گذار یا گزار

ادبیات رویکرد تربیتی ( کلاس شیشه ای )

بر رهگذرت بسته ام از دیده دو صد جوی        تا بوکه تو چون سرو خرامان بدرآیی     

گذار یا گزار

بسیاری مواقع در تفاوت “گزار” و “گذار” دچار اشتباه می‌شویم. مثلاً در کلماتی مانند: قانون گذار، نماز گزار، خدمت گزار و مانند آن‌ها. اصلی ترین روش برای شناخت تفاوت این ترکیب‌ها ، توجه به شکل نوشتن فعل‌های “گذاشتن” و “گزاردن” و معنی آنهاست.

در مورد مصدر گذاشتن: (گذار ریشه فعل گذاردن است و به معنی گذاشتن است)
معانی: قرار دادن، جای دادن، ترک کردن، عبور کردن، وضع کردن، اجازه دادن و موارد مشابه اینهاست.
مثال: کتاب را در قفسه گذاشتم. (قرار دادم)
-نظر پدرت چه بود؟ -پدرم راضی نبود، اما بالاخره گذاشت. (اجازه داد)
مرگ او اندوه بزرگی را در قلبم گذاشت. (معنای مجازی قرار گذاشتن)
دیگر کاربردها: واگذاردن، واگذار کردن: تسلیم کردن، به عهده‌ی کسی انداختن- جا گذاشتن، گرو گذاشتن- بنیانگذار: بنا کننده- سیاستگذار: وضع کردن سیاست -پایه گذار- سرمایه گذار- امانت گذار- بیمه‌گذار- قانون گذار- فرمان گذار- فروگذار و …

آب گذار : معبر آب
مرحم گذار : گذارنده مرحم
کلاه گذار : کلاه گذارنده ، کسی که مردم را فریب می دهد و پول و مال آنها را می گیرد.
قانون گذار : کسی که قانون را تعیین می کند.
بنیان گذار : تاسیس کننده ، بنیان کننده
گذار گرفتن : از راهی عبور کردن

 آسان گذار

آب گذار

قانون گذار

فروگذار

تخم گذار

مرهم گذار

بيمه گذار

بنيان گذار

بادگذار

عنايت گذار

گرو گذار

فرمان گذار

امانت گذار

نكته گذار

مشكل گذار

دريا گذار

نام گذار

كلاه گذار

هامون گذار

پي گذار

 

در مورد مصدر گزاردن: (= گزاریدن)
معانی: انجام دادن و به‌ جا آوردن، پرداختن (وام، مالیات و غیره)، بیان کردن، ترجمه کردن، تفسیر کردن، رسانیدن و تبلیغ کردن ( پیغام، پیغمبری و غیره)، بیان کردن، صرف و خرج کردن
کاربردها: گزارش، بیان کردن، اظهار کردن: سخن گزاردن، پاسخ گزاردن- نمازگزار: به جای آورنده‌ی نماز- خدمتگزار: به جای آورنده‌ی خدمت- سپاسگزار: به جای آورنده و ادا کننده‌ی تشکر- وام‌ گزار: پرداخت کننده‌ی وام- پیام گزار: پیام آور- خواب‌ گزار: تعبیر کننده‌ی خواب – حق‌گزار: ادا کننده‌ی حق- مصلحت گزار: خیر اندیش- گله گزار: گله کننده – باج گزار: باج دهنده

حین نوشتن چنین عباراتی مثلاً نمازگزار، با خودتان بگویید: نماز گذاشتن یا نماز گزاردن؟ نماز قرار دادن یا نماز به جا آوردن؟ مسلماً پاسخ درست را می‌یابید. خدمت گذاشتن یا گزاردن؟ و …

طواف گزار

خراج گزار

كارگزار

خدمتگزار

نماز گزار

نصيحت گزار

كينه گزار

حج گزار

خواب گزار

تاج گزار

شكرگزار

پيام گزار

فرمان گزار

گله گزار

سخن گزار

مال گزار

معني گزار

نافله گزار

پاسخ گزار

سجده گزار

 

 

 

مال گزار

سنان گزار

 پیام گزار : پیام اور
خوابگزار : تعبیر کننده خواب
حقگزار : ادا کننده حق
مصلحت گزار : خیر اندیش
گله گزار : کسی که از کسی یا چیزی گله می کند.
باج گزار : باج دهنده
سپاس گزار : تشکر کننده
سپاسگزاری کردن : تشکر کردن

بالاخره چطور “گذار” و “گزار” را از هم جدا کنیم؟!

به طور کلی می‌توان گفت:

هرگاه پسوند به معنی نهادن، گذاشتن و قرار دادن باشد، با ذ می‌نویسیم.
هرگاه پسوند به معنی ادا کردن ، انجام دادن و به‌جا آوردن باشد با ز می‌نویسیم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آذر ۱۳۹۵ساعت 10:8  توسط ملاحسنی  |