گذار یا گزار
بسیاری مواقع در تفاوت “گزار” و “گذار” دچار اشتباه میشویم. مثلاً در کلماتی مانند: قانون گذار، نماز گزار، خدمت گزار و مانند آنها. اصلی ترین روش برای شناخت تفاوت این ترکیبها ، توجه به شکل نوشتن فعلهای “گذاشتن” و “گزاردن” و معنی آنهاست.
در مورد مصدر گذاشتن: (گذار ریشه فعل گذاردن است و به معنی گذاشتن است)
معانی: قرار دادن، جای دادن، ترک کردن، عبور کردن، وضع کردن، اجازه دادن و موارد مشابه اینهاست.
مثال: کتاب را در قفسه گذاشتم. (قرار دادم)
-نظر پدرت چه بود؟ -پدرم راضی نبود، اما بالاخره گذاشت. (اجازه داد)
مرگ او اندوه بزرگی را در قلبم گذاشت. (معنای مجازی قرار گذاشتن)
دیگر کاربردها: واگذاردن، واگذار کردن: تسلیم کردن، به عهدهی کسی انداختن- جا گذاشتن، گرو گذاشتن- بنیانگذار: بنا کننده- سیاستگذار: وضع کردن سیاست -پایه گذار- سرمایه گذار- امانت گذار- بیمهگذار- قانون گذار- فرمان گذار- فروگذار و …
آب گذار : معبر آب
مرحم گذار : گذارنده مرحم
کلاه گذار : کلاه گذارنده ، کسی که مردم را فریب می دهد و پول و مال آنها را می گیرد.
قانون گذار : کسی که قانون را تعیین می کند.
بنیان گذار : تاسیس کننده ، بنیان کننده
گذار گرفتن : از راهی عبور کردن
| آسان گذار |
آب گذار |
قانون گذار |
فروگذار |
تخم گذار |
|
مرهم گذار |
بيمه گذار |
بنيان گذار |
بادگذار |
عنايت گذار |
|
گرو گذار |
فرمان گذار |
امانت گذار |
نكته گذار |
مشكل گذار |
|
دريا گذار |
نام گذار |
كلاه گذار |
هامون گذار |
پي گذار |
در مورد مصدر گزاردن: (= گزاریدن)
معانی: انجام دادن و به جا آوردن، پرداختن (وام، مالیات و غیره)، بیان کردن، ترجمه کردن، تفسیر کردن، رسانیدن و تبلیغ کردن ( پیغام، پیغمبری و غیره)، بیان کردن، صرف و خرج کردن
کاربردها: گزارش، بیان کردن، اظهار کردن: سخن گزاردن، پاسخ گزاردن- نمازگزار: به جای آورندهی نماز- خدمتگزار: به جای آورندهی خدمت- سپاسگزار: به جای آورنده و ادا کنندهی تشکر- وام گزار: پرداخت کنندهی وام- پیام گزار: پیام آور- خواب گزار: تعبیر کنندهی خواب – حقگزار: ادا کنندهی حق- مصلحت گزار: خیر اندیش- گله گزار: گله کننده – باج گزار: باج دهنده
حین نوشتن چنین عباراتی مثلاً نمازگزار، با خودتان بگویید: نماز گذاشتن یا نماز گزاردن؟ نماز قرار دادن یا نماز به جا آوردن؟ مسلماً پاسخ درست را مییابید. خدمت گذاشتن یا گزاردن؟ و …
|
طواف گزار |
خراج گزار |
كارگزار |
خدمتگزار |
نماز گزار |
|
نصيحت گزار |
كينه گزار |
حج گزار |
خواب گزار |
تاج گزار |
|
شكرگزار |
پيام گزار |
فرمان گزار |
گله گزار |
سخن گزار |
|
مال گزار |
معني گزار |
نافله گزار |
پاسخ گزار |
سجده گزار |
|
|
|
|
مال گزار |
سنان گزار |
پیام گزار : پیام اور
خوابگزار : تعبیر کننده خواب
حقگزار : ادا کننده حق
مصلحت گزار : خیر اندیش
گله گزار : کسی که از کسی یا چیزی گله می کند.
باج گزار : باج دهنده
سپاس گزار : تشکر کننده
سپاسگزاری کردن : تشکر کردن
بالاخره چطور “گذار” و “گزار” را از هم جدا کنیم؟!
به طور کلی میتوان گفت:
هرگاه پسوند به معنی نهادن، گذاشتن و قرار دادن باشد، با “ذ” مینویسیم.
هرگاه پسوند به معنی ادا کردن ، انجام دادن و بهجا آوردن باشد با “ز” مینویسیم.