مهارت سنجش و مقایسه در کتاب نگارش کلاس هشتم
یکی از روش های انشانویسی روش سنجش و مقایسه است. در این روش به مقایسه دو موضوع می پردازیم. در زیر نمونه ای از انشانویسی با روش مقایسه ای می آید : بخوانید نویسنده زیبا نوشته است.
موضوع:سنجش و مقایسه رفتگر و آفتاب
"رفتگر و مهر تابان "
آفتاب واژه ای پنج حرفی است، رفتگر هم پنج حرف دارد. این بدان معناست که سفره ی دل رفتگران به اندازه وسعت خورشید گسترده است.
خورشید همچون مادری است که هر صبح چشمانش را باز می کند و آهسته آهسته از سمت مشرق با جامه ای زرد و نارنجی می آید تا گیسوان طلائیش را به رخ همگان بکشد.
خورشید همان مادری است که با وجودش خانه ها گرم هستند، اگر باشد زندگی جریان دارد. زندگی با وجود خورشید معنا پیدا می کند.
رفتگر همچون پدر سخت کوشی است که همزمان با خورشید بر می خیزد؛جامه ای نارنجی به تن می کند و جارویی زرد در دست می گیرد . کمر همت را می بندد و از خانه بیرون می زند، تا زمین را از آلودگی ها بزداید. درست همانند پدری که دوست ندارد گزندی کاشانه اش را مورد خطر قرار بدهد.
هر زباله که در زمین ریخته می شود تیزی ای می شود ، در دل این مهر تابان فرو می رود و قلبش از ان تیزی از درد آتش می گیرد. هر چه زباله بیشتر باشد آتش بیشتر زبانه می کشد و دودش بیشتر در چشم زمین فرو می رود.
خورشید دست برگ ها را از دست درختان جدا می کند و میان آنها فاصله را متولد می کند. برگ ها در آغوش باد گاهواره وار تکان های ریزی می خورند و سر انجام در بستر زمین به خواب فرو می روند.
اما رفتگران برگ ها را بیدار می کنند.
آنها را با جاروهایشان وادار می کنند تا در گوشه ای جمع شوند. در این بین گاهی دست یکی از برگ ها می شکند، گاهی پای دیگری از جای در می آید...
ما دستمان به خورشید نمی رسد. با او مایل ها و فرسنگ ها فاصله داریم. نمی توانیم او را در آغوش بگیریم. اما با رفتگران تنها، چند متر فاصله داریم. کافی است دستانمان را از هم بگشاییم، بر روی چشمانمان گرد مهربانی بپاشیم،ما می توانیم با رفتگران مهربان تر باشیم.
افزایش سن خورشید را می توان از بیشتر و بیشتر گرم شدن آن تشخیص داد. اما این پر حرارت شدن روزی به پایان می رسد. روزی چشمان خورشید بی فروغ می شود و دیگر صبحی باز نمی شود.
آری، این مهر تابان برای همیشه غروب می کند.
همچون شمع خانه ای که دیگر خاموش گشته. حتی پروانه ها هم نمی توانند به دورش بچرخند. زیرا خود آن پروانه ها، با زیاد بال زدنشان باعث خاموشی شمع شده اند. اما شمع قبل از خاموشی از خشم زبانه کشید و بال های پروانگان را سوزاند و سپس خاموش شد.
قصه ما هم همانند پروانه هاست. ما آنقدر در استفاده از منابع حریص هستیم که باعث گرم شدن خورشید شده ایم. و دو فردای دیگر نیز باعث می شویم که برای همیشه خاموش بشود. آری ؛آن روز تک ستاره منظومه شمسی جان می کند و می میرد، و زندگی ما هم با مرگ او به پایان می رسد.
افزایش سن رفتگران را نیز می توان با افزون تر شدن پینه های دستانشان،با بیشتر شدن چروک های صورتشان، با خمیده تر شدن کمر هایشان فهمید. که آن هم به دلیل افزایش زباله است.
رفتگران صدایی برای اعتراض دارند اما خورشید شاید صدایی نداشته باشد اما پرتو های نورانی اش زبانش هستند.
که با بی زبانی می خواهند به مردمان زمین بفهمانند که کمتر آلودگی ایجاد کنند. فریاد خورشید در برابر این ظلم ها از سوی ساکنان زمین تنها سکوت است و سکوت و گرم تر شدن.
بیایید قدر این مادر و پدران زمین را که از آفریده های خداوند تعالی هستند ، بدانیم.
دبیر محترم ادبیات استان گلستان
خانم هاشمی عزیز
دانش آموز: ایدا ملکی