مهمترین لغات در رابطه با ایهام و ایهام تناسب
روی(فلز_صورت)
خراب(مستی_نابودی)
هوا(دوستی_عنصر هستی)
پرده(پوشش_پرده موسیقی)
گوشه(کنج_اصطلاح موسیقی)
رنگ(شیوه_الوان)
عین(چشم_مثل)
مردم(مردمک چشم_انسان)
عشاق(اصطلاح موسیقی_عاشقان)
راه(اصطلاح موسیقی_طریق)
پروانه(حشره_اجازه)
گران(سنگین_باارزش)
درگرفتن(اثرکردن_آتش گرفتن)
از این دست(شیوه_عضو بدن)
ترک(رهاکردن_کلاه خود)
قانون(اساس و قاعده _نوعی ساز)
عود(چوب خوشبو_نام ساز)
آهو(غزال -عیب )
آیت ( آیه ی قرآن - نشانه)
اسب (حیوان اسب - مهره ی شطرنج)
افتاده ( بر زمین افتاده - متواضع)
بار (مرتبه - محموله )
باز (پرنده ی شکاری -دوباره - گشاده )
برآید ( ممکن باشد - طلوع کند )
بو ( رایحه - آرزو )
بوستان ( نام کتاب سعدی - باغ )
پرده ( پوشش و حجاب -نغمه موسیقی )
پیاده ( متضاد سوار - مهره ی شطرنج )
پیل ( نام حیوان - مهره ی شطرنج)
تار ( رشته ی مو- تاریک - نوعی ساز)
تفسیر ( شرح و بیان - تفسیر قرآن)
چنگ ( دست - نوعی ساز)
چین ( نام کشور -پیچ وتاب)
داد ( عدل - فریاد - بن فعل ماضی)
دار ( درخت - چوبه ی اعدام)
دارا ( داریوش - ثروتمند )
دستان ( زال -نیرنگ - نغمه- دست ها)
دوش ( دیشب - کتف )
راست ( درست - متضاد چپ )
رخ (چهره - مهره ی شطرنج )
روان ( روح - جاری )
رود ( رود خانه- نوعی ساز - فرزند)
روزی ( رزق - یک روز )
زال ( پیرزن - پدر رستم )
سرگرم ( مشغول - گرم بودن از مستی)
سو (سمت وجهت - نور چشم )
شانه (کتف - ابزار آرایش )
شاه ( پادشاه - مهره ی شطرنج)
شکر ( ماده ی شیرین- همسرخسرو)
شور (غوغا- نوعی مزه- دستگاهی درموسیقی)
قلب ( دل -سکه ی تقلبی- دگرگون کردن)
قلم ( ابزار نوشتن- شکسته)
کنار (آغوش - ساحل- جنب )
گلستان( کتاب سعدی - گلزار)
گور (قبر - گور خر )
لاله ( نام گل - نوعی چراغ )
لب ( عضوی درصورت- کنار- لبه)
ماه( ماه آسمان- سی روز)
مجنون (دیوانه - قیس بنی عامر)
مدام( شراب - پیوسته )
مشتری ( خریدار - سیاره مشتری )
منصور( پیروز - نام حلاج)
مهر (خورشید- محبت - ماه مهر )
نای ( نی - حلق )
نقد (سکه و پول - بررسی)
نهاد (ذات - فعل ماضی از مصدر نهادن)
حافظ( نام شاعر - حافظ قرآن)
حدیقه ( کتاب سنایی - باغ )
حلاج (پنبه زن - لقب حسین بن منصور)
خلیل ( دوست - لقب حضرت ابراهیم )
خویش (ضمیر مشترک - بستگان)
عود ( چوبی معطر- نوعی ساز)
عهد ( دوره -پیمان)
غریب ( عجیب - بیگانه)
هوا( جَو - میل و هوس - عشق)
هزار ( عدد ۱۰۰۰ - بلبل)
دور اندیش( آینده نگر- کسی که به دور می اندیشد)