من هرگز تصور نمی کردم که روزی بیاید که او نباشد .

- هوا امروز خیلی سرد شده است .

- اتفاقآً امروز حالم خیلی خوب است .

5- قید های مشترک با اسم :

  این نوع قید ها در اصل اسم هستند که گاهی در جمله نقش قیدی پیدا می کنند و می توان آن ها را در جمله دیگر ی به صورت گروه اسمی با نقش های دیگر به کار برد .

مثال :

روز : روز ها زیاد کار می کنم .

  - مدارس خرداد تعطیل می شوند .

 - شب دیر به خانه برگشتیم  .

- جمعه ها مراسم ویژه ای داریم .

- هر جا که می روم این افکار پریشان مرا رها نمی کنند .

- امشب ، ساعت ده شب حرکت خواهیم کرد .

- او هر هفته می آید .

- صبح می رویم و عصر برمیگردیم .

- چند دقیقه همان جا که پیاده شده بود ایستاد .

- دیروز صبح او را دیدم .

- شب ساعت ده می خوابم .

- روز های بعد نتیجه اش را خواهید دید .

- اتفاقاً پارسال همین موقع او را دیده بودم .

- گاهی به دیدنم می آید .

- چند دقیقه استراحت می کنیم .

6- قید های مشترک با صفت

این نوع قید ها در اصل صفت اند و در بعضی جمله ها نقش قیدی به خود می گیرند .
و می توانیم همان قیدی جمله را در دیگر جمله نقش صفت بدهیم .مثل :
 
 خوب : او خوب می دانست که ما نمی آییم . در این جمله « خوب » قید است و می توان در جمله دیگر ی مثلاً
«  آدم خوبدر این دور و زمانه کم پیدا می شود چرا نمی دانم  .»

مثال :


- او همیشه جالب قصه می گوید . ( قصه ی جالبی نوشته است . )


- او بلند حرف می زند . ( صدای بلند آدم را کلافه می کند . )


- علی ورقه اش را تمیز نوشته است . ( لباس تمیز نشانه ی شخصیت انسان است .)


- دوستم تند می نویسد . ( سراشیبی تندی جلویمان است . )


- دخترم قشنگ ارگ می نوازد . ( کیف قشنگی برایم خریده بود . )


- برادرم نامه ها را خوانا می نویسد . ( نوشتن نامه ی خوانا به آن ارزش می دهد . ) 


- درست راه برو نیفتی ! ( او به کار های درست دیگران ارزش قائل است .)

- ما ساکت نشسته بودیم که ناگهان آسمان غرید . ( محل ساکتی برای استراحت کردن لازم داریم .)


گاهی همین صفت ها که می توانند در جمله قید باشند باز می توانند نقش مسندی داشته باشند و آن زمانی است کعه فعل جمله اسنادی باشد . مثل :

- او ساکت نشسته بود . ( قید )
 
- بچه ی  ساکت را همه دوست دارند . ( صفت )

- دوستم ساکت بود .( مسند )
 
- او بلند حرف می زند . ( قید )

- صدای بلند مرا اذیت می کند . ( صفت )

- قد او بلند است . ( مسند )


                             گونه ای دیگر از تقسیمات قید ها

قید ها را از یک نظر هم می توان به  :

1-قیدجمله

2- قید فعل

3- قید صفت

4- قید مسند

5- قید قید

 - قید مصدر

 تقسیم نمود .

قید جمله : معمولاً در اول جمله می آید و کلّ جمله را مقید می کند و توضیحی اضافی به کلّ جمله می دهد .

-   خوشبختانه ما به موقع رسیدیم .

- متأ سفانه من امروز خیلی دیر کردم .

- لابد همه می دانید که امروز امتحان داریم .

- عاجزانه از شما تقاضا دارم که توجه فرمایید .


         قید فعل

- قیدی است که وابسته ی فعل جمله بوده و آن را مقید می کند .
    مثال:

- دوستم خوب درس می خواند .


- ما به سرعت دویدیم .


-من خوشحال آمدم .

          قید صفت
قیدی است در باره صفت های ساده ، فاعلی ، مفعولی و... توضیحی می دهد .

- او شخص بسیار دانا و بزرگواری به خدمت گرفته است .

- او از راه بسیار دوری آمده بود .

- یک لباس کاملاً تمیز خریده ام .

-  پدرم خانه ی خیلی بزرگ برای من خرید .

                قید مسند
- قیدی است که برای مسند توضیح می دهد . مثل :

- لقمان بسیار دانا بود .

- امروز هوا کاملاً صاف است .

- آن لحظه من خیلی شاد بودم .

- او را  واقعاً عاقل یافتم .
                          قید قید
قید قید آن است که ما در جمله برای یک قید ، قید دیگری بیاوریم و توضیح اضافی در مورد قید جمله می دهد . مثل :

- احمد خیلی خوب درس می خواند .

- او بسیار عاقلانه تصمیم گرفته است .

- علی واقعاً جوانمردانه می جنگید .


                         قید مصدر
قیدی است که توضیح اضافی در مورد مصدر بعد از خود می دهد .مثال :

- تند راندن ماشین بسیار خطرناک است .

- زیاد خوردن آدم را بیمار می کند .


-بسیار محطاط بودن بعضی موقع ها کار دست آدم می دهد .

- شاد زیستن راه های زیادی دارد .

- با عجله کار کردن باعث آشفتگی کار ها می شود .


البته تقسیمات و انواع مختلف قید ها در کتب دستوری نوشته شده که خارج از برنامه ی درسی است و در صورت نیاز می توانید به کتاب های دستوری دیگر مراجعه فرمایید و از بذل توجه شما عزیزان بی نهایت ممنونم ، همیشه سبز باشید .


برچسب‌ها: قید
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام آبان ۱۳۹۵ساعت 23:17  توسط ملاحسنی  |