*دریا*

ادبیات رویکرد تربیتی ( کلاس شیشه ای )

بر رهگذرت بسته ام از دیده دو صد جوی        تا بوکه تو چون سرو خرامان بدرآیی     

*دریا*

مقدمه: دریا بی پایان بود.موج ها ارام نداشتند.دریا معنی شوری اب بود با ماهی های کوچک و هزاران صدف رنگارنگ.دریا یعنی هیاهوی موج های کف کرده،باران قطره ها و فریادهایی سرشار از هیجان که در این بازار هیاهو در فضای نامتناهی به انتها نمیرسد.

اهسته به سوی معرکه ابی رنگ قدم برداشتم.نسیم گوشنوازی را روی صورتم احساس کردم که موهای گیس شده کنار گوشم را در هوا به پرواز دراورده بود.تابش سوزان افتاب داغ تابستان پوست لطیف دستانم را قرمز کرده بود.

ریز ریزه هایی از ماسه لای انگشتان رفته بود و پاهایم را اذیت میکرد.در دل این آزار ناشی از ماسه گرمای شدیدی را درکف پاهایم احساس کردم.در نیمه های مسیر خرچنگ های رنگارنگ را دیدم که بی خبر از شن ها سر از خاک بیرون اورده بودند.از دور صخره ها را دیدم که چگونه با قدرت مانع ورود اب دریا به شهر میشوند.

هرچه نزدیک تر میشوم این معرکه ابی برایم زیباتر میشود.برخورد اب را با انگشتانم احساس کردم.گرمی افتاب و سردی اب حس خوبی را در وجودم پدید اورده بود.پاهایم را که در اب نگاه میکنم مانند تکه سنگی به زمین چسبیدند و خیال جداشدن از اب را ندارند.موج های دریا به سرعت برای استقبال من به ساحل نزدیک میشوند.انقدر نزدیک که لباس هایم خیس میشوند.

نتیجه:دریا یعنی فریاد موج ها برای عبور و چشم های مشتاقی که این مبارزه را تماشا میکردند.دریا یعنی شنیدن قشنگترین انشاء درباره مرغ های دریایی .دریا یعنی وسعت،زندگی بی پایان،یعنی هزاران زندگی،هزاران شور و شوق،دریا یعنی خیره شدن به افق در آرزوی پایان.

نگین خواجوی .دهم ریاضی.
دبیرستان نمونه دولتی رضوان(دزفول)
سرکار خانم :ندایی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۶ساعت 23:21  توسط ملاحسنی  |