قافیه در شعر نو
شاعران نو پرداز برای قافیه اهمیت زیادی قائل اند ، مثلا نیما یوشیج درباره ی قافیه مینویسد که : اگر قافیه نباشدچه خواهد بود ؟ حباب تو خالی ، شعر بی قافیه مثل آدم بی استخواناست . هنر شاعریی در قافیه سازی است ...
قافیه ی شعر نو بر خلاف شعر کلاسیک در آخر ابیات نمی آید بلکه بستگی به مطلب دارد . به علاوه هر مطلب قافیه دار نیست . به هر حال در شعر نو قافیه محدودیت های شعر کلاسیک را ندارد وشاعر خود را اسیر قافیه نمیسازد ، بلکه معمولا در هر مطلب دو یا چند مصرع قافیه دار می آید . در ادامه به نمونه ای از یک شعر نو می پردازیم که می توان آزادی شاعر را در خلق هنر قافیه سازی به وضوح دریابیم .
از تهی سرشار
جویبار لحظه ها جاری است
چون سبوی تشنه کاندر خواب بیند آب و اندر آب بیند سنگ
دوستان و دشمنان را می شناسم من
زندگی را دوست می دارم
مرگ را دشمن
وای اما با که باید گفت؟ من دوستی دارم
که به دشمن باید از او التجا بردن
جویبار لحظه ها جاری ....
( م . امید )