انواع چون

ادبیات رویکرد تربیتی ( کلاس شیشه ای )

بر رهگذرت بسته ام از دیده دو صد جوی        تا بوکه تو چون سرو خرامان بدرآیی     

انواع چون

یکی از مباحث مهمی که در آزمونهای ورودی مدارس برای طرح سوال مورد استفاده قرار میگیرد، حروفی هستند که می توانند کاربردهای جداگانه ای داشته باشند و معمولا طراحان سوال از کارکردها و معناهای مختلف آنها پرسش میکنند. 

یکی از این حروف #چون است که می تواند به عنوان #حرف_ربط ، #حرف_اضافه و یا #قید به کار رود. ما باید بدانیم در هر کدام از این وضعیتها

#چون به چه معناییست و چه کارکردی دارد.

توجه: چو ، همچون ، همچو ، چونان ، چنین شکل های دیگر چون هستند و باید انها را مثل چون بررسی کنیم.

⭕️ انواع #چون :
1- حرف ربط : اگر چون به معنای وقتی که ، زیرا ، به دلیل اینکه ، چون که و ... به کار برود حرف ربط است.
مثالها:
چون ابر به نوروز رخ لاله بشست / برخیز و به جام باده کن عزم درست ( هنگامی که در نوروز ابر چهره گل لاله را شست .... )
چون بلبل مست راه در بستان یافت / روی گل و جام باده را خندان یافت ( وقتی که بلبل خوشحال به باغ راه پیدا کرد....)
چون عمر به سر رسد چه شیرین و چه تلخ ( وقتی عمر تمام شود شیرین و تلخش فرقی ندارد...)
چون تشنه جان سپردم آن گه چه سود دارد؟ / آب از دو چشم دادن بر خاک من گیا را ( وقتی که تشنه جان دادم ان وقت چه سودی دارد...)


2. حرف اضافه: این نوع از حرف چون را همه ما به عنوان #ادات_تشبیه می شناسیم که به معنای مثل و مانند است. پس اگر چون در جایگاه ادات تشبیه به کار رفته باشد و یک تشبیه را شکل داده باشد حرف اضافه است.
مثالها:
شبی چون شبح روی شسته به قیر / نه بهرام پیدا نه کیوان نه تیر ( یک شب مثل شبه ...)
ببارید چون ژاله ز ابر سیاه / کسی را نبد بر زمین جایگاه ( مثل باران از ابر سیاه می بارید...)
به بالا چو سرو و به رخ چون بهار / به هرچیز ماننده شهریار ( از جهت قدبلندی مثل سرو و از زیبایی مثل بهار ....)
مقدارِ یارِ همنفس ، چون من نداند هیچکس / ماهی که بر خشک اوفتد، قیمت بداند آب را ( کسی مثل من ارزش دوست موافق را نمی داند...)
مرا و عشق تو گیتی به یک شکم زاده ست / دو روح در بدنی چون دو مغز در یک پوست ( جهان ، من و عشق تو را با هم زاده است... مثل دو مغز در یک پوست...)
تا کی اخر چو بنفشه سر غفلت در پیش؟ / حیف باشد که تو در خوابی و نرگس بیدار ( تا کی مانند بنفشه غافلی...)

 

3. قید: اگر چون به معنای چگونه به کار رود قید است. اگر چون در معنای چگونه و برای پرسش به کار رود قید پرسشی خواهد بود.
مثالها:
مگر کز شمار تو آید پدید / که نوبت ز گیتی به من چون رسید ( چگونه نوبت به من رسید...)
روی خوش و آوازِ خوش دارند هریک لذتی / بنگر که لذت چون بود، محبوب خوش آواز را ( نگاه کن که لذت دوست زیباروی خوش صدا چگونه است؟...)
خیالش در نظر ، چون آیدم خواب؟ / نشاید در به روی دوستان بست ( وقتی فکرش در خاطرم است چگونه خوابم ببرد؟....)

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آذر ۱۳۹۶ساعت 23:50  توسط ملاحسنی  |